 |
 |
 |
| نظرات (جمعا 411 نظر) : |
نظرات درج شده در این صفحه در بخش "دفتر نظرات بازدیدکنندگان" در وب سایت Sohrabsepehri.com نیز قابل مشاهده میباشند. |
|
 |
 |
 |
|
|
در مورد سنگ قبر زیاد ناراحت نشید مهم اینه که سهراب یادش زنده هست و اشعار فوق العاده زیباش رو خیلی ها میخونن و روحشون رشد میکنه
اشعار سهراب سپهری، یکی از بهترین هدیه های خداوند بود برای من :) |
 |
 |
 |
 |
ونوس |
30 آذر 1390 | 13:59:12 |
 |
 |
 |
|
| من از سهراب خیلی فاصله دارم و فقط 1 بار تونستم به ارامگاهش برم ولی از دیدن آرامگاهش خیلی ناراحت شدم چون یک چنین آرامگاهی در خور این هنرمند بزرگ نیست. جالب اینجاست که تابلوهای نقاشیشو با قیمت های خیلی بالا می فروشن ولی معلوم نیست با پولش چیکار میکنن. کاش می دونستیم...... |
 |
 |
 |
|
|
| ممنون از عکسها - منم واقعا دلم گرفت وقتی دیدم آن سنگ ساده و بی آلایش را که بزرگی سهراب را با همه حقارتش نشان میداد برداشته اند و یک سنگ مثل همانهایی که بر مزار آدمهای معمولی هست گذاشته اند - آخرسهراب که معمولی نبود او از جایی دیگر و از ماورا بود- روحش شاد |
 |
 |
 |
|
|
| وقتئ تنهام شعرهائ سهراب مثل قرص ارام بخشه چون وقتئ شعراشومیخونم غمهائ اون توشعراش یادم میادوغمائ خودموفراموش میکنم |
 |
 |
 |
 |
Unknown |
13 مهر 1390 | 07:47:32 |
 |
 |
 |
|
| طلوع سهراب بااولین شعرش بودوغروبش بااخرین شعرش کاش من هم مانند سهراب جرات گفتن شعرهایم راداشتم |
 |
 |
 |
 |
رزوحشئ |
13 مهر 1390 | 07:39:20 |
 |
 |
 |
|
| تاشقایق هست زندگئ بایدکرد من رزوحشئ هستم من تازه این سایت رودیدم چون واقعاعاشق شعرهائ استادسپهرئ هستم پاینده باشید |
 |
 |
 |
 |
... |
7 مهر 1390 | 00:19:46 |
 |
 |
 |
|
| سلام . میخوام تشکر کنم بابت این محیط... .و خسته نباشید بگم.من تازه با اینجا اشنا شدم و واقعا خوشحال شدم وقتی صفحه به صفحه ی اینجا رو دیدم خستگی از تنم در رفت. من عاشق سهرابم.اون یه پدیده بود که دیگه مثلش به وجود نمیاد.هر کسی که هستید ازتون ممنونم.من وقتی دلم میگیره فقط با شعرای سهراب اروم میشم........... . |
 |
 |
 |
|
|
| سلام.واقعا عالی بود. |
 |
 |
 |
 |
دوست |
12 شهريور 1390 | 00:01:31 |
 |
 |
 |
|
| سلام. همه خانواده سهراب خبر داشتند، شما هم ناراحت نباش الان با پول میشه اشعار سهرابو به اسم خودت چاپ کنی................... |
 |
 |
 |
 |
قیزیل گول. |
5 شهريور 1390 | 14:16:7 |
 |
 |
 |
|
بر سر تربت حافظ گذری همت خواه که زیارتگه رندان جهان خواهد شد. |
 |
 |
 |
 |
حمید |
24 مرداد 1390 | 22:44:56 |
 |
 |
 |
|
| حیف سهراب که گیر این جماعت افتاد چه قبل از سفر چه بعد از سفر. |
 |
 |
 |
|
|
کاش می توانستیم از پوسته ی حقیر ی که در آن غلت می زنیم، نیم نگاهی به موقعیتی که در آن هستیم، بیندازیم. این جا متعلق به سهراب است و سنگ مزار او. حرمت را نگه دارید. عقده های شخصی و فحاشی های ادبی! را بگذارید برای جای دگر. اگر حرف درست و حسابی یرای گفتن ندارید، سکوت کنید. انگار فراموش کرده اید که همه چیز از تفییر سنگ قبر سهراب شروع شد. گویا باور ندارید که هنوز هم باید دور چنان محوری بگردیم و تبادل نظر نکنیم. به من بگویید بعد از این همه لفاظی ها، به کجا رسیده ایم؟ کجای ادامه ی داستان هستیم؟ به کدام سو می رویم؟ اصلن این آماده گی را داریم که به حرف یک دیگر گوش کنیم؟ قادریم با هم صادق و یکرنگ باشیم؟ چیزی از "ما" می فهمیم؟ می توانیم درک کنیم که معنایش -هرچه هست- در عمل ما متبلور مشود و نه در ادعاهای بی پشتوانه مان؟ |
 |
 |
 |
 |
باران |
4 مرداد 1390 | 11:44:10 |
 |
 |
 |
|
مسول بیگانه ساختن آدمها خود ایران نیست آنهایی که بیرون از ایران هستند این بیگانگی را بوجود می آوردندشما از خودتون بگید به قول یکی از همکاراتون دارید حلوای تاریخی درست می کنید این حلوای تاریخی تمام نشد؟ و چه بیشرمانه نه خجالتی نه شرمی شاید در این سیاستی که دارید انسانیت را بزرگ می کنی؟ http://baraanbaraanbaraanbaraan./persianblog.ir
|
 |
 |
 |
|
|
با سلام و ادب به گمانم خانۀ دوست نه اینجاست. بهشت پذیرای سهراب خواهد بود. اگه ما قدر بزرگای خودمونو بدونیم ، عرف شکنی میشه. نباید زیاد رنجید . سهراب هم مثل تمام ایرانی هایی که نام این سرزمینو زنده نگه داشتن، تو کشورش غریبه. |
 |
 |
 |
 |
الهام |
2 مرداد 1390 | 17:13:30 |
 |
 |
 |
|
| من رفتم پیش سهراب.دلم گرفت.خیلی تنها بود.هیچ وقت فکر نمی کردم یه روز تو شهر سهراب باشم.اونم چند ماه |
 |
 |
 |
|
|
| واقعا نمی دونم چی بگم ... از کی صمیمیت دشمن شکیل بودن و... شده. خود سهراب که از صمیمیت پر بود حداقل می گذاشتند ما بر سنگ صمیمی اش اشک بریزیم... |
 |
 |
 |
|
|
| lخیلی ممنون واقعا شعرهای سهراب یه حال و های دیگه ای داره.از بابت تعویض سنگ قبرشم خوشحالم. |
 |
 |
 |
 |
مجيد |
27 خرداد 1390 | 01:37:21 |
 |
 |
 |
|
با سلام راستش چي بگم؟!!!!!!!! يه جايي خوندم كه در زمان تدفين سهراب خيلي با دفن ايشان در اين مكان مخالفت شده!!!!!!!!!!!!! حالا هم تا خرابش نكنند دست بردار نيستند |
 |
 |
 |
|
|
| besyar jaleb bod ,omid varem nasle jadid iran kheyli bishter ba arzesh hayi mesle sohrab ashnayi peyda koned ,ba teshekor e feravan |
 |
 |
 |
 |
علیرضا |
25 خرداد 1390 | 23:19:23 |
 |
 |
 |
|
باز هم تنهایی یاد من باشد تنها هستم,ماه بالای سر تنهاییست... |
 |
 |
 |
 |
ق.ا |
12 خرداد 1390 | 11:20:20 |
 |
 |
 |
|
با سلام نمیدونم چرا خانواده های اینچنین انسانهارو قدردان نیستن"پس بهتر ه که خانوادش باخبر نشن..." روحش شاد |
 |
 |
 |
 |
نازنین هدایت نژاد.. |
11 خرداد 1390 | 14:30:41 |
 |
 |
 |
|
دلم گرفت ای هم نفس... پرم شکست تو این قفس تو این غبار تو این سکوت.. چه بی صدا... نفس نفس...... سهراب گفته بود ک به سراغ من اگر میایید.. نرم و اهسته بیایید.. حالا این کجاش نرم و اهسته بود......
یکی ب من بگه چراااااااا؟؟؟؟؟؟؟ |
 |
 |
 |
|
|
متاسفانه هميشه ناله ميكند و نظر مدهید یکی هست دست به عمل بزند و تلاش کند که یک آرامگاه در خور مقام سهراب ایجاد کند البته اینکه سهراب خود خواسته که در این بارگاه به خاک سپرده شود خود از اسرار این عارف بزرگ است
|
 |
 |
 |
|
|
| من یکی از طرفداران قدیمی و مشتاقه سهراب هستم . گاه گاهی به اردهال جایگاه ابدی سهراب قدم میگذارم . ولی افسوس که بعد از رفتنش به او بهایی که لایقه ایشان باشه رو بهش ارج ندادند . به ااین امید که با گذشت ایام و مشهود شدن چهره فاخر سهراب همه ایرانیان یک تابلو ، یک مجسمه و یک کتابه سهراب را پایه سفره هفت سین بگذارند . |
 |
 |
 |
 |
عاطفه |
4 خرداد 1390 | 13:48:35 |
 |
 |
 |
|
| نلرزیم پادر لجن نهیم/مرداب را به تپش دراییم/این هم نظر من از زبان سهراب عزیز است |
 |
 |
 |
 |
Unknown |
28 ارديبهشت 1390 | 23:52:37 |
 |
 |
 |
|
| وای خدای من چقد دلم گرفت من حتی نتو نستم قبل از اینکه اینکارو بکنن بیام دیدنت منو ببخش سهراب |
 |
 |
 |
 |
سمانه |
27 ارديبهشت 1390 | 00:18:53 |
 |
 |
 |
|
چه قدر غمگین و ناراحت کننده
|
 |
 |
 |
|
|
kheli vebetoon bahal bud ahsant |
 |
 |
 |
|
|
من فقط می تونم بگم برای نسل آینده ایران متأسفم که با این تخریب فرهنگ پارسی و تمدن ایران باستان هیچ چیزی برای اثبات فرهنگ پارسی نخواهند داشت. باید بگم با خوندن این متن و یا بهتره بگم این خبر مو به تنم سیخ شد و به یاد آن شعر سهراب افتادم که ؛ "به سراغ من اگر می آیید ، نرم و آهسته بیایید ، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من" نه با بیل و کلنگ........
|
 |
 |
 |
|
|
| واقعا تاسف اوره .سهراب یه شخصیت منحصر به فرده.بابا ما برای ادمای معمولی وقتی میخوایم سنگ قبره شون رو عوض کنیم لااقل یکی دو نفر رومیاریم به خاطر احترام به اون و خونوادش ولی درباره سهراب؟؟؟؟؟؟؟؟چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
 |
 |
 |
 |
آسمان |
17 ارديبهشت 1390 | 23:53:6 |
 |
 |
 |
|
| عالی بود عالی |
 |
 |
 |
 |
ناشناس |
3 ارديبهشت 1390 | 18:26:31 |
 |
 |
 |
|
| هرگز نمیرد آنکه دلش زنده به عشق |
 |
 |
 |
|
|
روزی که داربست افتاد روی قبر سهراب من آنجا بودم و دیدم که چگونه از ترکهای چینی نازک بالاخره تنهائی پرکشید ....ما شده بود.... بودی بود، بودا شده بود ... وا شده بود، دل چرکین نکنید اذن بود که ایجاد شده بود ..... من میخندیدم، کارگرها هم. |
 |
 |
 |
 |
0 |
5 فروردين 1390 | 16:08:9 |
 |
 |
 |
|
| ghazieh be in soorat bood ke oomadeh boodan sahne emamzadeh ro tamir konan va chaharchoob dar mireh miofteh rooye sange ghabr va oono mishkooneh va aghayoon baraye jobrane in khesarat khodeshoon zahmat mikeshan, vali az oonjai ke mano shoma Sohrab ro mishenasim ladan va hich chizi nazire in etefaghi nist! |
 |
 |
 |
 |
درویش |
24 اسفند 1389 | 10:00:52 |
 |
 |
 |
|
| سهراب افتخار کاشان و همه ما ایرانیان است. شعر روی قبر سهراب تماما درس است همچون همه شعرهای سهراب |
 |
 |
 |
 |
باران |
17 اسفند 1389 | 10:23:7 |
 |
 |
 |
|
برگشت به صفحه هات گذشته تا به این لحظه دست نوشته هاتان خبر از روح حریر سهراب می دهد عجب!!!!!! حرمت این شاعر را نگه داشتید شما تحصیلاتون در دانشگاه چمن گرفته اید ؟؟ چه احساسات پر شوری,حتما از دریا هم وام گرفتید؟ چنان, در جای دیگر ,آتشین سخن گفته اید, احتمالا از خورشید هم وام گرفتید ؟؟ می بینم چقدر بوی علف می دهید!!!!! احتمالا تن و بد نتان هم بر روی علف و گیاه خوب غلتاندید ؟؟ احتمالا کفشاتون هم زیر بغل می گیرید تا بوی گنده عرق خودتان را فراموش نکنید ?که هر شب باید بروید مواظب باشید قایق خود را خوب نگاهی بکنید که مبادا سوراخی ایجاد شده باشد وقتی خواستید از تاریکی گذر کنید ماه را حتما نگاهی بکنید که تنهاست بعد از همه آنها هر روز نگاهی به دانه های دلتان کنید که فراموش نکنید دارید تحصیل می کنید بعد از تمام کردن تحصیل خوب در خود فرو رویدحا لا ببین چقدر می ارزید بعد از آن خوب تشخیص می دهید قطاری که داره میره خر و گاو و گوساله نمی برد, آن روحی را با خود می برد ,که هیچ گونه آ لودگی را از زمین وام نگرفته آن روحی را با خود می برد که دستش به خون آدم بی گناهی آلوده نشده است بعد از آن همه احساس خوب آوایی می شنوی صدای خوش زندگی را می دهد که می گوید خانه دوست همین چند قدمیست چشم ها را باید بست و باید جوری دیگر نگاه کرد نه آن چشم هایی که به دیده کنند بد آلود زندگی جبر, منطق, هندسه است یاد بگیر زندگی یعنی..........
|
 |
 |
 |
 |
باران |
15 اسفند 1389 | 21:57:49 |
 |
 |
 |
|
کسانیکه از بیرون از ایران مدعی هستند عاشق وطن هستند بزرگترین خیانت را به مملکت خود کرده اند البته روی سخن من به کسانی است که خود می دانند چه بلایی به سر مملکت خود آورده اند این مردم هستنند که باید هشیار باشند و سر نوشت خود را به دست آدمهایی که بی لیاقت و بی کفایت هستند نسپارنند حالا من سُوال دارم چرا برای آنچیز هایی که ساخته اند و به قول خودشان واقعیی هستند اجازه نمی دهند من روبرو بشوم هر روز یک بامبل در می آورند حالا هم نشستند نقشه قتل مرا کشیده اند اگر اینها ریگی توی کفش هاشون نباشد این همه بازی در نمی آورنند
باد می دود و چیز ی در من کنده می شود باد می دود طوفانی می شود و برگی از صفحه ذهنم کنده می شود باد می دود و طوفانی سهمگینی می شود و روحی در من کنده می شود باد می دود و گردبادی می شود تمام آرزوهایم کنده می شود باد می دود بدو ن آنکه تواقفی کند تمام احسام زحمی می شود باد می دود خانه ام ویران می شود باد می دود .................... چیز ی که در نهایت باقی می گذارد کینه و دشمنی و نفرت اگر عاشق بود تمام دوستی ها را تبدیل به دشمنی نمی کرد |
 |
 |
 |
|
|
| سهراب گفت به سراغ من اگر می ایید نرم و اهسته بیایید که مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی من اما انگار ققدم های ان لودر کوچک چینی نازک تنهاییش را از جا کند.....متاسفم |
 |
 |
 |
 |
باران |
14 اسفند 1389 | 03:23:9 |
 |
 |
 |
|
تا به حال دیده اید گرگ ها چطور در تاریکی پاورچین, پاورچین قدم ور می دارند؟ اولا بگو چند نفر بودید؟ تا حال به کسی گفتی چند نفر بودید اگر نگوفتید من بگم چطور مثل گرگها به دنبال من می آمدید زیر ستاره های شهر همه شاهد بودنند واقعا شرم آور همه را ببازی گرفتی جالب اینکه آن کسانیکه شاهد بودنند سکوت می کنند من باید آدمش را اولا بشناسم تا بخوام تنهاییم را با کسی تقسیم کنم اگر کسی باشه به چرندی های تو گوش کنند من نیسم من خیلی رفتارهای زشت شما را می بینم و خسته شودم از اینکه ملا حظه می کنم از خودم هم دیگه خسته شودم از اینکه با امثال مثل شما خیلی سعی می کنم با ملایمت رفتار کنم خسته شودم حقیقت را اگر کسی بخواد بداند نباید خودش به تنها یی ببرد و بدوزد فکر می کردی خر هستم هر کاری کنی و صدام در گلوم خفه بشه شرم آور بجای اینکه سنگی را از سنگ ورداری بدتر بر روی مشکلات اضافه می کنی
|
 |
 |
 |
|
|
وقتی احساس کنی دیگه نیستی دیگه کسایی یا چیزهایی که دوستشون داری نمیبینی همه چیز برات بی اهمیت میشه سهراب نگاهش به زندگی همیشه اینجوری بود خیلی خوب از شعراش میشه اینو متوجه شد. پس غصه نخورید برای سهراب این اهمیت نداره چون روح بلند سهراب روی زمین نیست بلکه تو آسمون هاست. |
 |
 |
 |
 |
باران |
10 اسفند 1389 | 06:19:49 |
 |
 |
 |
|
کاش بجای اینکه دیگران را ببازی بگیری یا اینکه دچاره توهم کننید واقعیت را گفت من حاضرم هر آنچه تو درست کردی یا مدعی هستی که واقعیاً پشت یک میز با کسانیکه شاهد این ماجرا بودنند با هم به گفتمان بنشینیم چطوره؟؟ رستگار؟؟؟ اون هم از اون حرف های زوری که باید قبول کرد؟؟؟
|
 |
 |
 |
 |
باران |
7 اسفند 1389 | 00:54:46 |
 |
 |
 |
|
خیلی ها در مدت کوتاه عمرشان خیلی کارها می کنند وهیچ کدام آنها نه مانده گاره نه بوجود آورنده رشت و سعادت واقعی برای مردم بعضی ها خیلی بظاهر دلسوز هستند ولی کسی از نیت پلید آنها خبر ندارند حیونی عشق خبر داشت مردنی و سرش بر دار میره و صمیمت و دوست ودوست داشتن هم باید با خودش بمیره توی این مدت تو در بوتی آزمایش بودی چیزی که از تو دیده نشد همان انسانیت بود انسان ارزش آن را داره که بداند با چه کسی باید دوستی کند با خودت خلوت کن و صادق باش |
 |
 |
 |
 |
باران |
6 اسفند 1389 | 00:16:7 |
 |
 |
 |
|
کاش می شد هرزه گی کم کنی دل بیمار خود را کم شاد کنی کاش می شد کم حرف دروغ بار کنی دیگران را به گرفتاری کم کنی کاش می شد عشوه را کم کنی زندگی را از کثافت پاک کنی هزاران حرف درست می کنی برای لا لایی گفتن هزاران حرف می سازی برای تسکین درد هزاران راه درست می کنی برای رام کردن هزاران راه درست می کنی برای خر کردن هزاران حرف قرص می سازی برای به خواب بردن چرا اعتماد نیست؟ چرا صداقت نیست؟
|
 |
 |
 |
 |
باران |
3 اسفند 1389 | 00:34:27 |
 |
 |
 |
|
عجب!!!!!!!!!! پس اعتراف می کنی روی شما سیاه عجب !!! شیدا , آ ناهیتا , مریم, سپیده,افسانه و سایر دیگران......... می دانی که مقصر نیستند شما گر گ هایی هستید وقتی به دور خود حلقه می زنید از ترس از اینکه توسط یکی از اعضای خانواده دریده نشوید به گرد خود دایره وار حلقه می زنید که مبادا توسط خودتون خورده شوید دیگر از دیگران چه انتظاری دارید در این عصر بی اعتمادی مراقب خود و دیگران باشند؟؟ |
 |
 |
 |
 |
باران |
2 اسفند 1389 | 10:53:6 |
 |
 |
 |
|
هر وقت به این سایت می آیم صحنه جنگ در ذهنم تداعی می شود یاد آن کسانی که یک ز.ما نی زننده بودنند و در دل چه آرزو های قشنگی داشتند بخیر روحشان شاد
|
 |
 |
 |
 |
باران |
2 اسفند 1389 | 10:51:12 |
 |
 |
 |
|
هر وقت به این سایت می آیم صحنه جنگ در ذهنم تداعی می شود یاد آن کسانی که یک ز.ما نی زننده بودنند و در دل چه آرزو های قشنگی داشتند بخیر روحشان شاد
|
 |
 |
 |
 |
باران |
29 بهمن 1389 | 20:56:58 |
 |
 |
 |
|
می توانی بگی معشوقه یعنی چی؟ می توانی بیشتر حرف بزنی ؟ سعی نکن از مسائل اصلی خارج بشی دیگران را با دروغ هات به بی راه ببری
|
 |
 |
 |
 |
باران |
28 بهمن 1389 | 23:44:45 |
 |
 |
 |
|
بر خلاف تصور شما آنهاییکه کمتر ادعای فهم و دانش می کنند و کمتر حرف می زنند از فهم و شعور و دانش زیادی بر خوردارنند درک و فهم بعضی ها که دیگران را به باد مسخره و شعور آنها را زیر سئوال می برنند نمی توانند بهتر از این باشه تا الان خودتان به چشم همه چیز را به عین دیده اید شما هر چییز و تمام ا طلات را از اینجا گرفته اید تمام حرف را از اینجا می گیرید و به نام حودتان می کننید و به دیگران تهمت می زنید واقعا شرم آور می توا نم سئوال کنم چرا چپ و راست به هر طرقی وارد می شوی و منو دعوت به Comunicationمی کنید چرا؟؟؟؟؟؟؟؟ |
 |
 |
 |
 |
باران |
27 بهمن 1389 | 22:17:3 |
 |
 |
 |
|
یعنی تو عاشقی؟؟؟ می توانم سئوال کنم چرا تو وحشت داری به کارهایی که از قبل انجام دادی من بروم ببینم چرا در جلوی پای من و دیگران سنگ می اندازی؟ ترس داری از چی ؟ از واقعیت ها؟ |
 |
 |
 |
 |
باران |
27 بهمن 1389 | 09:34:6 |
 |
 |
 |
|
فقط به خاطر این که واقعیت را از مردم پنهان کنند سعی می کنند به همه چیز رنگ توهم بزنند تا بتوانند به کارهایشون بیشتر ادامه بدهند گرفتار شد یم بد جوری هم گرفتار شودیم هیچ راه نجاتی را نمی بینیم |
 |
 |
 |
|
|
ياد من باشد كاري نكنم ، كه به قانون زمين بر بخورد . ياد من باشد تنها هستم. من هیچوقت ازشون نمیگذرم.آخه چرا؟ |
 |
 |
 |
 |
باران |
24 بهمن 1389 | 00:17:35 |
 |
 |
 |
|
من دارای عقل و شعور و اراده هستم و با نفسم مبارزه می کنم که روحم را به ابلیس نفروشم تا آخر دنیا می کشانمت که یاد بگیری دیگران را نمی توانی زیر بار حماقت ها و بلهوسی هایت بکشانی تو باید یاد بگیری نه تنها این درس را درسها ی دیگر را هم نباید فراموش کنی حال من هستم و توی ابلیس |
 |
 |
 |
 |
باران |
22 بهمن 1389 | 23:29:34 |
 |
 |
 |
|
آلودگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا باید دنیا را تعطیل کنید اگه این دنیا نباشه چطور تو نان بخوری؟؟؟؟ اگه از همکاراتون برای montage استفاده نکنید چطور از خودتان انتظار دارید دنیا را تعطیل کنید دنیا را تعطیل کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تما م تلویزن و رادیو را چطور خرجشان را بدهید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ تو به این دنیا نیاز دارید چون زندگیتون از همین مردم می گذ رد |
 |
 |
 |
 |
باران |
20 بهمن 1389 | 05:28:0 |
 |
 |
 |
|
تمام مافیا های دنیا به همین آسانی راهشان را پیدا می کند و احدولنا سی به رمز و راز شون پی نمی برنند یادش به خیر یکی از همکاراتون در این سایت نوشته بود و منظورش به من بود گفت : می رویی ای حسرت من صبر کن لاشی فردای ما را قبر کن یادتون می یاد؟// از این حرف چند سالی می گذرد و هنوز شما منو به بازی گرفتی؟؟؟؟؟ این فقط سرنوشت من نیست اینطور به بازی گرفته میشه با سرنوشت یک ملت داری بازی می کنی |
 |
 |
 |
|
|
سهراب رفت و میدانست که روزی ترک برمیدارد چینی نازک تنهائیش.
برای سهراب شهرت مطرح نبود،همین که ما در اینجا به یاد او هستیم و یاد سهراب در دل ها،برایش کافیست. اهل كاشانم روزگارم بد نيست. تكه ناني دارم ، خرده هوشي، سر سوزن ذوقي. |
 |
 |
 |
 |
باران |
17 بهمن 1389 | 02:03:6 |
 |
 |
 |
|
| http://baraanbaraanbaraan.persian/blog.ir |
 |
 |
 |
 |
باران |
17 بهمن 1389 | 02:00:42 |
 |
 |
 |
|
دل خوشی؟؟؟؟؟؟؟؟ دل من آن دوستی های صدق و صداقت را می خواست که الان جایش را به نفرت و دشمنی داده دل من هوای بارانی نمی خواست دل من هوای برفی نمی خواست دل خوشی؟؟؟؟؟؟؟؟ نمی دانم آنقدر این دل خوشی ها زیاد است چرا از چهره ی من درد می بارد ؟؟؟؟؟؟؟ از سینه من سوز و اندوه می بارد؟؟؟؟ از زخم کهنه من خون می بارد راستی؟؟؟؟؟؟؟؟ فراموش کردی مگر تو عشق ونفرت نمی خواستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ http://baraanbaraanbaraan.persianblog.ir/ |
 |
 |
 |
 |
باران |
15 بهمن 1389 | 00:56:8 |
 |
 |
 |
|
دیکتاتور دیر ظهور وقتی دست خود را از دل این شب سیاه بیرون می آورد و هر چند ثانیه چند نفر را می بلعد فکر می کنی جایی برای دوست داشتن باقی می گذارد؟؟؟ دیکتاتور دیر ظهور برنامه ریزی وسازمان دهی وحتی برای من و تو و دیگران دیکته وتوهم ایجاد مکند که تو به این باور نادورست برسی که دیکتاتور دیر ظهور درست فکرمی کنه ودیگران نه |
 |
 |
 |
 |
سپيده ع |
14 بهمن 1389 | 11:34:40 |
 |
 |
 |
|
| غمگين شدم ازاينهمه نامهرباني. حق سهراب اين نبود.چيني نازك تنهايي سهراب نه تنها ترك برداشت بلكه تكه تكه شد. اي كاش قدر همديگه رو تا زنده هستيم بدونيم |
 |
 |
 |
 |
باران |
14 بهمن 1389 | 00:54:45 |
 |
 |
 |
|
در این عقوبت چرکین ملال انگیز زمان چنان مات و مبهوت وا مانده ام که به حال خود گریه کنم یا به حال شما در این دنیای بی قانونی همچنان در پی انسان و انسادیت می گردیم کجایی چنگیز یادت بخیر در عصر وحشت در عصر خفقان دز عصر تمدن چه وضیعت خوفنا کی |
 |
 |
 |
 |
باران |
14 بهمن 1389 | 00:53:26 |
 |
 |
 |
|
در این عقوبت چرکین ملال انگیز زمان چنان مات و مبهوت وا مانده ام که به حال خود گریه کنم یا به حال شما در این دنیای بی قانونی همچنان در پی انسان و انسادیت می گردیم کجایی چنگیز یادت بخیر در عصر وحشت در عصر خفقان دز عصر تمدن چه وضیعت خوفنا کی |
 |
 |
 |
 |
باران |
13 بهمن 1389 | 03:57:40 |
 |
 |
 |
|
تو تحقیق خود را که از ریاه ودروغ است بده من هم تحقیق خود را که بر اساس وقعییت است همراه با تاریخ هم اینجا می نویسم در ضمن صدای سیمای ایران هم الان میشه هم زمان با تو از طریقsateliy دارید منو control مکنید سعی نکن دروغ بگید خیلی ها با شما دارند نگاه میکند |
 |
 |
 |
 |
باران |
12 بهمن 1389 | 23:50:49 |
 |
 |
 |
|
چنان در برابر طوفان های خشمگین فریادهای دهن دره تو ایستاده ام که فراموش کنی بردگی را بیهوده میکشی سخت از روی جهل به زنجیر مرا جنس من از احساس و پوست و گوشت و روح است زیر بار فقرونادانی و حماقت های تو نمی روم اگر رفتم شکل گربه’ تنم به موش تبدیل شود |
 |
 |
 |
 |
باران |
12 بهمن 1389 | 02:54:11 |
 |
 |
 |
|
برای آشنایی بد نیست این site را از اول تا آخر بخوانی تا خوب متوجه بشوید اینجا چه جایست |
 |
 |
 |
 |
باران |
12 بهمن 1389 | 02:37:36 |
 |
 |
 |
|
ای جوانان عزیز فریب این نابخردان بی کسان را نخورید اینجا مکان دوستیابی نیست اینجا جایست که تو را بدام می اندازد که از تو قربانی برای مقاصدشان استفاده کنند درست اینجا به نام یک شخص متعبر است که شاید به این نام بتوانند تو را به دام اندازند همچنین در chat room می دانم به من هیچ ارتباطی نداره ولی خواستم وطیفه انسانیم را انجام بدم بعد از آن احتیات با خودتان |
 |
 |
 |
 |
باران |
11 بهمن 1389 | 11:49:19 |
 |
 |
 |
|
من بیابانم و بیابانم آرزوست سینه ام دشتی یست پر از خار,کلوخ که به جز زردی و درد و خزان نمی روید در اون می روم فکری کنم نیست در آن چیزی به جز سنگ که به روید سبزه ای بی خیالی و بی فکری من,منو کرده دربه دری رفته ام در اندوه خود که چه کنم در این بیگانگی مدتی غرق در افکار زیاد,بعد از آن گل کرده هنرم در بیگانگی ساختم درد فراوان که بدهم هدیه به کسی فقر,درد,فساد,اعتیاد هر کسی را برده ام سخت به زنجیر اعتیاد که کنم مشغول فراموش کند, سهرابی بود هنرم سخت روشت کرد در بیگانگی چه کنم که نبود بهتر از این فکری برای آبادگی سهراب بود الگوی من ولی سنگش بود یاد بود تو همه دوستان هم ولی از پشت خنجر به دست |
 |
 |
 |
 |
باران |
11 بهمن 1389 | 00:25:41 |
 |
 |
 |
|
| دروغ,دروغ,چه دروغها که چه نشنیدم ندیدم خدا بداد این فریادها برسه |
 |
 |
 |
 |
Unknown |
11 بهمن 1389 | 00:20:44 |
 |
 |
 |
|
چقدر نگران سنگ سیاه بودی صحبت از سنگ سیاه سهراب زدی هیچ نگفتی چرا به زندگی من رنگ سیاه زدی نگرانی تو چند به صد شد از سنگ سیاه نشد نگران از بابت روزگار من ,دل سنگ سیاه تو صحنه ها گذشت از نگاه دیگران نشدند از روزگار خود نگران؟!!!!!!! سالها به دنبال زندگی توی سلول خود در پی آزادی خود می گشتیم هیچ نفهمیدیم بیرون از این خانه همان سلولیست که از بیرون برای خود ساختیم ای که در زیر ستاره های شهر از صدا قت من حرف زدی چه شد تاب و توان تو لبریز شدبر روی حرف خود رنگ زدی؟؟؟؟؟؟؟ از روی احتیاج بر در هر خانه ای زنگ زنی در حقیقت به سیاه بختیی آن خانه رنگ زنی |
 |
 |
 |
 |
باران |
10 بهمن 1389 | 00:11:34 |
 |
 |
 |
|
صحبت از سنگ سیاه زدی؟!!!! هیچ نگفتی چرا به زندگی من رنگ سیاه زدی؟؟؟!!!! نگرانی تو صد به چند شد از بابت سنگ سیاه نشد نگران ازبابت روزگار من دل سنگ سیاه تو صحنه ها که گذشت ازجلوی نگاه دیگران نشدند از روزگار خود نگران سا لها به دنبال زندگی توی سلول خود در پی ازادی می گشتیم هیچ نفهمیدیم بیرون از این خانه همان سلولی یست که از بیرون برای خود ساختیم |
 |
 |
 |
 |
باران |
9 بهمن 1389 | 05:02:19 |
 |
 |
 |
|
مشتی شب گردان تاریک نشینند در پی خوشبختی خود اندرون نیستی خود می گردند ا بلهان در مستی خود غلت زنند وقتی بیدار شوند در خون خود چنگ زنند نیست سیل اشک روانی که ببرد بدبختی ما را که بشوید دل و افکار ناپاک کثیف را روز و شب فکر طمع,تله,طعام فکری نیست یک دم که بسازد زندگی ما را تغییری نیست لحظه ها می گذرند از پی هم می رود در پی ابادی و باز می گردد در پی نیستی خود سا حلی نیست که ببرد خستگی ما را دائما در پی انسانیم و انسان هم اروزست می گردیم چه حما قت ها که ندیده ایم خدایا دهن زمین باز کن هر چه کثافت فرو ببر
|
 |
 |
 |
 |
باران |
8 بهمن 1389 | 00:32:6 |
 |
 |
 |
|
دوست تو اگر خوب فکر میکرد چاره اندیش بود وقتی تو اغاز به دروغ گفتن میکنی جامعه اغاز به مردن میکنه وقتی تو عدالت را یک طرفه دعوت به داوری میکنی جامعه اغاز به مردن میکنه ماهی مرده که با ید در دادگاهای عدالتجو محکمه بشه بدون حضور در در این دادگاه اغاز به مردن میکنه وقتی تو راستی و صداقت را حلق اویز میکنی انسان و انسانیت اغاز به مردن میکنه وقتی برق پول چشم تورا کور میکند مردم بی گناه اغاز به مردن میکنند |
 |
 |
 |
 |
باران |
6 بهمن 1389 | 22:00:46 |
 |
 |
 |
|
انسان برده نیست که ا ین بار حماقت انسان جاهل را بدوش بکشد فکری کن اگر فکری در عقل بیمار مانده باشه |
 |
 |
 |
 |
باران |
6 بهمن 1389 | 02:16:7 |
 |
 |
 |
|
شیاد دروغی می بافد که لباسی ساخته شود و بپوشاند حقیقت را تو خون خود را بیخودی کثیف نکن |
 |
 |
 |
 |
میلاد |
5 بهمن 1389 | 12:33:19 |
 |
 |
 |
|
| سلام وروحش شاد باشد |
 |
 |
 |
 |
باران |
30 دي 1389 | 10:55:24 |
 |
 |
 |
|
| ON SHOMAREHHA MALE POLICE AST AGE ETELA BEDID YEK DONYA MAMNOONETOON MISHAM |
 |
 |
 |
 |
باران |
30 دي 1389 | 10:53:48 |
 |
 |
 |
|
| LOTFAN AGE KESI AZ FILMHAEE KE DOROST VA MONTAGE MIKONANDKHBAR DARAND LOTF KONID BE FAX 604 552 7300AND BE TELEPHONE 604 945-1550 TAMAS BEGIRID TORO KHODA BE KOMAKE SHOMA NIYAZ DARAM WE ARE LIVING IN CANADA-VANCOUVER |
 |
 |
 |
 |
باران |
30 دي 1389 | 10:44:57 |
 |
 |
 |
|
| VAGHEAN CHE DIVHAEE BAYAD ZENDEGI KONAND VA HAGHE HAYAT RA AZ DIGARAN BEGIRAN BA IN SHARAYET ASAFNAK CHE OMIDI BAYAD BE AYANDEH DASHT ?!!!!! VAGHEAN SHARMAVAREH |
 |
 |
 |
|
|
| Sohrab yek ensani bod ke rohsh ra be zehn masmom alodeh nakard |
 |
 |
 |
 |
ندا |
25 دي 1389 | 16:33:40 |
 |
 |
 |
|
باعث... خوب بود این مردم دانه های دلشان پیدا بود |
 |
 |
 |
|
|
| کارشان اصلا درست نبود,همین. |
 |
 |
 |
|
|
| به نظر بنده سهراب با اين كارها و برداشتن سنگش از ياد ادب دوستان و مردم ادب دوست ايران نمي رود قبر او سينه گرم و با محبت شير مردان و شير زناني ست كه چراغ دانش را قرنها در ايران نگه داشته اند |
 |
 |
 |
 |
زینب اسلامی |
23 آذر 1389 | 13:22:45 |
 |
 |
 |
|
| سهراب رو خیلی دوست دارم |
 |
 |
 |
 |
شیوا |
15 آذر 1389 | 18:31:58 |
 |
 |
 |
|
این دوره , دوره ی مرگ تمام ارزوها و خاطرهاست.افسوس...
|
 |
 |
 |
|
|
به سراغ من اگر مياييد نرم و آهسته بياييد مبادا كه ترك بردارد چيني نازك تنهايي من
... كاشان تنها جايي است كه به من آرامش ميدهد و ميدانم كه سرانجام در آنجا ماندگار خواهم شد... ---------------------- اما آیا با اینکار دل سهراب......(بماند!) |
 |
 |
 |
 |
متی |
10 آذر 1389 | 13:29:40 |
 |
 |
 |
|
چیزی نمونده که بگم اشک چشمام جاری شد |
 |
 |
 |
 |
امامی |
6 آذر 1389 | 08:16:59 |
 |
 |
 |
|
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید!.... وسعت نگاه هایمان باید خیلی بیش از این ها باشد مهم خود سهرابه که همیشه زنده و جاویده سنگ قبر و مقبره مهم نیست خودش هم بیشتر تنهایی رو دوست داشت تا هیاهو و جنجال! |
 |
 |
 |
|
|
| فقط ميشه بابت اين خطاها گريست و گريست |
 |
 |
 |
|
|
| وقتی تو نیستی دیگه یک تیکه سنگ ارزشی نداره سهراب |
 |
 |
 |
 |
بهار |
1 آبان 1389 | 13:21:33 |
 |
 |
 |
|
| فقط میتونم بگم متاسفم... |
 |
 |
 |
 |
مژگان |
15 مهر 1389 | 12:09:51 |
 |
 |
 |
|
| من تمام لحظه هاي شاعرانه ام را مديون تو ام سهراب من،ام كاري از من و دستانم ساخته نيست.اينجا عشق معنايي ندارد و تو عاشقي ... و عاشق هميشه تنهاست... |
 |
 |
 |
|
|
| ناراخت نشو شعور ایرانی بیشتر این نیست هیچ وقت ما ایرانیا قدر گذشته هامونو نمیدونیم تا وقتی اونارو به تاراج ببرند )): |
 |
 |
 |
 |
فلانی |
15 شهريور 1389 | 06:20:49 |
 |
 |
 |
|
| من نمیگم کار اینا درسته ولی شماها که اینقد ادعاتون میشه که سهرابو دوست دارین چرا هر وقت میرم مزارش حتی یکیتونم اونجا نیست؟ برا دیدن شعرای دیگه باید صف کشید اما سرمزار سهراب صف بزرگ تنهایی....به امید اینکه وقتی دوباره سر مزارشم شماروهم ببینم تا بدوونن سهراب تنها نیست وبه راحتی به خودشون اجازه هرکاری رو ندن...فدای همه سهرابی ها |
 |
 |
 |
 |
رویا |
14 شهريور 1389 | 02:33:44 |
 |
 |
 |
|
| می دونم که غمگین شدین ولی شاید واقعا به نظر خودشون کار درستی انجام دادن.شاید خواستن که فقط کاری کرده باشن. |
 |
 |
 |
|
|
به سراغ من اگر می ایید نرم و اهسته بیایید مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی من ....والا با این بیل وکلنگ لودر کار از ترک گذشته ...واقعا باورم نمیشه !!!!!!!!! اخه این واقعا درسته؟؟من تا حالا کاشان نیومدم ولی شعرای سهراب عاشقونه دوست دارم و خیلی دلم گرفت .ا خه این سنگ قبر برازنده شاعر اب و ایینه است؟؟؟؟؟؟من متاسفم.ولی واقعا این برازنده یه شاعر با احساسی مثل سهرابه؟؟؟ابرومون جلوی چارتا توریست خارجی رفت!!!ایرونیا که این چیزا براشون عادی شده!!....ای کاش ادما قدر بدونن...ای کاش |
 |
 |
 |
|
|
یذرورد بر روح بزرگ سپهری بزرگ... دسته اطلاع نداشتن!تا اونجایی که من می دونم اطلاع نداشتن. نکته ای که اینجا هستش اینه که اولا آیا این سنگ قبر برازنده ی سهراب هست و چه کسی باید این رو تشخیص بده(به نظر من خانوادش)و دوما این سنگ قبلی رو چرا برنداشتید آقآآآآآیون و روی همون گذاشتید سنگتون رو!!! و در آخر هم بزارید بگزریم از حرف زدن در موردش و پیشنهاد بدید چیکار کنیم که یه سنگ قبر برازنده جایگزینش کنن. اولین چیزی که به ذهنم می رسه اینه که توی http://www.petitiononline.com کسی که زبانش خوبه یه بیانه ای چیزی بده جداقلش از حرف زدن که بهتره و در ضمن پیگیر می شم ببینم می شه این امضا ها تاثیر عملی بزاره |
 |
 |
 |
 |
افسانه |
22 مرداد 1389 | 06:52:15 |
 |
 |
 |
|
میدونستید اولین سنگ سهراب چه شکلی بود یک کاشی چهارگوش ساده و ابی .... از استرالیا دارم مینویسم سرکارم و دلم خیلی گرفته..... |
 |
 |
 |
|
|
دچار ...
يعني عاشق ...
و فكر كن ...
كه چه سختي اگر يك ماهي كوچك ...
دچار آبي بيكران دريا شده باشد |
 |
 |
 |
|
|
سلام نمیدونم چی بگم اما این سایتو که میخوندم نا خواسته شروع به اشک ریختن کردم
|
 |
 |
 |
 |
شادی...... |
28 تير 1389 | 19:17:32 |
 |
 |
 |
|
| سلام سهراب عزیز.......اه که چقدر دلم میخواهد بیایم سر مزارت.....اما تنها نه دلم میخواهد با......بیاییم و از نزدیک این فاجعه را ببینیم و ساعت ها برایت اشک هایمان را همچو سیل روانه کنیم.....امیدوارم او هم از این موضو اطلاع پیدا کند.....اما من یک تشکر بده کارم چون تو مرا با او آشنا کردی.....واقعا سپاس گزارم.....و شرمگین ......آه ه ه ه ه ه ه ه ه ه |
 |
 |
 |
|
|
دلم گرفته از سیاهی سنگ! و شاید این رنگ دل است که سیاهی به سنگ بر جای گذاشته است... نمی دانم .... شاید این بار دلها را باید شست... |
 |
 |
 |
|
|
با سلام خواستم خطاب به اون دوستانی که فرموده بودن حالا چیزی نشده و بزرگش نکنین و نمی دونم این سنگ از قبلی قشنگتره و از این دست فرمایشات عرض کنم که مسئله به نظر من این نیست که کدوم سنگ قشنگتره و اصلا این کار رو برای این مسئله به نقد نشستن اشتباهه. مسئله اینه که سهراب و خانواده ی ایشون اون سنگ رو میخواستن که گذاشتنش و تا حالا عوضش نکردن. من جشارتا مثال میزنم: اگه شما لباسی به رنگ بنفش با خط هایی نارنجی بژوشین به این دلیل که دوست دارید این کار رو بکنین و بعد یه نفر (هر کی) بیاد لباس شمار ور در بیاره و یه لباس صورتی کم حال یا کراوات تنتون کنه اونقد که همه بگن خوش تیپ شدین چی مهمه؟ اینکه خوش تیپ شدین (به نظر بقیه) یا اینکه لباس مورد علاقه شما عوض شده؟ بحث اینه که اگه قرار بر عوض کردن سنگ یا هر تصمیمی درباره ایشون باشه اونی که حق داره خانواده ایشون هستن نه کس دیگه ای. اون عزیزانی هم که مجلس ختم گرفتن برای اینکار باید عرض کنم بهشون که اینکه با تراکتور برن درست نیست اما بدون بیل و خاک هم که نمیشه. منطقی باشین. وقتی ما موضوعی رو که نادرسته با نگاه نادرست به نقد بنشینیم نقدومون رو غیرمنطقی و اون فعل رو (در این جا این فعل اشتباه تغییر بدون اجازه) رو منطقی جلوه دادیم. ممنون همین! |
 |
 |
 |
 |
یه دوست |
16 تير 1389 | 01:57:38 |
 |
 |
 |
|
اینکه سنگ قبر قشنگ باشه یا زشت اصلا مهم نیست مهم اینه که سهراب طرفدارانی مثل من و تو داره که درون قبر برایمان مهمه . |
 |
 |
 |
 |
منظبی |
7 تير 1389 | 15:40:0 |
 |
 |
 |
|
این چه رنگی شد که زندگی مردم رو تویه خودش فروبرده؟ همچی داره سیاه و تاریک میشه لباسا وسایل خونگی سنگ قبرها دستها چهراها قلبها!!! من تحمل دیدن این چیزا رو ندارم قتل یک بید بدست دولت قتل یک شاعر افسرده بدست گل یخ! |
 |
 |
 |
|
|
سهراب.. تو ای همیشه ی هنوز
روح تو در نبض نبض تمام پنجره هاست
روح تو در لحظه لحظه زندگیست
روح تو نفس نفس جاریست
چه کسی میتواند نقطه ای از نت نت
شکفتنت را بچیند تو این همه ای این همه..... |
 |
 |
 |
|
|
اينجا، هر چه هست، جز با صداقت او و كلام و نقشهاي او، حوض بي ماهيست. شايد مزرعه اي باشد با زاغچه اي بر سر آن زاغچه اي كه هيچكس جدي نگرفتش |
 |
 |
 |
 |
نیلو |
22 خرداد 1389 | 10:05:11 |
 |
 |
 |
|
| سهراب خیلی قابل احترام است ولی نباید اینطوری برایش کاری کرد باید برایش آرامگاه ساخت مثل دیگرشعرا |
 |
 |
 |
 |
نسترن |
11 خرداد 1389 | 23:01:11 |
 |
 |
 |
|
| سهراب ارزشش بیشتر از ایناست. |
 |
 |
 |
|
|
در چراگاه نصیحت گاوی دیدم سیر... جنگ نازی ها با ساقه ناز... کو اوج نه من دره او..
|
 |
 |
 |
 |
هدي |
1 خرداد 1389 | 15:51:18 |
 |
 |
 |
|
| اميد وارم يك روزي بيايد كه ادما قدر هم رو بدونن نه قدر سنگ قبرو |
 |
 |
 |
 |
کیمیا.ش |
27 ارديبهشت 1389 | 15:51:26 |
 |
 |
 |
|
نگاهم به تار و پود شکننده ی ساقه چسبیده بود. تنها به ساقه اش می شد بیاویزد. چگونه می شد چید گلی را که خیالی می پژمراند؟ دست سایه ام بالا خزید. قلب آبی کاشی ها تپید. باران نور ایستاد: رویایم پرپرشد.
و من قبلم سخت, برای روح این شاعر شکست. روحش شاد. |
 |
 |
 |
 |
سایه |
25 ارديبهشت 1389 | 01:31:0 |
 |
 |
 |
|
@یاس برای سهراب احترام قائل هستم. به همین دلیل هر جا از سهراب و اشعارش انتقاد میشه منم به نوبه ی خودم به طرفداری از ایشون اقدام می کنم. ولی نمی دونم چرا خیلی از دوستان از جمله شما از سهراب فقط " به سراغ من اگر ..." رو میدونید! شما به من بگید بجز تراکتور با چه وسیله ی دیگه ای می شد این کار رو کرد؟ به دلبل توجه به سهراب از این اقدام خشنودم. |
 |
 |
 |
 |
یاس |
24 ارديبهشت 1389 | 18:40:8 |
 |
 |
 |
|
سهراب گفته بود به سراغ من اگر میایید نرم و اهسته بیایید. مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من... حالا اینا با تراکتور میرن سراغش... متاسفم
|
 |
 |
 |
|
|
| شاید حساسیتی که نویسنده این مطلب داشتهاست را ما نداشتهباشیم ولی این به معنی "الکی بزرگ کردن" موضوع نیست. هر موضوعی همانقدر بزرگ است که هر کس به آن اهمیت میدهد. سهراب فراتر از اینهاست که با تعویض سنگ قبر از محبوبیتش کم شود یا به او توهین شود. با این حال، حتی با فرض اینکه این کار قابل قدردانی هم باشد، اگر آنانی که سهراب را با جان و دل دوست دارند از این مسئله آگاهی داشتند بدون شک آنرا به گونه دیگری برنامهریزی میکردند. این عدم اطلاعرسانی بیشتر توهین به خانواده و علاقهمندان به سهراب است تا به خود سهراب سپهری. |
 |
 |
 |
 |
سایه |
20 ارديبهشت 1389 | 00:22:21 |
 |
 |
 |
|
| الکی بزرگش کردین... مگه از محبوبیت سهراب کم شده؟یا توهین بهش نوشته شده؟ کاری که کردن قابل قدردانی هست. |
 |
 |
 |
 |
بهار |
18 ارديبهشت 1389 | 19:40:31 |
 |
 |
 |
|
| be nazare man am in sange jadid aslan ziba nist. man yek sal pish anja bodam o az didane in sange siah shoke shodam. an sange sefid agarche ghadimi bod ama khily zibatar va dostdashtani tar bod. hich asari az taravat dar in sange taze nist |
 |
 |
 |
|
|
"به نام خالق فلسفه" با درود خدمت تمامی سهراب دوستان عزیز، (ز حالا تا به فردا گویم اما ز میخانه دلی پرغصه دارم که می نوشم ولی می را بریزم ز این دنیا به غیر از درد ندارم برو، ای جانی می دزد بی عار که اینجا مرده است، من دل ندارم.)
قسمتی بود از اشعار آقای ""سیدمرتضی حمیدزاده"" (دوست عزیز من) شاعر توانا و خوش ذوق ایران زمین که با وجود سن کم، اشعاری گرانقدر و با ارزش میسرایند. حال در سالروز بزرگداشت شاعر گرانقدر، سیستم افزایش آمار ما برآن شده است تا از سایت ((سهراب سپهری)) نهایت حمایت را داشته باشد. البته از شما نیز خواهشمندم که کداسکریپت لینک باکس ما را در صفحه اصلی سایت خود به نشانه حمایت از ما بگذارید. با تشکر مدیریت سایت(گروه تبلیغات)
|
 |
 |
 |
|
|
"به نام خالق فلسفه" با درود خدمت تمامی سهراب دوستان عزیز، (ز حالا تا به فردا گویم اما ز میخانه دلی پرغصه دارم که می نوشم ولی می را بریزم ز این دنیا به غیر از درد ندارم برو، ای جانی می دزد بی عار که اینجا مرده است، من دل ندارم.)
قسمتی بود از اشعار آقای ""سیدمرتضی حمیدزاده"" (دوست عزیز من) شاعر توانا و خوش ذوق ایران زمین که با وجود سن کم، اشعاری گرانقدر و با ارزش میسرایند. حال در سالروز بزرگداشت شاعر گرانقدر، سیستم افزایش آمار ما برآن شده است تا از سایت ((سهراب سپهری)) نهایت حمایت را داشته باشد. البته از شما نیز خواهشمندم که کداسکریپت لینک باکس ما را در صفحه اصلی سایت خود به نشانه حمایت از ما بگذارید. با تشکر مدیریت سایت(گروه تبلیغات) |
 |
 |
 |
 |
محسن |
14 ارديبهشت 1389 | 12:15:58 |
 |
 |
 |
|
| راستی یادم رفت بگم این سنگ قبر جز رنگش و اینکه عکس سهراب روی اون حک شده فرق دیگه ای با سنگ قبلی نداره . پس اینقدر غمناک و ناراحت کننده نیست شما هم وحشتناکش نکنید . |
 |
 |
 |
 |
محسن |
14 ارديبهشت 1389 | 12:09:56 |
 |
 |
 |
|
| سلام . من هم به سهراب خیلی علاقه دارم ولی نمیدونم کجای این اتفاق اینقدر عجیب و دردناکه. ما ایرانی ها اونقدر بدبین شدیم که دیگه همه اتفاق های خوب و بد روواسه خودمون دردناک و وحشتناک میکنیم. تعویض سنگ قبر سهراب اونهم با یه سنک بزرگتر و زیباتر و نو تر کجاش واقعا عجیبه. حالا که یه نفر ( هر کسی ) این سنگ قبر کهنه رو عوض کرده به نظرم باید دستمریضاد گفت ( اونهم تو این بلبشو فرهنگی) نه اینکه این اتفاق رو دردناک جلوه داد . این نظر منه حتی اگه کمی با نظر شما فرق کنه. نباید کاری کرد که دیگه کسی به فکر کار خیر نیفته . |
 |
 |
 |
 |
رsjh |
11 ارديبهشت 1389 | 00:09:5 |
 |
 |
 |
|
| نمی تونم چیزی بگم فقط اینکه متاسفم |
 |
 |
 |
 |
باران |
9 ارديبهشت 1389 | 12:16:57 |
 |
 |
 |
|
| واقعا ناراحت کننده است وکلمات به زبانم جاری نمیشود امیدوارم خانواده محترم سپهری عزیزمان زود متوجه شوند و اعتراضی و... |
 |
 |
 |
 |
آزاده |
8 ارديبهشت 1389 | 16:28:27 |
 |
 |
 |
|
| بالاخره چینی نازک تنهایی سهراب رو شکستند... |
 |
 |
 |
|
|
| بیکار بودن |
 |
 |
 |
 |
مریم |
7 ارديبهشت 1389 | 22:14:46 |
 |
 |
 |
|
| تو کشور ما این خیلی طبیعی شده ولی حداقل ای کاش حرفی از تمدن ایران نمیزدند چون خودشون دارن از بین می برنش.وای بر ما که هنوز خاموشیم وای بر ما. |
 |
 |
 |
 |
پریا |
7 ارديبهشت 1389 | 01:29:14 |
 |
 |
 |
|
در این مملکت مهربان که چون کتابی فرسوده و پوسیده رو به نابودی می رود....آه های ما بی اندازه است و ترک های دل ما بیشتر می شود از شکستن سنگ هایی به نشان عزیزی مانند سهراب مهربانمان.اما دوستان یادمان نرود که سهراب بسی بزرگتر است از یک سنگ یادگار. سهراب همان گرمی سیب است همان حس غریب یک مرغ مهاجر است و همان است که اعماق قلبش حتی پشه ای را دوست میداشت. او در اعماف قلب همه د.ستانش و هم فکرانش زنده است. خاک تپه های سیلک را می بوییم و عطری را که سهراب استشمام کرد ما نیز نفس می کشیم. و در دل آرام آرام در انارستان ها یی قدم میزنیم که او در آنجا عاشق شد و عاشق ماند. به یادش تبسمی کنیم و از خدا برای همه قدری درنگ طلب کنیم:)
|
 |
 |
 |
 |
سمیرا |
31 فروردين 1389 | 11:03:12 |
 |
 |
 |
|
سلام.من نمی دونم تو این مملکت کسی جز تو سر وکله زدن سر قدرت کار دیگه ای هم میکنه؟؟؟ حیف اون سنگ ساده و قشنگ که حالا نیست. حتی سالروز مرگ سهراب شاعر به این بزرگی رو هم تو هیچ تقویمی ندیدم. |
 |
 |
 |
 |
آرزو |
30 فروردين 1389 | 15:28:17 |
 |
 |
 |
|
باورم نمی شه که دوباره که برم پیش سهراب دیگه اون سنگ سفید بی ریا و قشنگ رو نمی بینم به شکل خلوت خود بود و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را برای آینه تفسیر کرد. و او به شیوه باران پر از طراوت تکرار بود. ولی نشد که روبروی وضوح کبوتران بنشیند و رفت تا لب هیچ و پشت حوصله نورها دراز کشید و هیچ فکر نکرد که ما میان پریشانی تلفظ درها برای خوردن یک سیب چقدر تنها ماندیم. |
 |
 |
 |
 |
پگاه |
26 فروردين 1389 | 11:33:47 |
 |
 |
 |
|
| نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد.نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندام چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ وبازیگوش واو یکریز و پی در پی دم خویش را بر گلویم سخت بفشاردوخوب خفتگان خفته را آشفته سازد بدین سان بشکند در من سکوت مرگ بارم |
 |
 |
 |
 |
مهدی |
22 فروردين 1389 | 17:20:40 |
 |
 |
 |
|
به همه طرفداران سهراب باید عرض کنم توی شهر ما کاشان هم مردم سهراب دوست وجود دارد اما بزرگترین مشکل سهراب چه در شهر کاشان چه در کل ایران مسئولین هستند که دلیل مخالفتش را با سهراب را اگه بررسی کنیم یک مثنوی هفت کاغذ میشود اول اردیبهشت نزدیکه بیایید همه برویم به سر خاکش |
 |
 |
 |
 |
محمد |
22 فروردين 1389 | 12:19:41 |
 |
 |
 |
|
| من به آمار زمین مشکوکم، اگر این سطح پر از آدم هست پس چرا این همه دلها تنهاست؟ |
 |
 |
 |
 |
محمد |
22 فروردين 1389 | 12:15:45 |
 |
 |
 |
|
| چه زیبا دید آینده را احمد شاملو: هرگز از مرگ نهراسیده ام اگر چه دستانش از ابتذال ، شکننده تر بود . هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزد گور کن از آزادی آدمی افزون تر باشد |
 |
 |
 |
 |
رام |
21 فروردين 1389 | 15:52:2 |
 |
 |
 |
|
البته من نمیخوام به سیدها بی احترامی کرده باشم.نه قصد من از این مطلب این بود که ادمی به این بزرگی با این افکار ناب و احساس پاک جایگاهش این نیست...
زشته واسمون میخندن رفتید کاشان سوال کنید ببینید سهرابو میشناسن یانه؟ حالا افکار واحساسش به کنار...
خیلی جالبه تو شهر خودش یه میدون یه خیابون یه کوچه به نامش نیست.
سهراب خیلی بزرگتر از این حرفاس ولی خوبه که ما قدر بزرگا ی این سرزمینو بدونیم . من وقتی سر مزار سهراب با یه اقایی که از فرانسه امده بود صحبت میکردم به من میگفت اصلا فکر نمیکردم انقدر مزار شاعر ونقاش بزرگ و معاصر تون ساده باشه. فقط یه سنگ قبر ...جالبه...
نمدونم شاید فردا روز بهتری باشه ماهیچ مانگاه رام |
 |
 |
 |
 |
رام |
21 فروردين 1389 | 15:30:48 |
 |
 |
 |
|
ما همه مثل همیم زود میبریم زود میدوزیم
چه سنگ قبر قبلی چهسنگ قبر فعلی.. مقام سهراب واقعا اینه؟ یه شاعر با این همه طرفدار... سیدی که هیچ کس اونو نمیشناسه تو فلان ده کوره گنبد بارگاه داره اونوقت سهرابی که شعراش و نقاشیهاشو همه مردم دنیا میشناسن یه سنگ قبر ...
اینا نزاشتن احساسشون هوا بخوره
قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری |
 |
 |
 |
|
|
چرا؟ یه کف دست خاکم براش زیاد دیدن؟ لعنت به این آدم نماها!
|
 |
 |
 |
 |
مریم |
13 فروردين 1389 | 13:59:29 |
 |
 |
 |
|
| نهههههههههههههههههه این فاجعه هستش لعنت بهشون چرا دارن همه چیه این مملکت رو نابود میکنن؟؟؟ من اون شعر روی مزار سهراب رو خیلی دوست دارم. بالاخره به چینی نازک تنهاییشم رحم نکردن لعنت بهشون |
 |
 |
 |
|
|
| اندیشه ی سهراب را کسی نمی تواند از جایش جداکند ساده زندگی کردن شعار سهراب بود او همیشه با سیاهی مبارزه می کرد نه اینکه روی سینه اش سنگ قبر سیاه بگذارند افسوس می خورم |
 |
 |
 |
 |
محمد |
11 فروردين 1389 | 11:04:7 |
 |
 |
 |
|
سلام من الان 2 روزه می آم این عکسارو میبینم، اصلا باورم نمی شه، نمی دونم چی بگم. اشکم در اومده. سهراب همدم همه تنهایی من چقدر تنهاست. |
 |
 |
 |
 |
sadaf |
11 فروردين 1389 | 02:15:25 |
 |
 |
 |
|
| sohrab,to dar in bisheye eshgh ke hameye ghahramananesh khaband,pa be paye man umadi |
 |
 |
 |
 |
آیدا |
8 فروردين 1389 | 13:03:13 |
 |
 |
 |
|
فقط باید گریست به حال خودمان که کجا زندگی می کنیم دوستان .
سهراب نازنین همیشه به یادتم |
 |
 |
 |
 |
مصطفی |
4 فروردين 1389 | 12:39:34 |
 |
 |
 |
|
سهراب عزیز سال نو مبارک |
 |
 |
 |
 |
مصطفی |
4 فروردين 1389 | 12:38:47 |
 |
 |
 |
|
اینجا ایران است دوست من ایران اسلامی!!!!!!!!!!!!!! |
 |
 |
 |
|
|
چینی نازک تنهایی سهراب شکست.
وای بر ما ......ایرانیان دروغین
سهراب که از ما بود........... |
 |
 |
 |
|
|
| پس چینی نازک تنهایی سهراب هم ترک خورد؟ درست مثل شاملو . وای بر ما. چقدر خوب گفت شاملو که ای کاش می توانستم خون رگان خود را من قطره قطره قطره بگریم تا باورم کنند. ولی چه سود در دیاری که یک کرانه ی پر از اشک هم برای دل کسی خریدار نداره. ولی شاید فقط این گفته ی سهراب آروممون کنه که ، هر کجا هستم باشم.آسمان مال من است. پس چه غم برای او که سنگ بالای سرش چی باشه.غمش باشه برای ما و فهم ضعیفمون که نه قدر زنده هامونو میدونیم و نه سر دوستی با مرده هامون داریم. افسوسمان به جا!!! |
 |
 |
 |
 |
اتنا جهانی فر |
25 اسفند 1388 | 19:03:41 |
 |
 |
 |
|
| سلام من اتنا نوجوان 12 ساله هستم کم سن و سالم ولی با سهراب اشنا هستم و او را دوست دارم از مطلب زیباتون خوشم امد سال نوتون مبارک |
 |
 |
 |
 |
ال جی |
24 اسفند 1388 | 02:29:58 |
 |
 |
 |
|
| ووای! نه!!! |
 |
 |
 |
 |
مجید |
17 اسفند 1388 | 00:27:30 |
 |
 |
 |
|
واقعا تاسف آوره. اگه یه اتفاقه...... می افتاد تو بوقو کرنا میکردن ولی حیف که بهاء برای این افراد نیست |
 |
 |
 |
|
|
دکتر علی شريعتی انسانها را به چهار دسته تقسيم کرده است: ١ـ آناني که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم نيستند. عمده آدمها حضورشان مبتنی به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم ميشوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمی دارند. ٢ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هم نيستند. مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هويتشان را به ازای چيزی فانی واگذاشتهاند. بیشخصيتاند و بیاعتبار. هرگز به چشم نمیآيند. مرده و زندهشان يکی است. (اینهایی که شما هم وصفشان کردید) ٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم هستند. آدمهای معتبر و با شخصيت. ٤ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هستند. شگفتانگيزترين آدمها. ... نمیدونم کی هستی ولی میدونم که اثر زحماتت باقی میمونه. فعلا کاری که از دستم بر میاد این که امیدوار باشم به فردای روشن. |
 |
 |
 |
|
|
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم. وای بر ما و وای بر اهالی کاشان |
 |
 |
 |
 |
مهدیه |
2 اسفند 1388 | 20:16:13 |
 |
 |
 |
|
| کاش می شد حتی وسه یک بار بتونم سر قبر سهراب برم , برم و راحت یه دله سیر واسش گریه کنم |
 |
 |
 |
 |
سوگل |
2 اسفند 1388 | 15:44:43 |
 |
 |
 |
|
| ایران عزیز ما رو ببخش! نفس ما بریده! رنگ ما پریده... اما بارون نزدیکه. سهراب یه روز تنهایی به پایان می رسه... |
 |
 |
 |
|
|
| در جایی که خانه شاملو را حراج می کنند چه انتظار داریم ؟ چه انتظار داریم ؟ |
 |
 |
 |
|
|
| فقط میگم متاسفم!!!!!!!!!!!! |
 |
 |
 |
|
|
| ایران ما مرده دیگه الان دیگه باید گفت الایران -اصالت ما ایرانی ها کجاست !!!سهراب یادت گرامی باد |
 |
 |
 |
 |
... |
19 بهمن 1388 | 20:23:22 |
 |
 |
 |
|
| چه زیبا , شاعران خود را گرامی می داریم و از آن ها چه خوب سوئاستفاده می کنیم ... واقها تحسین دارد ... ! |
 |
 |
 |
 |
sadaf |
12 بهمن 1388 | 20:44:43 |
 |
 |
 |
|
| ghessei hast ke hargez digar natavanad shod aaghaz |
 |
 |
 |
 |
نارون |
10 بهمن 1388 | 03:26:22 |
 |
 |
 |
|
سلام سهراب عزيزم
به ساعت نگاه میکنم حدود سه نصف شب است چشم میبندم که مبادا چشمانت را از یاد برده باشم و طبق عادت کنار پنجره میروم
هميشه در خاطرم هستي سهرابم |
 |
 |
 |
|
|
| واقعا چه اظهار نظری می شود کرد؟ فقط می توانم بگویم او که رفت رفته. و اصلا مسائل زمینی برایش مهم نیست .سهراب یک عارف و یک عاشق بود.... اگر ما هم می توانستیم ذره ای از او درس بگیریم چنین نمی کردیم . کاش ذره ای از معرفت وآگاهی او را داشتیم . مگر نه که این دنیا که واقعیت است نه حقیقت ..... |
 |
 |
 |
|
|
| به درک آرین.به درک. |
 |
 |
 |
|
|
| واقعآ شرم آوره شماره تلفن روی ارمگاه سهراب تنهایی سهراب بزرگ بود ولی تا این حد !!دست کم احترام دوستدارانش رو قائل میشدن وقتی یه مشت آدم فسیل کار به دست میشن بهتر از این نمیشه !!! چقدر نرم و آهسته !! از خانواده سهراب بیشتر انتظار میرفت که اینقدر بی تفاوت نباشن ! |
 |
 |
 |
 |
گنزو کایگه |
17 دي 1388 | 15:32:27 |
 |
 |
 |
|
| زمانی که آیینه وجود نداشته باشه، گردی هم نمیتونه روش بشینه. سنگ قبر سهراب رو رها کنیم و با خوندن شعرهاش، زندگی رو نفس بکشیم... |
 |
 |
 |
 |
ازادی |
9 دي 1388 | 03:43:26 |
 |
 |
 |
|
| در این زمانه بی حای و حوی لال ...شرم باد |
 |
 |
 |
|
|
| همین تابستان دلم هوای سهراب داشت.. نصف شب به سمت مشهذ اردهال راهی شدم تا موقع طلوع با سهراب باشم.. ولی هرچی نزدیکتر میشدم دلشوره بیشتر می شد.. وقتی رسیدم دیدم دور محوطه مقبره کاملا با داربست و گونی محصور شده و مشغول بازسازی هستن. میتونم حدس بزنم که دیگه روح سهراب اونطرفها هبوط نکنه.. خودت می دونی اون طلوع دیگه اصلا زیبا نبود |
 |
 |
 |
 |
سعید |
29 آذر 1388 | 13:27:56 |
 |
 |
 |
|
تو مملکتی که به راحتی هر چه تموم تر پایتخت فرهنگی ی کشور رو با اهداف سیاسی انتخاب میکنن و اصفهان رو که فقط 500 ساله شناخته شده رو با شیراز2500 ساله مقایسه میکنن بیشتر از اینها انتظار نیست که بیان همچین کاری کنن اونم از طرف مسئول امام زاده نه از طرف مسئولین فرهنگی کشور..... دلم گرفته ای دوست هوای گریه بامن...... |
 |
 |
 |
|
|
| افسوس....!!!یه روز کاشی فیروزه ای ارامگاه سهراب و می شکنند و روز دیگه سنگ سیاهی روی سینش میزارن...!سروده های سانسور شده شو رونه ی بازار می کنن و این بار نوبت به سانسور کردن خود سهراب ....! |
 |
 |
 |
 |
ساسان |
24 آذر 1388 | 19:44:16 |
 |
 |
 |
|
| وای بر آنان که بااین اعمال قلبمان راجریحه دارکردند... |
 |
 |
 |
|
|
ARDEHAL(GOLESTANEH) SOHRAB SEPEHRI
http://photo.net/photodb/photo?photo_id=9506790
|
 |
 |
 |
|
|
| واقعا سپاسگذارم که به این هنرمند لطیف احساس ارج مینهید ای کاش از سهراب بیشتر از اینها یاد بشه! |
 |
 |
 |
 |
جابر |
11 آذر 1388 | 17:10:23 |
 |
 |
 |
|
| سلام شاید به نظر بعضی این کار اشتباه باشه ولی نیت اون کسایی که این کار را انجام دادند خیر بوده و فقط می خواستند برای احترام اون سنگ قدیمی را با این سنگ جدید عوض کنند |
 |
 |
 |
 |
ندا |
6 آذر 1388 | 17:51:29 |
 |
 |
 |
|
| خیلی کاره زشتیه:) |
 |
 |
 |
 |
الناز |
2 آذر 1388 | 10:48:36 |
 |
 |
 |
|
| من اینکار و تایید نمی کنم اما مهم اینه که سهراب در دل و جانمان زنده باشد |
 |
 |
 |
 |
امین |
1 آذر 1388 | 16:13:26 |
 |
 |
 |
|
| هیچی. |
 |
 |
 |
 |
مریم |
30 آبان 1388 | 14:11:18 |
 |
 |
 |
|
واقعاً متاسفم برای همچین آدمهایی که برای شعر و شاعر ایرانی احترامی اینچنین قائل اند شرم آوره |
 |
 |
 |
 |
سیاوش |
29 آبان 1388 | 15:13:9 |
 |
 |
 |
|
میتوان گفت...تاسف واسه ما فرق میکنه...خیلی فرق میکنه که چطور به دیدارش بریم.چطور ... اما واسه اون هیچ فرقی نمیکنه که سنگ قبرش چی باشه.اینو میدونم.اون خیلی زودتر از ماها تا ته دشت تا نوک کوه رفته...این چیزا باعث نمیشه اینجا گیر کنه... |
 |
 |
 |
 |
سمیرا |
23 آبان 1388 | 20:28:47 |
 |
 |
 |
|
قرار بود يکی از ميان شما برای کودکانِ بیخوابِ اين خيابان فانوسِ روشنی از رويای نان و ترانه بياورد.
قرار بود يکی از ميانِ شما برای آخرين کارتونخوابِ اين جهان گوشهی لحافی لبريز از تنفس و بوسه بياورد.
قرار بود يکی از ميانِ شما بالای گنبدِ خضرا برود، برود برای ستارگانِ اين شبِ خسته دعا کند.
پس چه شد چراغِ آن همه قرار وُ عطرِ آن همه نان وُ خوابِ آن همه لحاف؟ من به مردم خواهم گفت زورم به اين همه تزويرِ مکرر نمیرسد.
حالا سالهاست که شناسنامههای ما را موش خورده است فرهاد مُرده است و جمعه نامِ مستعارِ همهی هفتههای ماست.
سید علی صالحی
|
 |
 |
 |
 |
بهار |
21 آبان 1388 | 21:48:40 |
 |
 |
 |
|
غزلیات سهراب:
ازرنگ بریدیم وز دیدار گذشتیم با چشم فروبسته زگلزار گذشتیم
درباغ جهان پا نگرفتیم چنان سرو چون سایه سبک از سردیوار گذشتیم
در راه سبک سیر نه پستی نه بلندی است ابریم وازاین دامنه هموار گذشتیم
پنداربرانگیخته صد نقش فسون رنگ این پرده دریدیم وز پندار گذشتیم
دیدیم غباری چو برآن جامه فکندیم ازجاده دنیا چه سبکبار گذشتیم
خفتیم وشدیم از گذرخواب خبردار از رهگذر خواب چه بیدار گذشتیم
ازآمدن ورفتن ما کس نشدآگاه ازرهرو این خانه پریوارگذشتیم
.......
دانه دراین خاک بی نم شور روییدن ندارد ابراین صحرا مگر آهنگ باریدن ندارد
یک نفس سرمست بودن را نمی خواهم که این گل زیررنگ آلوده ی زهراست و بوییدن ندارد
آب ورنگ این چمن از اشک پیدا آمد وخون دربساطی این چنین ای غنچه خندیدن ندارد
با نسیم غم دمد هر سبزه در صحرای عالم هرطرف ای چشم بی آرام گریدن ندارد
چند زیرآسمان آواز تنهایی برآری در دل گنبد صدا جز نقش پیچیدن ندارد
درجهان نقش تماشا را زدل شستم که دیدم پرده ای در این نگارستان غم دیدن ندارد |
 |
 |
 |
 |
حانیه |
21 آبان 1388 | 21:46:39 |
 |
 |
 |
|
| متاسفم که به چینی نازک تنهایی سهراب هم رحم نکردند سنگ قبر شاعر اب و ایینه باید سیاه باشد و تلخ با اینه همه زرق و برق متاسفم |
 |
 |
 |
 |
پریشان |
21 آبان 1388 | 15:42:18 |
 |
 |
 |
|
هر کجا هستم باشم آسا مال من است . . . |
 |
 |
 |
 |
نگار |
16 آبان 1388 | 23:10:5 |
 |
 |
 |
|
| واقعا شرم اوره |
 |
 |
 |
 |
مهرداد |
14 آبان 1388 | 11:04:40 |
 |
 |
 |
|
| واقعا برای همه متاسفم که این قدر بی تفاوت به مسئله نگاه میکنند. |
 |
 |
 |
 |
علی |
13 آبان 1388 | 12:50:11 |
 |
 |
 |
|
من واقعا برای مردم کاشان و اطراف آن متاسفم. ااگر از اکثر آنها سوال کنید که سهراب را میشناسید؟اظهار بی اطلاعی می کنند و اندک کسانی هم که می شناسند از آرامگاه او بی خبرند. زمانی که تمام اندیشه ما پول باشه دیگه جز این انتظاری نمیشه داشت. یه نگاه کوچولو به گذشته کاشان و ایران بزرگان بسیاری رو جلو ذهن ما ردیف میکنه که خیلی ها حتی اسمشونو هم نشنیدن. در پایان از اطلاع رسانی شما تشکر می کنم. جا داره که این شعر از سهراب رو همیشه به یاد داشته باشیم: من اناری را می کنم دانه به دل می گویم خوب بود این مردم دانه های دلشان پیدا بود.
|
 |
 |
 |
 |
زهرا |
30 مهر 1388 | 15:46:34 |
 |
 |
 |
|
کاش قدرش را بدانند کاش آرامگاهی مانند حافظ و سعدی داشت. ای کاش... |
 |
 |
 |
 |
زهرا |
30 مهر 1388 | 15:41:27 |
 |
 |
 |
|
| هر کجا باشم آسمان مال من است |
 |
 |
 |
 |
نگين |
28 مهر 1388 | 17:23:37 |
 |
 |
 |
|
| بيا تا برايت بگويم چقدر تنهاييم بزرگ است . |
 |
 |
 |
 |
فائزه اریان |
28 مهر 1388 | 13:15:10 |
 |
 |
 |
|
| تنها باید تاسف خورد......همیشه و همه جا همین طور بوده و هست!!!!!!!!!!!!!!!!! |
 |
 |
 |
 |
نگارعماری |
28 مهر 1388 | 13:07:53 |
 |
 |
 |
|
متاسفم برای خودم و خیلی های دیگه ما قدر هیچ چیز و هیچ کس را نمی دونیم حتی زمانی که دیگه در دنیا نیستن |
 |
 |
 |
|
|
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ کار ما این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم
گل زرد و گل رزدو گل زرد بیا با هم بنالیم از سر درد عنان تا در کف نا مردمان است ستم با مرد خواهد کرد نا مرد ه سایه |
 |
 |
 |
|
|
زندگي عشق بي نهايت است زندگي عشق بي كفايت است زندگي آستان مقدس است از هر چه كه بر آن بپندارند
زندگي واسطه ي رنج و عذاب زندگي حس غريب آشنا زندگي رسمي است خويشاوندي از هر چه كه بر آن سپهري بر آن بپندارد.
اشعار سپهري در فلسفه ي زمان پيداست. |
 |
 |
 |
|
|
واقعا متاسم!! من با سنگ ساز هم تماس گرفتم آقا خوشحال هم هست که روی سنگ قبر شماره تلفنش رو زده!! |
 |
 |
 |
 |
آزیتا |
17 مهر 1388 | 09:46:58 |
 |
 |
 |
|
| واقعا افتضاحه،چیزی نمیشه گفت، فقط متاسفم... |
 |
 |
 |
 |
مهرک و آتیناز |
16 مهر 1388 | 00:25:52 |
 |
 |
 |
|
ما هم وقتی رفتیم مشهد اردهال از دیدن این صحنه خیلی ناراحت شدیم
کاش مسئولین قبل این کار یه خورده فکر من کردن |
 |
 |
 |
|
|
| درست که سنگ قبر سهراب عزیز رو بیخودی عوض کردن......اما یادمون باشه که آدرس اون اینه:..... کره زمین.. سهراب سپهری |
 |
 |
 |
|
|
شعر هايت را دوست دارم و برايت هميشه دکلمه خواهم کرد. در نور خدا باشی
|
 |
 |
 |
 |
مهشید |
5 مهر 1388 | 15:38:19 |
 |
 |
 |
|
| واقعا از صمیم قلب متاسف شدم,برای سهراب,برای خودم و برای همه ی اهل هنر و ادبیات... |
 |
 |
 |
 |
باران کیانی فر |
4 مهر 1388 | 10:54:18 |
 |
 |
 |
|
| خستع نباشید درسته که این سنگ قبر صمیمیت و سادگیه سنگ قبلی رو نداره ولی حتما به خاطر دوستی بوده که سنگ قبرش عوض شده هرچی باشه خود سهراب مهمه نه سنگ قبرش |
 |
 |
 |
 |
امید |
23 شهريور 1388 | 05:27:9 |
 |
 |
 |
|
| http://www.youtube.com/maghbareh |
 |
 |
 |
|
|
| این امامزادهها اکثرا تقلبی هستند به این معنا که هیچ شجرهنامه معتبری ندارند. آنها هم که شجره نامه دارند باز احتمال دروغی بودنشان است چون شجرهنامه ممکن است ساختگی باشد (جعل شده در ۲۰۰-۳۰۰ سال پیش مثلا). در واقع تعداد معدودی را ممکن است بتوان به قطع یقین ثابت کرد. همینطور است سیدهای ایران. بسیاری دورغین هستند برخی بدون هیچ سندی و برخی با شجره نامه های ساختگی برای شیره مالی سر مردم. چند سال پیش یکی از استادان دانشگاه شیراز (دکتر صداقت کیش) از طرف سازمان حج و زیارت مسئول پروژهای شد که تاریخچه همه امازادههای ایران را در آورد و بررسی کند. کار از طرف خود سازمان حج تعطیل شد، چون بررسی بیشتر گند کار را در میآورد. ترجیح دادند امت الکی دل خوش باشند. (این موضوع را در یکی از روزنامه های داخلی خواندم.) |
 |
 |
 |
 |
ویدا |
23 شهريور 1388 | 02:25:7 |
 |
 |
 |
|
چقدر دلم تنگ است اینروزها سهراب جان ! دلم برای تو برای فروغ برای شاملو و برای خودم که مدتی هست گم شده ام ! گاهی عادت داشتم در رنگین کمان بی پایان و خاطرات هزارپاره ی دوران که به طول من قد کشیده است قدم بزنم ولی چرا یادم نمی آید کجای این زمان ، روی کدامین زمین گم کردم خودم را که نمی جویم دوباره خودم را ؟ |
 |
 |
 |
 |
رضا |
23 شهريور 1388 | 02:05:46 |
 |
 |
 |
|
شاید شما ندانید که سنگ قبر اولیه سهراب با خط زیبای مرحوم استاد رضا مافی یکی از خطاطان بزرگ خط شکسته ایران نوشته شده بود که در هنگام تعمیرات امامزاده آقایان با تراکتور روی آن رفتند و آنرا که یک اثر هنری تکرار نشدنی بود شکستند!! درود بر روح بزرگ و دوست داشتنی سهراب که می گفت: ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در زیر درخت همین سنگ سیاه و ساده کعبه آمال دلهای زیادی است و نیازی به آرامگاه های عریض و طویل ندارد |
 |
 |
 |
 |
فرشید |
23 شهريور 1388 | 00:21:45 |
 |
 |
 |
|
| سهراب در دل مردم جا دارد بگذار این فرهنگ ناشناسان مفاخر ما را سرسری بگیرند و امامزاده های قلابی و چاههای کذایی بسازند در دل این مردمان فرهنگ پرور کجا بتهای ساختگی جای امثال سهراب را می گیرند روزی خواهد رسید که همه بخوانیم این همان روزی است که سهراب می گفت روزی خواهم آمد ... نگران نباش دوست عزیز اندکی صبر سحر نزدیک است |
 |
 |
 |
 |
آرمین حکمتی |
23 شهريور 1388 | 00:18:50 |
 |
 |
 |
|
| می دانستید که آن سنگ قدیمی یادگاری بود به خط بزرگترین استاد معاصر خط نقاشی کشور "رضا مافی" که در همان دوران به درود حیات گفت . یاد هردو گرامی |
 |
 |
 |
 |
شقایق |
20 شهريور 1388 | 04:57:51 |
 |
 |
 |
|
| 6 سالم که بود... به جای حسن کچل سهراب برام می خوندن! مامانم به "به سراغ من اگر می آیید..." که می رسید می گفت اینو روی سنگ قبرش نوشتن!!! هیچ وقت نشد برم سر قبر سهراب...! ولی همیشه دوست داشتم با چشای خودم ببینم! "مبادا که ترک بردارد...چینی نازک تنهایی من" |
 |
 |
 |
 |
آمد |
17 شهريور 1388 | 17:41:15 |
 |
 |
 |
|
| کاش برایش جایی درست کنند که درخورش باشد |
 |
 |
 |
|
|
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم بیا زود تر چیز ها را ببینیم
صفحه ی 395(به باغ هم سفران) |
 |
 |
 |
|
|
سلام من هم مثل شما از طرفداران سهراب سپهری هستم .حتی اگر سنگ عوض کردن هم با مراسم بود باز هم فایده ای نداشت چون سنگ با تشریفات عوض میشد تا لگدمال قدمهای کسانی بشه که سهرب را نمیشناسند و نمیفهمند بهترین کار این است که مانع عبور از آن شوند |
 |
 |
 |
 |
شقایق |
8 شهريور 1388 | 12:33:25 |
 |
 |
 |
|
جای تعجب نداره... سهراب خودش میدونست چی قراره بشه که گفت: دور خواهم شد ازین خاک غریب که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه ی عشق قهرمانان را بیدار کند |
 |
 |
 |
 |
محمد |
6 شهريور 1388 | 13:44:25 |
 |
 |
 |
|
یاد من باشد تنها هستم من هنوز نرفتم ولی مطمینم کار جالبی نبود و ...... |
 |
 |
 |
 |
Unknown |
5 شهريور 1388 | 23:37:11 |
 |
 |
 |
|
بودن یا نبودن سنگ، برای او که پرواز را از آغاز بودنش تجربه کرد ، فرقی ندارد. سیاه یا سفید بودن سنگ ،برای او که چشم خدا روشن شد از آمدنش ، فرقی ندارد.
اما برای ما ............. خیلی فرق می کند که چگونه وجود نازنینش را پاس بداریم.
|
 |
 |
 |
|
|
واقعا متاسفم ای کاش برای سهراب یه ضریح می ساختند |
 |
 |
 |
|
|
وای چرا کسی به فکر بزرگان این مملکت نیست؟ آیا حق سهراب یک سنگ قبر بزرگتر بود یا آرامگاهی در شان و منزلت او؟ به نظر من سنگ قبر قبلی خیلی با احساس بیشتری اون شعر را معنا میداد! |
 |
 |
 |
 |
mojgan |
5 شهريور 1388 | 10:24:2 |
 |
 |
 |
|
| Sohrab e nazanin... |
 |
 |
 |
 |
احسان |
4 شهريور 1388 | 13:10:21 |
 |
 |
 |
|
| کار ما نیست شناسائی راز گل سرخ ....حق سهراب بیش از این بود با تشریفات و مراسم با شکوه تر به نظر من واقعا ساده بود مثل خود سهراب پاک و بی آلایش |
 |
 |
 |
|
|
| سلام من عاشق شعرهای سهرابم |
 |
 |
 |
 |
زهره |
1 شهريور 1388 | 15:29:35 |
 |
 |
 |
|
ما ادمها همینیم دیگه. بی انصاف فراموشکار یه شاعر بزرگ و خوب رو فراموش کردیم.براش هیچ کاری نکردیم.نه مراسمی نه بزرگداشتی نه.... حالا بعد از چند سال یه سنگ قبر جدید گذاشتین اونم اینجوری!!! متاسفم.برای سهراب وبرای تمام دوستداران سهراب!!!!!
|
 |
 |
 |
|
|
وایییییییییییییییییییییییییییییییی باورم نمیشه لعنت به ما |
 |
 |
 |
 |
مسافر |
29 مرداد 1388 | 13:21:50 |
 |
 |
 |
|
سنگ قبر سهراب با اون شعر روش کووووووووووو؟ واقعا که زبونم قاصره:((((((((( |
 |
 |
 |
 |
مهرنیا |
28 مرداد 1388 | 21:37:58 |
 |
 |
 |
|
درود بر هستیهای پاک که
نیک هستیها را میگسترند
آری سهراب
ای ابد جان هستی
ای شیرازه ی مستی
هست مان کردی
ز پستی
مست مان کردی
ز هستی
نه دم و بازدمی
که
هست پایان منی
|
 |
 |
 |
|
|
درود سهراب من کو؟ شاعر من کو؟ احساس من کو؟ سهراب بیا که ازت بی خبرند؟ سهراب بیا که سنگ قبرت را بردند سهراب بیا.... وای سهراب بیا که دلتنگم... سهراب کسی تو را نمیشناسد بیا... سهراب کجایی که می گریم.... سهراب بیا......
|
 |
 |
 |
 |
نگین |
25 مرداد 1388 | 14:53:38 |
 |
 |
 |
|
| دوست دارم |
 |
 |
 |
|
|
من سال 87 کاشان زندگی میکردم وقتی رفتم مشهد اردهال تا سعادت دیدن آرامگاه سهراب رو داشته باشم شکه شدم اون همه خرج و شکوه و جلال برای امامزاده که البته احترامش بر ما واجب هست چون از این امزاده های دروغین نیست و اما ... یک سنگ قبر ساده و البته به قول شما دوست داشتنی اصلا" انتظارش رو نداشتم و خیلی ناراحت شدم الان که در سایت شما اون لوگوی تعویض سنگ قبر رو دیدم خوشحال شدمکه یه کاری در حد سهراب انجام شده اما بعد از خوندن متن بازم ناامید شدم متاسفم واقعا متاسفم من مردم کاشان رو خوب شناختم و احساس میکنم سهراب تک ستاره ایی بود در آسمانی خاموش مثل اینکه این عزیزان لیاقت این شاعر بزرگ ایرانی رو ندارند |
 |
 |
 |
 |
غیرت |
14 مرداد 1388 | 09:49:9 |
 |
 |
 |
|
| بذار روی سنگ بنویسن به سراغ من اگر میایی با توپ و توپخونه بیاید .تو که اونجا بودی چرا خفه خون گرفتی مگه ایرانی نبودی |
 |
 |
 |
|
|
| رشلاثشد ئشسناشقث ذخی شرشظ نشقیشد سشدلث لاشذق |
 |
 |
 |
 |
زهره |
8 مرداد 1388 | 13:11:0 |
 |
 |
 |
|
واقعا مسخره است مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان! |
 |
 |
 |
|
|
| سهراب دوستت داریم با تمام وجود. استاد تنهایی و آرامش |
 |
 |
 |
 |
نسترن |
29 تير 1388 | 15:19:44 |
 |
 |
 |
|
بسم رب النور سهراب حرف های نگفته و حتی رموز بسیار دارد .اوهرکجاباشد آسمان مال اوست وفرقی ندارد که سنگ قبرش چه گونه باشد همبن بس که به لطف خدا سهراب همیشه درقلب ما زنده است وهر بار با خواندن اشعارش قلب هایمان به دردمی آید وارزو میکنیم که سهراب ابدی گردد. اما کاش اقایان می دانستند که ماوقتی دعوا سر افراد بزرگی مثل مولانا می کنیم وفریاد می زنیم ومی گوییم اومال ماست،دمی هم فکربه سهراب وتنهایی اش کنیم. |
 |
 |
 |
 |
آوا |
29 تير 1388 | 01:38:36 |
 |
 |
 |
|
شاعر پاکی و زلالی این قدر غریب زیر خاک ها خوابیده سنگ قبرش را هم ....
سهراب تو را از خانه ابدی که سنگی بیش نیست هم محروم می کنند
اما تو در زلالی روحت آسوده بخواب |
 |
 |
 |
|
|
سلام. وقعا نميدونم چي بگم. چي بگم. |
 |
 |
 |
 |
پریا |
25 تير 1388 | 18:07:53 |
 |
 |
 |
|
| من دلم اون سنگ سفیده که ترک برداشته را میخاد .همون ک چینی نازک تنهایی بود |
 |
 |
 |
 |
مسافر زندگی خواب ها |
24 تير 1388 | 11:02:20 |
 |
 |
 |
|
سنگ مزار قدیمی سهراب صفای دیگری داشت و من با وجود دوری راه به لطف امامزاده ی بزرگوار آنجا سه بار به زیارت امامزاده ی عزیزو بوسیدن خاک مزار "سهراب"لحظه هایم مشرف شده ام اما.....سهراب هرگز غروب نداشته و ندارد وقتی حتی فقط یک نفر باشد که نام تو در تمام لحظه هایش جاری باشد یعنی تو نمرده ای و زنده ای....سهراب زنده است چون میلیون ها نفر با اشعار او زندگی می کنند...سهراب عزیزم اگر خدایمان بخواهد امسال هم می آیم...سنگ قبر اصلا مهم نیست مهم این است که حتی الان که آنجا نیستم حسص میکنم تو اینجایی در کنارم مثل همیشه..... خدایش بیامرزاد. |
 |
 |
 |
|
|
| سلام.دلم مي گيره وقتي مي بينم چيزاي جديد و مسخره جايگزين چيزاي قديمي و قشنگ مي شه .كاش اين كار نمي كردن.ساده بودن قشنگ كه من خيلي دوست دارم.منم از اين خبر خيلي ناراحت شدم. |
 |
 |
 |
|
|
با سلام به تمامی دوستان وافرادی که نظرات خودشان را در مورد سنگ قبر این بزرگ عزیز مطرح نمودند .اما بنظر م مردم جامعه ما عادت دارند وقتی کسی کاری انجام می دهد شروع به انتفادمنفی می کنند اما می شود اول از بانی این کار تشکر نمود . واگر خیلی ارادت خاصه به حضرت سهراب عزیز داریم با یک پشنهاد خوب ویک مراسم آبرومند وهیچ اشکالی هم ندارد بایک مشارکت از همین دوستانی که به خودمان زحمت نگارش جند خطی دادیم برگ زیبای برای ره نشان دادن این بزرگمرد عارف و...طرا حی نمائیم واین کار حسنه را یک سنت کنیم چرا که سهراب وتمامی بزرگان دیار ما حقی برگردن مادارند وهرآنچه گل افشانی قبار روبی کنیم باز هم .... است . |
 |
 |
 |
|
|
واقعا تاسف آور است که .... خودش میگوید به سراغ من اگر می ایید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من اینگونه نرم و آهسته به سراغش میروید ؟؟؟؟؟ چینی تنهایی سهراب تنها تر شد !!!! |
 |
 |
 |
 |
حسن |
11 تير 1388 | 21:26:30 |
 |
 |
 |
|
| سهراب مرا تغییر داد همین؟ |
 |
 |
 |
|
|
| aghebate hameye ma hamine farghi nadare ke ki bashim vaghti mordim dige hichkas yade ma nemikone hala khobe kasi pida shode bara sohrab ke hade aghal sange ghabresho avaz kone |
 |
 |
 |
 |
سعید |
5 تير 1388 | 01:02:27 |
 |
 |
 |
|
| گیج شدم...نمی دونم از دل بنویسم و یا منطقی این کار رو بررسی کنم و با فکرم تحلیل کنم. که البته فرق چندانی نداره در هر دو حالت هیچ نشانه ی زیبایی نیست و مرثیه ای خواهد بود بر وضع فرهنگی و اجتماعی ایران...فقط جای نهادها و انجمن های مدنی و فرهنگی خالی که توی این شرایط به وظیفشون عمل کنن و کل عوامل فکری و اجرایی این تغییر که نه, در حقیقت تخریب فیزیکی و در واقع فرهنگی رو به پای قانون و توبیخ بکشونن...واقعا دردناکه و نمی تونم از دلم ننویسم: بی شرف ها مگه ننوشته بود نرم و آهسته بیایید...مگه نگفته بود "... می بینم خواب : بودایی در نیلوفر آب..." ... بدبخت های کودن خانه ابدی خودتون و فکرتون اون سنگ سیاهه...سهراب هر روز داره با برگ یک درخت در حوالی اردهال یا اون طرف تر ها, پشت دریاها جوانه میزنه.... |
 |
 |
 |
 |
شکیبا |
4 تير 1388 | 18:03:40 |
 |
 |
 |
|
پنداری خود سهراب از این همه غربت خودش هم درآین زمانه آگاه بود. من هم معتقم لیاقت چیز خوبی هست که ظاهرا روز تقسیمش به ما ها کم رسیده ولی چیزای زیادی داده شده که خیلی لیاقت لازم داره. تازه وقتی میری کرمان ووسایل سهراب عزیز رو در یک جای دیگه ایران میبینی غصه میخوری مگه سهراب اهل کاشان نیست؟ ؟که تخت سهراب رو وسایل شخصیش رو اونجا ببینی حالا این سنگ قبر هم یک شاهکاره دیگه |
 |
 |
 |
 |
ایشتار |
2 تير 1388 | 18:03:31 |
 |
 |
 |
|
| گاه در بستر بیماری من حجم گل چند برابر شده است0000000000000000 |
 |
 |
 |
 |
فرناز |
31 خرداد 1388 | 17:30:10 |
 |
 |
 |
|
| شاید سهراب میدانست که روزی با بیل و کلنگ به سراغش می ایند که گفته بود:به سراغ من اگر می ایید نرم و اهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من. |
 |
 |
 |
 |
مهديه |
27 خرداد 1388 | 16:33:26 |
 |
 |
 |
|
| آه...از............ |
 |
 |
 |
|
|
| ای دل تو چه پرسی که سهراب کجا رفت ... سهراب سپهری شد و سر وقت خدا رفت ... |
 |
 |
 |
|
|
تو این دنا دلمون به چینی نازک تنهایی سهراب خوش بود که اونم ترک برداشت یا بهتر بگم شکست ... اینارو که دیدم دل منم ترک برداشت و نمیدونم باید تبریک بگم یا تسلیت ... و چه تنها من ... |
 |
 |
 |
 |
. |
25 خرداد 1388 | 16:08:51 |
 |
 |
 |
|
| اشکالی نداره که سنگ قبر رو عوض کردن . به هر حال اون چیزی که زیر زمینه یه مشت خاکه و مهم اینه که سهراب یه روح بزرگ داشت . اما اینکار بایستی با اطلاع خانواده ی او صورت میگرفته و حداقل برای احترام به سهراب مراسمی برای اینکار برگزار میشده . از شما هم به خاطر اطلاع رسانیتون متشکرم |
 |
 |
 |
 |
مریم |
24 خرداد 1388 | 15:07:59 |
 |
 |
 |
|
بیچاره سهراب اگه واقعا این خبر صحت داره برای مسولین متاسفم مگر سهراب فقط مال آنهاست؟ |
 |
 |
 |
|
|
| درود برشماو سپاس بدلیل خبر رسانی . به نظر من اصلن مار خوبی نکردند که بی خبر دست به چنین کاری زدن. سهراب فقط مال آن ها نیست که هر وقت دلشان خواست چنین کاری بکنند و به خانواده ی او هم خبر ندهند. قطعن خانواده ی سهراب بی خبرند چون اگر خبر داشتند حداقل در این مراسم حاضر می شدند. با سپاسی دیگر بار و بدرود. |
 |
 |
 |
 |
دل شکسته او |
10 خرداد 1388 | 09:42:13 |
 |
 |
 |
|
خیلی پستید..... سهراب خودش میدونست که این طوری میشه گفت نرم واهسته بیایید |
 |
 |
 |
 |
لیدا |
10 خرداد 1388 | 01:18:27 |
 |
 |
 |
|
| آیا حرف سهراب رو روی آرامگاهش نخوندند؟ |
 |
 |
 |
 |
لیدا |
10 خرداد 1388 | 00:39:20 |
 |
 |
 |
|
...
چه درونم تنهاست |
 |
 |
 |
 |
مانی باباش پور |
6 خرداد 1388 | 20:00:27 |
 |
 |
 |
|
هنوز موهایه تنم سیخه که این خبرو میخونم.لیاقت چیزه گرونیه که خیلی از ایرانیا ندارن. البته جاهایه دیگه ام نشون دادن..... |
 |
 |
 |
|
|
من یکی دو هفته پیش برای اولین بار رفتم مشهد اردهال. قبلا تصویر سنگ سهراب رو دیده بودم که رضا مافی روش نوشته بود اما اون تا جایی که یادمه شکسته شده بود. سنگ جدید سهراب رو که دیدم فهمیدم خودسرانه عوش شده! از طلوع و غروب زندگیش معلوم بود! اما شماره تلفن و نام تبلیغاتی پایین سنگ رو پاک کرده بودند. فکر می کنم به خاطر این پیگیری و اعلام شما بوده آقای آرین. بسیار ممنون که به شیوه موثر (و نه شعار گونه!) هوای سهراب را دارید! |
 |
 |
 |
 |
مرضیه |
26 ارديبهشت 1388 | 17:43:20 |
 |
 |
 |
|
| سهراب همیشه برای ما زنده است حتی اگر چنین ادمهای بی خبر از دل سهراب به تنهایی او وارد شوند و آن را با سختی تمام بشکنند سهراب همیشه دوستت داریم و به تنهایی ات احترم می گذاریم. |
 |
 |
 |
|
|
| خیلی متاسفم.زیباست.سهراب زیباست |
 |
 |
 |
|
|
| ارادتمند شما |
 |
 |
 |
 |
ندا بدلی |
22 ارديبهشت 1388 | 10:58:29 |
 |
 |
 |
|
| سلام من هم برای خودمون و جامعه ای ادبی متاسف ام زیرا قدر داشته هامون نمی دونیم وتنها نداشتن که ما رو بیدار می کنه |
 |
 |
 |
|
|
طاقاری بشکند ماستی بریزد جهان افتد به کام کاسه لیسان/ ... کجای این شب تیره بیاویزم غبای ژنده خود را !!؟ |
 |
 |
 |
 |
حامد |
19 ارديبهشت 1388 | 23:48:40 |
 |
 |
 |
|
| خسته شدم بس که فریاد زدم و همه سر به زیر از کنارم نشنیده میروند.یا که سقلمه میزنند و گویند خاموش. گر نشوی خاموش خاطرت را میکند فراموش.ها ها ها ها...!دنیای زشتی ها را ما ساختیم خود ما |
 |
 |
 |
|
|
قشنگ یعنی چه؟ قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال. وعشق تنها عشق ترا به وسعت یک سیب می کند مانوس!
وعشق تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگی هابرد! مرا رساند امکان یک پرنده شدن!
|
 |
 |
 |
 |
حمید |
18 ارديبهشت 1388 | 16:16:47 |
 |
 |
 |
|
سهراب شاعر تنهایی بود رنگ و بوی شعرش هم این رو میخواست: بوی گل دست کارگر خشت خام و نه ... تظاهر بوی عطرهای آنچنانی و بزرگداشتی برای خودمان به نام سهراب.... این سادگی و روانی خا صیت سهراب است... اما نمی دانم چرا سیاه..!!!!!!!! |
 |
 |
 |
|
|
| عالی |
 |
 |
 |
|
|
... بسیار گریستم ... مثل بسیار وقت ها که می گریستم ....
... همواره بسیار می گریم ... ... اما هرگز دلیلی نمی یابم ... ... نمی دانم ... ... شاید این خاک گریه دارد ؟ !
سپاسگذار قلم و دلتان که برای گریه با ارزش ترین است |
 |
 |
 |
|
|
| حیف از خط رضا مافی که زیر اون سنگ سیاه مدفون شد. |
 |
 |
 |
|
|
| سهراب اگر عارف نبود ولی عارفانه شعر می گفت |
 |
 |
 |
 |
مریم |
8 ارديبهشت 1388 | 12:05:44 |
 |
 |
 |
|
خیلی ناراحت شدم. من نمی دونم اینا با چینی نازک تنهایی سهراب چی کار دارند |
 |
 |
 |
 |
زیارانی |
8 ارديبهشت 1388 | 07:19:58 |
 |
 |
 |
|
سلام این واقعا حققت دارد پشت دریاها شهری است قایقی باید ساخت ... |
 |
 |
 |
 |
مرتضی |
7 ارديبهشت 1388 | 21:14:58 |
 |
 |
 |
|
| چیزی برای گفتن نیست |
 |
 |
 |
|
|
| خوب سهراب تو زندگیش مجوز کسی رو نگفت که برای اون هم مراسم های انچنانی بگیرن. |
 |
 |
 |
 |
دلا |
7 ارديبهشت 1388 | 17:23:23 |
 |
 |
 |
|
حیف... واقعا حیف... |
 |
 |
 |
|
|
| سلام بسیار متاسف شدم از خواندن این خبر. و متاسفانه ایران نیستم که بتوانم کمکی بکنم. میدانم که اگر بدون اطلاع خانواده شان این کار را کردهباشند قطعا جرم است و پیگرد قانونی دارد. متاسفم که در ایران روز به روز و لحظه به لحظه هویت و تاریخ مان را جلوی چشمانمان می تراشند و ما فقط نظاره گریم. چون خودم شعر میگویم و چون یک باستان شناس هستم عمق درد و فاجعه را حس میکنم. تنها کاری که از راه دور میتوانم انجام دهم این است که آدرس این سایت را برای یکی از اساتیدم و یکی از دوستانم که از سرآمدان ادبیات است میفرستم شاید خانواده سهراب را بشناسند و شاید از نظر میراث فرهنگی بتوان اقدامی کرد. واقعا که جای بسی شرمساری است. |
 |
 |
 |
|
|
| خاک تو سرشون کنم.فقط همین. |
 |
 |
 |
 |
مهدی |
4 ارديبهشت 1388 | 01:57:45 |
 |
 |
 |
|
| سلام خیلی دوست دارمت سهراب |
 |
 |
 |
 |
الناز |
3 ارديبهشت 1388 | 22:55:57 |
 |
 |
 |
|
هر کجا هستم باشم آسمان مال من است پنجره فکر هوا عشق زمین مال من است چه اهمیت دارد گاه اگر میرویند ...
قارچ های غربت |
 |
 |
 |
 |
مریم |
2 ارديبهشت 1388 | 07:14:27 |
 |
 |
 |
|
| مرگ پایان کبوتر نیست ... سهراب تنهایی را بهتر از هر کسی می فهمید و می دونست که همیشه تنهایی و غربت همراهشه!!! اینم 1 جور غربته.... |
 |
 |
 |
 |
Unknown |
2 ارديبهشت 1388 | 02:26:18 |
 |
 |
 |
|
من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم حرفی از جنس زمان نشنیدم... گل پاش-کاشان |
 |
 |
 |
 |
زهرا منصف |
1 ارديبهشت 1388 | 22:36:15 |
 |
 |
 |
|
پشت کاجستان برف برف یک دسته کلاغ جاده یعنی غربت باد آوار مسافر و کمی میل به خواب... |
 |
 |
 |
 |
سارا |
1 ارديبهشت 1388 | 22:11:10 |
 |
 |
 |
|
"من و دلتنگ و این شیشه ی خیس مینویسم و فضا و دو دیوار و چندین گنجشک..." راست میگفت که مرگ پایان کبوتر نیست... |
 |
 |
 |
|
|
| مردی بزرگ از تبار کاشان |
 |
 |
 |
 |
س.صفا |
1 ارديبهشت 1388 | 21:12:21 |
 |
 |
 |
|
| من اینجا بس دلم تنگ است |
 |
 |
 |
 |
كمال |
31 فروردين 1388 | 23:45:45 |
 |
 |
 |
|
| سلام . به نظر من مهم ذات وجوديشه ، و زنده بودنش به خاطر اشعارش . اينها همه بهانست ... |
 |
 |
 |
 |
مرجان |
31 فروردين 1388 | 20:58:59 |
 |
 |
 |
|
در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است... وای بر ما! سهراب روزی که این شعر رو گفته پیش بینی این تنهایی که تمام وجود آدم رو به لرزه میندازه کرده بوده! چرا نرم و آهسته نرفتید تا ترک بردارد... وای خدای من! ببخشید اسمم جا مونده بود! |
 |
 |
 |
 |
Unknown |
31 فروردين 1388 | 20:56:9 |
 |
 |
 |
|
در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است... وای بر ما! سهراب روزی که این شعر رو گفته پیش بینی این تنهایی که تمام وجود آدم رو به لرزه میندازه کرده بوده! چرا نرم و آهسته نرفتید تا ترک بردارد... وای خدای من! |
 |
 |
 |
 |
مهرداد |
31 فروردين 1388 | 20:43:42 |
 |
 |
 |
|
به قمار خانه رفتم همه ژاکباز دیدم××××چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی حالا می فهمم که چرا ما ایرانی ها ژیشرفت نمی کنیم. چون به بزرگتر از خودمون احترام نمی گزاریم و خیال خودمون داریم کاری درست انجام میدیم. مگه سهراب احتیاجی به سنگ قبر داره؟برای مردها سنگ قبر می گزارن,سهراب زنده است و خونش تو دل عاشقاس اون احمقی که دستور این کارو داده,ادم فرو مایه ای بوده و کسی که پایین اون سنگ تبلیغ کرده واقعا کلمه برای نشون دادن صفت پستش وجود نداره. حاضرم قسم بخورم که اون ادمی که دستوره این عمل زشتو داده,خودش تا حالا یه شعر از سهراب نخونده. |
 |
 |
 |
 |
مسهود عزیزی-بندرعباس |
31 فروردين 1388 | 19:38:41 |
 |
 |
 |
|
وخدایی که در این نزدیکیست....... کسی که خدا رو نزدیک خودش میبینه بوی خدا رو می گیره و تو ذهن من آرام می گیره.... |
 |
 |
 |
 |
م.حسین |
31 فروردين 1388 | 15:14:27 |
 |
 |
 |
|
آخه می خوام بدونم کسانی که این تصمیمات رو می گیرن سطح تحصیلاتشون چقدره ؟ چرا باید این قدر آدم احمق باشه که به خودش اجازه بده که بر خلاف وصیت یک شاعر بزرگ این عمل زشت رو انجام بده ؟ چرا تا حالا هیچ کس به اون کسی که این کارو کرده چیزی نگفته ؟
ای خدا پس کی ما میخوایم آدم بشیم ... |
 |
 |
 |
 |
نیما |
31 فروردين 1388 | 14:52:20 |
 |
 |
 |
|
| روزگار غریبیست |
 |
 |
 |
 |
هادي |
30 فروردين 1388 | 23:15:58 |
 |
 |
 |
|
بگذارید ساده باشم ساده همچون جا نماز مادر نگذارید که این رنگ زمان نبض من را به خود گیرد و من در ره او گفت: مرگ پایان کبوتر نیست پس سادگی با من است و من در آغوش او. بگذارید ساده باشم . |
 |
 |
 |
|
|
دلم بدجوری گرفت...اما مطمئنم اونقدر روح بزرگی داره که هیچی نمی تونه ناراحتش کنه...
مبادا که ترک بردارد...... |
 |
 |
 |
 |
رضا |
30 فروردين 1388 | 18:17:59 |
 |
 |
 |
|
| چه نرم و آهسته به سراغ سهراب رفتند!!! |
 |
 |
 |
 |
Ahmad |
30 فروردين 1388 | 07:36:13 |
 |
 |
 |
|
Salam,
Man az Australia hastam. Ey kash mitoonestam biam baraye ziyarate Sohrab. Thank you Sohrab for your great contribution.
|
 |
 |
 |
|
|
| شعر های سهراب رو خلی دوست دارم و بارها از تنهایی و سوت و کور بودن سر مزارش رو شنیدم و این که افراد زیادی از کنارش می گذرن و بدون این که بشناسنش.و واقعا از این موضوع متاسفم |
 |
 |
 |
|
|
"من مرگ را زیسته ام" دل می گیرد درین هوی بارانی باران مزارت را می شوید "سهراب" و اشک های ما عاشقان تو که دستمان بسته است برای نواختن آرامگاهی که شایسته توست شایسته چینی نازک تنهایی توست
سهراب طلوع کرد و خورشید کلامش تا ابد تاریکی را روزنه ایست بیداریست
|
 |
 |
 |
 |
زهرا |
29 فروردين 1388 | 09:20:55 |
 |
 |
 |
|
سلام و خسته نباشید
افسوس و صد افسوس هنرمند عزیزی را از دست دادیم و به جای تکریم و احترام باید شاهد همچین اعمال زشتی از طرف بعضی باشیم.
به سراغ من اگر می آئید نرم و اهسته بیائید مبادا که ترک بردارک چینی نازک تنهائی من منتظر حضور گرم شما هستم zahra1362.blogfa.com همواره برقرار باشید |
 |
 |
 |
 |
محیا |
28 فروردين 1388 | 21:04:7 |
 |
 |
 |
|
سلام.
من برای عید رفتم مشهد اردهال. شاید باور نکنید گفتم الان با یک مقبره مواجه میشم .وقتی قبر سهراب رو دیدم هاج و واج نگاه میکردم. باور کردنی نیست.
ما باید جونا دست به دست هم بدیمو خودمون دست به کار شیم
دوباره میسازمت وطن |
 |
 |
 |
|
|
| مایه تاسف و حیرت است !!!! |
 |
 |
 |
|
|
| دوستان اگر برنامه ای به عنوان تور برای 1 اردیبهشت از تهران به کاشان هست ادر س محل و ثبت نام را در همین قسمت نظرهابنویسید متشکرم |
 |
 |
 |
|
|
| دوستان جای تعجب نیست,بنده های خدا سوادشان در این حد نیست که بدانند برای مقبره یک شاعر بزرگ چکار باید کرد اقایان به حساب خودشان باسواد اگر میفهمیدن این گوهرها کی بودن و محل رفت و امد توریست است باید روی سنگ قدیمی را با شیشه میپوشاندن که به مرور زمان تخریب نشود-ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در زیر درخت |
 |
 |
 |
 |
سیما |
27 فروردين 1388 | 20:29:15 |
 |
 |
 |
|
سهراب....خود کلام پرمعناییست چه رسد به شعرهایش ویا حتی نقش هایش... |
 |
 |
 |
|
|
سلام دلم گرفت ، من آن سنگ مزار قبلی که ساده و به رنگ سپید بود رو خیلی بیشتر دوست داشتم.(در پروفیل وبلاگم تصویری از آن هست) سهراب سرشار از پاکی و سپیدی بود و حیفه سنگ مزارش سیاه باشه. اونم با این عناوین غروب زندگی و آن شماره موبایل مضحک پایین سنگ مزار عارف آب و آیینه و درخت و گل. بی احترامی به بزرگان در این مملکت جزئی از فرهنگ ما ایرانیهاست. آن هم به شاعران گرانمایه. آن هم به امثال سهراب و شاملو و فروغ و اخوان و غیره که جلوی ظلم کوتاه نیامدند. اینکه هیچگاه برای سهراب ضریحی درست نکردند و مزار آن عارف به اینگونه مظلومانه و ساده و بی آلایش است به خاطر وصیت خود اوست و خانواده اش میدانستند که سهراب از زرق و برق و تجملات دنیوی گذر کرد چه برسد به زرق و برق و تجملات مزارش. به نظر من مزار سهراب همین گونه که هست ساده و پاک و بی آلایش زیباتر است چون با روحیه این عارف بزرگ هم خوانی دارد.البته به جز این سنگ مزار به نظر من زشت.همان قبلی خیلی زیباتر بود. نکته دیگر اینکه سنگ مزار و مزار و آرامگاه زیاد مهم نیست یا بهتر بگوییم اصلا مهم نیست مهم اندیشه سهراب است.مهم حکمت و عرفان این عارف وارسته است. اگر کسی واقعا اندیشه سهراب را درک کند آن موقع می تواند بفهمد که سهراب چه اندیشه وتفکر والایی داشته است. یکم اردیبهشت یا یکی دو روز زودتر زندگینامه این عارف بزرگ را در وبلاگم به روز میکنم. روحش شاد و یادش گرامی باد......
آدرس وبلاگم هست : http://sohrabsaei.persianblog.ir
هرکجا هستم باشم آسمان مال من است پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند قارچهای غربت؟؟؟
|
 |
 |
 |
 |
البرز |
27 فروردين 1388 | 08:03:23 |
 |
 |
 |
|
دارم اشک میریزم. اگر یکم اردیبهشت نرسیدم، همین 1-2 هفته میرم مشهد اردهال و یک حال اساسی به این سنگ مضحک میدم. این کار رو واسه خودم میکنم چون دارم میترکم از غصه... اینها رو از طرف من گوش بدید: http://www.fanoosmusic.com/musicDownload.html |
 |
 |
 |
 |
س.شایسته |
27 فروردين 1388 | 01:40:53 |
 |
 |
 |
|
| رفته بودم لب حوض تا ببینم شاید عکس خود را در آب. آب در حوض نبود !! |
 |
 |
 |
 |
مرجان |
26 فروردين 1388 | 20:47:42 |
 |
 |
 |
|
| چیزی برای گفتن ندارم ولی حال غریبی دارم |
 |
 |
 |
 |
بهناز |
26 فروردين 1388 | 10:36:56 |
 |
 |
 |
|
آقا مجتبی من با نظر شما موافقم... به نظر من هم باید یه کاری کنیم آخه مثلا ما دچار شده ایم دچار سهراب... به قول سهراب عزیز: خیال می کنم دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی دچار یعنی عاشق و فکر کن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد
|
 |
 |
 |
 |
Unknown |
26 فروردين 1388 | 09:44:34 |
 |
 |
 |
|
آقا مجتبی من با نظر شما موافقم... به نظر من هم باید یه کاری کنیم آخه مثلا ما دچار شده ایم دچار سهراب... به قول سهراب عزیز: خیال می کنم دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی دچار یعنی عاشق و فکر کن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد
|
 |
 |
 |
 |
بهناز |
26 فروردين 1388 | 09:28:41 |
 |
 |
 |
|
چیزها دیدم روی زمین: کودکی دیدم ماه را بو می کرد. قفسی بی در دیدم که در آن روشنی پرپر می زد نردبانی که از آن عشق می رفت به بام ملکوت ... من گدایی دیدم در به در می رفت و آواز چکاوک می خواست وسپوری که به یک پوسته ی خربزه می برد نماز ... شاعری دیدم هنگام خطاب به گل سوسن می گفت :شما... |
 |
 |
 |
 |
م . سالاری |
26 فروردين 1388 | 07:48:5 |
 |
 |
 |
|
با سلام ... مطلب رو خوندم و کمی ناراحت شدم ، اما از خود سهراب که نظرشو پرسیدم گفت : می لغزد صخره سنگ ، می شنوم آواز درخت ... ( مجموعه شرق اندوه - شعر تا ) یک سوال داشتم ... برای بزرگداشت سالروز پرواز سهراب برنامه ای دارید ؟! ممنون می شم اگه زودتر اعلام کنید ( به جهت هماهنگی برنامه های دوستان خارج از کاشان ) موفق و پیروز باشید ... |
 |
 |
 |
 |
ساجد |
25 فروردين 1388 | 22:03:53 |
 |
 |
 |
|
| اخه چرا؟ |
 |
 |
 |
 |
مجتبی |
25 فروردين 1388 | 07:54:30 |
 |
 |
 |
|
ما اگر واقعا سهراب را دوست داریم و بسیاری از انسانهایی که با اشعار بزرگانی چون حافظ و .. مانوسند با سهراب مونوس و همدمیم اولا به جای این همه سرو صدا کردن کاذب و بی اثر در غالب جملات احساسی، فکری موثر بکنیم و با مذاکره رسمی و پیگیری دقیق و درست با اداره ارشاد و میراث فرهنگی، موضوع را حل کنیم. من با برخی از خادمین افتخاری آن آستان مقدس در این رابطه صحبت کردم. ببینید یک انسان ادیب و عاشق سهرابی که از بالاترین لطافت روحی برخوردار بوده است، نباید زود قضاوت کند و همه را برباد ناسزا بگیرد. در قضیه سهراب عزیز آستان مقدس حضرت سلطانعلی، محدودیتهایی دارد: اول اینکه این قضیه مربوط به اداره ارشاد است که از بس که آنان اهمیتی نمی دهند شهرداری کاشان با نیتی خیر به خاطر اعتراض بسیاری از توریستها و دوستارانی که به آرامگاه سهراب می آیند به آستان متذکر می شود که حد اقل سنگ قبر مناسب تری را جایگزین کند حتی تهیه این سنگ جدید نیز توسط شهرداری صورت می گیرد و تنها کارگران عمرانی آستان مامور به این کار می شوند و به دلیل اینکه آنان دز این فضایی که من و شما داریم، نیستند این اتفاق می افتد. شاید رویکرد فرهنگی خاصی نسبت به سهراب در سیستم مدیریتی آن آستان قوت نداشته باشد اما این از بی اعتنایی به یهراب نیست بکه فضاب انعکای فضای بی مهری است که در مسئولین شهر و حتی کشور نسبت به سهراب وجود دارد. بنابراین به استفاده از احساساتی که فعلا در اصلاح امور تاثیری ندارد، بیایید غربت سهراب را زیربنایی حل کنیم؛ چرا که حقیقتا آستان مقدس که به عنوان متولیان امامزاه نیز می باشند هنوز نتوانسته اند حتی گنبد آن حضرت را درست کنند زیرا مسئولیت آن اداره میراث است. لذا سهراب نیر همینگونه است. اما در عین حال شنیده ها حاکی از آن است که آستان بدون توجه به اداره ارشاد، قصد دارد در طرح جامع توسعه حرم، هنگام بازسازی کف آن صحن، جایگاه مناسب تری برای سهراب درنظر بگیرد. |
 |
 |
 |
|
|
| آقای وزیری عزیز در مورد مقبره سهراب جایی خواندم که سهراب وصیت کرده برایم سنگ قبر نگذارید گمانم در شعر سهراب و سیمرغ نادر نادر بور یا در جایی دیده باشم گمان نکنم خانواده اش ومردم کوتاهی کرده باشند همین سنگ هم گویا برخلاف خواست سهراب وبرای مشخص کردن مکان انجام شده . به هر حال خیلی مطم’ن نیستم خسرو توحیدی |
 |
 |
 |
|
|
ای کاش بعد از این همه بی مهری حداقل خودمون میتونستیم کاری بکنیم آیا امکان ایجاد یک مقبره جمع و جور وجود نداره ؟ من بعد از مدتها بالاخره تونستم برم سر مزار سهراب ، البته نمیدونستم انقدر ساده و سوت و کوره ... حتی خونه سهراب رو که خواستم برم ببینم ، اتاق آبی رو ، اجازه ندادند ... کاری نمیشه کرد ؟ |
 |
 |
 |
 |
بهناز |
24 فروردين 1388 | 19:43:10 |
 |
 |
 |
|
خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند و دست منبسط نور به روی شانه های آنهاست... |
 |
 |
 |
 |
محدثه |
24 فروردين 1388 | 19:22:57 |
 |
 |
 |
|
| من عاشقانه ترین احساساتم راتقدیم می کنم به سهراب که همیشه آفتاب بودنش رابردلهای عاشق مامی تاباند. |
 |
 |
 |
 |
زهره |
24 فروردين 1388 | 16:23:50 |
 |
 |
 |
|
| سهراب همیشه برای ما زنده است ولی نمیدانم چرا اینکار در نهایت بی رحمی شکل گرفته |
 |
 |
 |
|
|
امیدواورم دلهاتون مثل اشعار سهراب لطیف وصمیمی باشه.
متاسفم برای اونا که به جای قدم های آرام با بولدوزر میرن سر قبر سهراب عزیز .... ترسان از سایه خویش به نیزار آمده ام.
|
 |
 |
 |
 |
مریم |
24 فروردين 1388 | 11:45:31 |
 |
 |
 |
|
| سهراب زنده است در قلب همه دوستارانش و همه عاشق های دنیا مهم نیست چه سنگ قبری بر روی مزارش بگذارند. اما افسوس و صد افسوس |
 |
 |
 |
|
|
سلام. سلام به همه دوستان جدید و سهرابی. من22ساله و اهل شهر کوچیک چوبر از استان گیلان.شهرستان تالش.20کیلومتری استارا. خوشحالم که باشما همراه هستم.
|
 |
 |
 |
 |
ارسلان |
24 فروردين 1388 | 11:03:37 |
 |
 |
 |
|
من واقا" متاسفم
هر کجا باشم اسمان مال من است..... سهراب کجای که اسمان را هم دارن از ما میگیرن اهسته به یادت میگریم |
 |
 |
 |
 |
هدی |
23 فروردين 1388 | 13:34:46 |
 |
 |
 |
|
متاسفم... منم دیدم..فکر میکردم با اطلاع انجام شده. راستی ما سال گذشته توی کاشان (کانون اندیشه جوان- سپهری) به مناسبت هشتادمین سالگرد تولد سهراب یک همایش 5 روزه برگزار کردیم با حضور خانواده ی سهراب و اساتیدی از فرهنگستان هنر. و روز اول همایش مزار سابق سهراب باهشتاد شاخه گل گل افشانی شد. که انعکاس خوبی هم داشت... اما تعویض سنگ قبر اونم بدون هیچ مراسم و بدون اطلاع...؟!!!!
واقعا متاسفم
|
 |
 |
 |
 |
الهام |
23 فروردين 1388 | 11:24:46 |
 |
 |
 |
|
امسال عید وقتی اون سنگ قبر مسخره رو رو قبر سهراب دیدم داشت اشکم در میومد نمیدونم این آدما چه جور به خودشون اجازه چنین کاری و میدن؟! حاضرم قسم بخورم که مدیر امامزاده به غیر از اسمی که روی سنگ قبر نوشتن چیزی از اون کسی که اونجا آرمیده نمیدونه واقا متاسفم ... |
 |
 |
 |
 |
نسیم |
22 فروردين 1388 | 23:44:15 |
 |
 |
 |
|
| کار ما شاید این است |
 |
 |
 |
 |
اشکان |
22 فروردين 1388 | 20:22:45 |
 |
 |
 |
|
| به سراغه من اگر میاید نرم و اهسته بیایید مبادا ترک بردارد چینیه تنهای من. |
 |
 |
 |
|
|
باید از محشر گذشتففاین لجن زاری که من دیدم سزای سخره هاست. گوهر روشن در لز جام جهانی دیگر است. |
 |
 |
 |
 |
نارون |
22 فروردين 1388 | 18:20:26 |
 |
 |
 |
|
××××××××××××××××××××× سلام سهراب عزیزم
دور خواهم شد از این خاک غریب که در ان هیچ کسی نیست که در بیشه عشق قهرمانان را بیدار کند
امیدوارم یکم اردیبهشت همه سهرابیها را کنار سهراب ببینم
××××××××××××××××××××× |
 |
 |
 |
 |
حامد |
22 فروردين 1388 | 17:16:4 |
 |
 |
 |
|
| ...دست از دامان شب برداشتم تابیاویزم به گیسوی سحر,خویش را از ساحل افکندم در اب,لیک از ژرفای دریابی خبر...سهراب دوست دارم... |
 |
 |
 |
 |
3m3 |
22 فروردين 1388 | 10:58:21 |
 |
 |
 |
|
| در ضمن حوض این صحن نزدیک به2 ماهه که خراب شده و از قرار معلوم شما خیلی وقت بود که نیومده بودید به بارگاه سلطانعلی (ع) و سهراب(ره) |
 |
 |
 |
|
|
| بچه ها سلام .خیلی سایته با حالیه .خدا سهرابو بیامرزد .روحش شاد. |
 |
 |
 |
 |
مرتضی |
22 فروردين 1388 | 10:42:34 |
 |
 |
 |
|
و گهگاهی دو خط شعری که گویای همه چیز است و خود ناچیز وای بر من گر توآن گمکردهام باشی |
 |
 |
 |
 |
3m3 |
22 فروردين 1388 | 10:32:34 |
 |
 |
 |
|
من خودم زیادبه مشهد اردهال میرم و خیلی به قبر سهراب سر میزنم من دانشجوی کاشانم و هفته ای حد اقل 3 بار به مشهد اردهال میرم. این همه گروه طرفدار سهراب چرا یکبار سر قبر سهراب برنامه نمیزارن و فقط بلدن تواینترنت و اونترنت جولان بدن . سهراب غریب تر از اینه که حتی خانوادش غیر از سالی یکبار بیان سر خاکش. شما هم اگر مرد عمل هستید بیاید اونجا و از این حرفهابزنید. |
 |
 |
 |
|
|
کاش بودی و می دیدی سهراب امروز چشمها را نمی شود شست چشمها نمی بینند باران را و گوش ها از صدای شنیدن باران عاجزند .. کسی نمی داند شقایق چیست و نمی داتد زدگی چیست و کجاست.... و کجاست؟ |
 |
 |
 |
|
|
| جای تعجبی نداره... به قول سهراب: کاش ای مردم دانه های دلشان ژیدا بود... توی عصری که از احساسات ژاک سهراب انتقاد میکنن و بهش میخندن انتظاری جز این نباید داشت... چطور دلشون میاد ؟ واقع نمیدونم چی باید بگم ... برای خودم که در چنین مملکتی با چنینمسوولانی زندگی میکنم متاسفم... روی این یه مورد دیگه نمیشه گفت چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید...براشون متاسفم... |
 |
 |
 |
 |
بهناز |
21 فروردين 1388 | 19:11:3 |
 |
 |
 |
|
می دونین فرق سهراب ما با بقیه ی آدمها چیه؟ اینه که مثل اونا از خیابونهای آسفالت شده حرف نمی زنه در یکی از نامه هاش نوشته که پاریس را دوست نداره چون گنجشکی نیست که روی درخت جیک جیک کنه و... خطاب به دوستانی که می گن سنگ قبر نو که طوری نیست باید بگم که : سنگ قبر بهانه است ناراحتی ما از اینه که اینکار توی خلوت انجام شده مگه سهراب ما بی کس و کار بود... |
 |
 |
 |
 |
بهناز |
21 فروردين 1388 | 19:01:35 |
 |
 |
 |
|
بچه ها این آدرس وبلاگ من و دوستامه اگه دوست داشتید یه سر بزنید
lahzehayegomshode.blogfa.com |
 |
 |
 |
 |
بهناز |
21 فروردين 1388 | 18:59:2 |
 |
 |
 |
|
سلام به قول سهراب صبح خواهد شد و به اين كاسه ي آب آسمان هجرت خواهد كرد...
|
 |
 |
 |
 |
نارسیس |
21 فروردين 1388 | 13:13:29 |
 |
 |
 |
|
| زیبارتین اشعار از آن سهرابه..... |
 |
 |
 |
|
|
| من واقعا نمی دونم باید به این جور آدما چی گفت ... خیلی براشون متاسفم ... |
 |
 |
 |
 |
سیاوش |
20 فروردين 1388 | 23:25:39 |
 |
 |
 |
|
آفرین . درست میگه تازه ببینید با آرامگاه کوروش بزرگ چه دارن میکنن ؛ و موشکافی کنید می بینید همه این نابود کردن ها بنام مرمت و تعمیر و بازسازی انجام میشه و افسوس که آرمانی جز ایران ستیزی پشت این رخدادهای شوم ولی رسواکننده نیست ؛ ایران ما و بزرگان ما زنده و پاینده جاودان هستند |
 |
 |
 |
 |
شهرزاد |
20 فروردين 1388 | 23:05:13 |
 |
 |
 |
|
| وقتی هر دزد بی دانش و فرهنگی مسئول و سرپرست و مدیره (اونم مسئول و مدیر کجا!) دیگه چی میخواین ؟ شک نداشته باشید که آقا با بودجه ای که در اختیار داره خواسته لفت و لیسی داشته باشه |
 |
 |
 |
 |
رزیتا |
20 فروردين 1388 | 22:28:54 |
 |
 |
 |
|
| نفرت انگیز ترین جای جهان این جاست که زنده هستیم حق گزینش داریم نه وقتی که می میریم |
 |
 |
 |
 |
Sh |
20 فروردين 1388 | 22:24:58 |
 |
 |
 |
|
| من اگر جای سهراب نازنین بودم دیوانه میشدم و تازه میفهمیدم که این دنیا با آدماش جایی نبود که اون همه احساسو خرجش کنم |
 |
 |
 |
 |
علی تبریزیان |
20 فروردين 1388 | 21:55:55 |
 |
 |
 |
|
سهراب اکه می خواست وابسته به این چیزها باشه که دیگه سهراب نبود
|
 |
 |
 |
 |
شیوا |
20 فروردين 1388 | 17:55:16 |
 |
 |
 |
|
اخه چرا سهراب... متاسفم... |
 |
 |
 |
 |
امین |
20 فروردين 1388 | 16:10:31 |
 |
 |
 |
|
| وای خدا |
 |
 |
 |
 |
دختر مشرقی |
20 فروردين 1388 | 16:02:41 |
 |
 |
 |
|
| روح بزرگ سهراب هیچ وقت درگیر خاک نبوده و نخواهد بود.مهم تک تک واژه های اوست که در اندیشه های ما جاری ست .می دانم که حس خوبی نیست که صحنه های نوستالژیک ذهنمان خدشه بردارند ...اما ای کاش هیچ وقت ذهن ما لذت و مسئولیتی را که این صحنه هابه همراه دارند در گیر و دار روزمرگی ها به فراموشی نسپارد . |
 |
 |
 |
 |
محمد |
20 فروردين 1388 | 03:52:48 |
 |
 |
 |
|
غریب آمدی و .... آشنا رفتی |
 |
 |
 |
|
|
حلا بزارید براتون یک چیز وحشتناک بگم.. میدونستید یک زمانی اهالی روستا های اطراف امام زاده..به دلیل زیاد شدن تعداد سنگ قبر ها توی حیاط امام زاده در خواست میدن که بلدزر بیات تمام قبرهارو بکنه و قبر سهراب هم اون زمان جزئ اون دسته از قبرها بوده و کنده شده بوده و به گفته دوست سهراب آقای دکتر محمود فیلسوفی سازمان ملل وارد عمل میشه و جلوی این کار میگیره و بعد از اون موضوع بود که مردم اون منطقه فهمیدن که قبر یک شاعر و عارف معروف در این منطقه واقع شده. |
 |
 |
 |
 |
ماریا |
19 فروردين 1388 | 22:30:50 |
 |
 |
 |
|
بهتر نیمه ژر لیوان رو ببینیم حتما سهراب خوش حال شده . سهراب توی قلب هاست و بر سر زبان های ما که همیشه به یادش هستیم. سنگ قبر چه اهمیتی داره به هر حال من به سهراب تبریک میگم برای سنگ قبر جدیدش |
 |
 |
 |
 |
نگار-ن |
19 فروردين 1388 | 22:17:3 |
 |
 |
 |
|
| سهراب ناراحت نشـده ... من مطمئنــم!!!! |
 |
 |
 |
 |
سمیرا |
19 فروردين 1388 | 18:00:8 |
 |
 |
 |
|
با دیدن این صحنه قلبم به لرزه افتاد تمام وجودم لرزید نه در حق سهراب بلکه برای هر انسانی بد و وحشتناک است متاسفم برای همه چیز
|
 |
 |
 |
 |
سميرا |
19 فروردين 1388 | 14:48:42 |
 |
 |
 |
|
غم این خفته چند خواب در چشم ترم
می شکند... |
 |
 |
 |
 |
فریبا |
19 فروردين 1388 | 13:23:9 |
 |
 |
 |
|
اهل این آبادی همه در خوابند ومن برای غریبانه بودنت آرام می گریم |
 |
 |
 |
|
|
| کفشهایم کو؟ چه کسی بود صدا زد سهراب؟ ولی این بار صدا برای سهراب آشنا نبود مثل هوا با تن برگ این بار صدای فلز, ماشین, یه جسم سخت .امیدوارم که چینی نازک تنهایی سهراب را نلرزانده باشند و آرزو می کنم بار دیگری که نزد سهراب می روم باز آن سنگ ساده و پاک را ببینم |
 |
 |
 |
|
|
| اين ديگه واقعا وحشتناكه كه حتي خانوادشم از اين جريان اطلاع نداشته باشن.اين چه ارادتيه به شاعري كه تمام ملت ايارن بهش ارادت داشتن!!!!!!!!! |
 |
 |
 |
 |
مریم |
18 فروردين 1388 | 13:02:31 |
 |
 |
 |
|
| واقعا چرا با اجازه چه کسی این کارو کردن .نمیدونن که اگه راضی نباشه چی؟ بمیرم الان روحش ناراحته! |
 |
 |
 |
|
|
| سهراب خیلی مظلوم و غریبه من هر موقع رفتم سر مزارش دلم گرفته اما یاد و خاطره سهراب همیشه تو قلبمه |
 |
 |
 |
 |
شاپرک سبز |
18 فروردين 1388 | 08:52:5 |
 |
 |
 |
|
| جقدر غریبانه سادگی ات را دوست می دارم مهم نیست وجودت زیر سنگ قبر های سیاه باشد یا سفید مهم این است که تو همیشه می درخشی چشمها را باید شست جور دیگر باید دید |
 |
 |
 |
 |
رسول |
18 فروردين 1388 | 07:43:17 |
 |
 |
 |
|
مرد بقال از من پرسید چند من خربزه می خواهی من از او پرسیدم دل خوش سیری چند
روحش شاد ...سهراب همیشه زنده است |
 |
 |
 |
 |
سارا |
17 فروردين 1388 | 20:37:34 |
 |
 |
 |
|
سلام
به تماشا سوگند و به آغاز كلام واژه اي در قفس است...
سهراب يعني زندگي |
 |
 |
 |
 |
مهسا |
16 فروردين 1388 | 17:57:27 |
 |
 |
 |
|
| من میخوام عضو بشم اما نمیدونم چطوری اگه میشه بگین من از سایت خوشم اومده |
 |
 |
 |
 |
سارا |
16 فروردين 1388 | 11:29:57 |
 |
 |
 |
|
به نام خدايي كه در اين نزديكي است...
از آن روز كه رفته اي من وگندم ها قد كشيده ايم والبته كمي زرد شده ايم مي داني ؟؟؟ بودنت مرا مي سازد و نبودنت به من نمي سازد!!!
دلم گرفته بود اومدم دلم وابشه اما ...
به قول سهراب عزيز:
هيچ كس زاغچه اي را سر يك مزرعه جدي نگرفت...
شايد اگه سهراب هم مثل اونا از تكنولوژي و كروات و پول حرف مي زد اينقدر تنها نبود...
اما يادمون باشه: ماه بالاي سر تنهايي است... |
 |
 |
 |
 |
جواد |
15 فروردين 1388 | 18:32:15 |
 |
 |
 |
|
شاعران وارث خرد و روشنی اند.. من دلم می گیرد وقتی می بینم حوری دختر بالغ همسایه پای کمیابترین نارون فقه می خواند
|
 |
 |
 |
 |
آیدا |
14 فروردين 1388 | 23:17:18 |
 |
 |
 |
|
درود می گم بازم جای شکرش باقیه که مثل شاملو سنگ قبر رو چند بار نشکستند!!!!!!!!!!!! |
 |
 |
 |
 |
حامد |
14 فروردين 1388 | 00:30:53 |
 |
 |
 |
|
| salam sharmam shod az khodam mage chanta sohrab darim ke bayad tanha akharin rooze sal ba in vaz???????vaayyyyy |
 |
 |
 |
 |
شهرزاد |
13 فروردين 1388 | 07:46:28 |
 |
 |
 |
|
کودک پس فردا....>> سهرابی که این طوری ببینه نیازی به احترام کاذب اینا نداره.سنگ قبرش سیاه باشه یا سفید اون لازمش نداره.سهراب بزرگتر و محترمتر از این حرفاست....فقط نرم و اهسته بیایید.......
|
 |
 |
 |
 |
شهرزاد |
13 فروردين 1388 | 07:42:37 |
 |
 |
 |
|
کودک پس فرد....ا>> سهرابی که این طوری ببینه نیازی به احترام کاذب اینا نداره.سنگ قبرش سیاه باشه یا سفید اون لازمش نداره.سهراب بزرگتر و محترمتر از این حرفاست....فقط نرم و اهسته بیایید....... |
 |
 |
 |
 |
کیمیا |
12 فروردين 1388 | 23:41:53 |
 |
 |
 |
|
حالا چرا سیاه؟؟؟ گریه داره ...اما شماره موبایل گورکن دیگه خنده داره!! . . . . غروب زندگی؟؟؟...اما مرگ پایان کبوتر نیست |
 |
 |
 |
 |
soul |
12 فروردين 1388 | 21:24:44 |
 |
 |
 |
|
site khoobist mamnoon |
 |
 |
 |
 |
شاسوسا |
12 فروردين 1388 | 20:08:57 |
 |
 |
 |
|
| بی شرمانه ست. جاشه بگم: «نفرین به زیست،تپش کور...» |
 |
 |
 |
|
|
سلام من هم دیروز این اتفاق رو دیدم و امید وارم که جوابگویی برای این اتفاق وجود داشته باشه.... امید وارم خانواده استاد سپهری از این ماجرا با خبر شوند و هرچه سریع تر اقدام کنند... شعر سنگ قبر قبلی حتما باید بر روی سنگ قبر سهراب سژهری عزیز قید شود... واقعا متاسفم... |
 |
 |
 |
|
|
سلام سهراب جان . من نمی دونم باید چی بگم و چگونه از تو عذر خواهی بکنم , ولی می دونم که روح تو انقدر بزرگ هست که ما رو ببخشی . فقط میگم متاسفم ... البته اینو بگم که با این کار چیزی از ارزش تو کم نمی کند سهراب جان تو در دل ما جا داری ... (تا شقایق هست ,زندگی باید کرد ) به یاد سهراب |
 |
 |
 |
 |
حمزه |
10 فروردين 1388 | 19:07:59 |
 |
 |
 |
|
| نمی دونم می دونستید یا نه که سنگ قبر قبلی هم سنگ قبر اصلی نبود! چون در جریان ساخت و ساز های امامزاده، شکسته بود و سنگ قبر سفید قبلی را به جاش گذاشته بودن!! من اهل کاشانم و از این اتفاق خیلی متاسف شدم هر چند که از این نمونه ها توی این مملکت کم پیش نیومده ولی این یکی دیگه واقعا کمال بی احترامی به سهراب بود...هرچند روح سهراب اونقد بزرگه که توی قلب مردم جا داره ولی بی احترامی به مزارش هم حدی داره!!! خدایا تو خودت شاهدی و ناظر... دست مسئلین احمق را از دامن این ملت فهمیده کوتاه کن! |
 |
 |
 |
 |
آیدا |
10 فروردين 1388 | 14:48:36 |
 |
 |
 |
|
درود بر شما درسته سهراب توی دل افراد جا داره ولی مقبره حداقل کاری بود که جامعه می تونست انجام بده فعلا بدرود |
 |
 |
 |
 |
لیدا |
10 فروردين 1388 | 09:10:56 |
 |
 |
 |
|
| درسته که این اتفاق خیلی بده و اصلا در شان سهراب نیست ... اما همه ی آدم ها مثل هم نیستن همه هم یک جور فکر نمی کنن اون بندگان خدا هم مامور بودن و معذور قصد بدی نداشتن ولی جای تاسف اینجاست که چرا کسی که مسوول این مسائل هستش از رنگ شعر و سپهری نیست تا ما شاهد همچین اتفاق هایی نباشیم ...؟ |
 |
 |
 |
 |
نادر |
9 فروردين 1388 | 20:23:4 |
 |
 |
 |
|
سلام .. واقعا" دارم دیوونه میشم .. کن مونده گریه کنم .. وای ..
واقعا" مبادا که ترک بردارد ...
من نظر برخی دوستان خوب رو می خووندم .. برخی نوشته اند چرا برای سهراب مقبره درست نکرده اند ...
خیلی معذرت می خوام ولی :
سهراب کسی نبود که نیازی به مقبره داشته باشه سهراب تو دله این مردم جا داره ... |
 |
 |
 |
|
|
| سلام از سهراب برام بگو و بفرست من باهاش راه میرم نفس می کشم با هم سر کلاس می ریم بعضی وقتها هم باهاش قهر میکنم عباسی دانشحو شیمی |
 |
 |
 |
 |
مهرشاد |
9 فروردين 1388 | 16:42:55 |
 |
 |
 |
|
| ایمیل افراد را محرمانه نگاه دارید |
 |
 |
 |
 |
مهرشاد |
9 فروردين 1388 | 16:40:29 |
 |
 |
 |
|
| لطفا شعرهاي سهراب سپهري را با دانلود بگذاريد |
 |
 |
 |
 |
بارونی |
9 فروردين 1388 | 11:27:22 |
 |
 |
 |
|
| خدایا ببین چطور با فرهنگ ما بازی می کنن...! |
 |
 |
 |
|
|
چیز عجیبی نیست توی این مملکت از این اتفاقا خیلی می افته...... میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمیشه دل این آدما زشته دیگه زیبا نمیشه
|
 |
 |
 |
 |
نارون |
8 فروردين 1388 | 17:55:15 |
 |
 |
 |
|
من واقعا احساس نابودی بهم دست داد آخه چندبار دیگه میخوان چینی نازک تنهایی سهراب را بشکنن؟!!!
من حتما سعی میکنم روز اول اردیبهشت مشهد اردهال باشم
امیدوارم همه سهرابیها حاضر باشن
|
 |
 |
 |
 |
سمیرا |
8 فروردين 1388 | 16:19:44 |
 |
 |
 |
|
| سلام . آخه چرا؟ از فرط ناراحتی نمیدونم چی بگم. |
 |
 |
 |
 |
ندا |
8 فروردين 1388 | 11:15:1 |
 |
 |
 |
|
| وقتی واسه اولین بار رفتم اونجا فک می کردم حداقل یه مقبره داره ولی... اینکه جلوی در مجبورم کردن یه چادر رنگ و رو رفته سرم کنم بماند فقط یه سنگ قبر ساده بود با یه بردی که چند قدمی از قبرش فاصله داشت و توش چندتا از شعراش بود که روی یعضی از کلمه ها مثل فاحشه رو خط زده بودن. تنها حسی که بهم دست داده بود عصبانیت بود. بعدم یه عالمه گریه کردم. الانم از این قضیه زیاد تعجب نکردم. فقط یه ذره خبر داغه. همین. اگه قراره کسی ناراحت شه و کاری انجام بده قبل از اینم دلایل کافی واسه ناراحتی وجود داشت. فقط خوب حرف زدن مهم نیست. |
 |
 |
 |
 |
لندن |
8 فروردين 1388 | 00:07:48 |
 |
 |
 |
|
vaghean sharm avare....bichare sohrab bekhoda intori rohesham dar azabe! pas sange ghablis chi shod?ono hadeaghal bayad negah midashtan!!!!!!! |
 |
 |
 |
 |
نیلوفر |
7 فروردين 1388 | 19:26:2 |
 |
 |
 |
|
| اونهایی که اینکارو کردن دلهاشون حتی از سنگ سیاه تره... |
 |
 |
 |
|
|
| آنها را به سهراب ÷ادب و فرهنگ چه کار از سیاهی نور می خواهید ؟ سهراب در همه هستی حضور دارد نگران سنگ نباشید او زیر سنگ نمانده نه سفید نه سیاه . |
 |
 |
 |
 |
آیدا |
6 فروردين 1388 | 13:21:13 |
 |
 |
 |
|
| من آیدا هستم ...توی پیام قبلی |
 |
 |
 |
 |
Unknown |
6 فروردين 1388 | 13:16:52 |
 |
 |
 |
|
درود حالا چرا روی سنگ قبر قدیمی گذاشتنش؟خب اون سنگ قبر قبلی رو بر میداشتند چون اثر یک استاد بوده راستی من یه چیز به نظرم رسید اینکه چرا خانواده ی سهراب تا حالا فکری برای مقبره ی سهراب نکرده اند؟خب اونا هم میتونستند کاری واسه مقبره ی سهراب بکنند. فعلا بدرود |
 |
 |
 |
 |
مجی |
6 فروردين 1388 | 10:19:4 |
 |
 |
 |
|
سلام. خدا خیرتان بدهد که از سهراب می نویسید و می گویید. خودم اهل کاشانم. واقعا به سهراب افتخار می کنم. ولی از اینکه آرامگاه سوت و کوری داره قلبم آزرده است. همه آدم های با شعور شعری بالا به سهراب به خاطر ایرانی بودنش افتخار میکنند. اگه کمکی از من بر میاد برام میل کنید. منم شما رو لینک می کنم. |
 |
 |
 |
 |
Unknown |
5 فروردين 1388 | 15:08:58 |
 |
 |
 |
|
| اگه اجازه بديد ميخوام همين متن رو بزارم تو بلاگم تا شايد دوستان بيشتري با خبر بشن.اجازه هست؟ |
 |
 |
 |
|
|
| با تشکر از شما دوست عزیز |
 |
 |
 |
 |
يا اباصالح المهدی |
5 فروردين 1388 | 01:17:21 |
 |
 |
 |
|
| من اين خبر رو از خبرگزاري مهر و فارس گرفته تا سايت تبيان و وزارت فرهنگ و اداره ارشاد كاشان و دفتر رئيس جمهور و... فرستادم |
 |
 |
 |
 |
يا اباصالح المهدی |
5 فروردين 1388 | 01:14:49 |
 |
 |
 |
|
آرامگاهش در ابتدا با قطعه آجر فیروزه ای رنگ مشخص بود و سپس سنگ نبشته ای از هنرمند معاصر، رضا مافی با قطعه شعری از سهراب جایگزین شد: به سراغ من اگر میایید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
|
 |
 |
 |
 |
يا اباصالح المهدی |
5 فروردين 1388 | 01:12:47 |
 |
 |
 |
|
اگه عمري داشته باشم با هزينه ي شخصي يا شايد با كمك شما يه كارايي بكنيم از سايت رسمي خواهش ميكنم در اين باره اطلاعيه بده فراخوان بده خواهش ميكنم |
 |
 |
 |
|
|
خدايا خدايا خدايا آخه كدوم آدم احمقي به خودش اجازه داده اين كارو بكنه؟؟؟ آخه چرا؟ مگه سنگ قبر قبلي چش بود؟ اصلا متوجه نميشم اول عيدي دلم گرفت دارم گريه ميكنم دارم حرص ميخورم ميخوام بزنم همه چي رو بشكنم آخه با اجازه ي كي؟ آخه مگه سنگ قبر يه آدم معمولي رو دارن عوض ميكنن؟ اصلا اين چه سنگ قبريه؟ من 18 سالمه دانشجوي سال اول معماري دانشگاه تهران همين الان با خودم عهد بستم كه در اولين فرصت يه كارايي بكنم يه مقبره ي خوشگل براي سهراب |
 |
 |
 |
|
|
به نام خدایی که در این نزدیکیست....
سهراب بعد مرگش رو هم پیش بینی کرده بود حتی تویض سنگ قبرش که توی شعرش می گه: صدای آب می آید؛مگر در نهر تنهایی چه می شویند؟ لباس لحظه ها پاک است. چه می خواهیم ؟؟؟؟؟؟؟ واقعا از جون استاد چی می خوایم؟؟؟ تو قبرم نمی زارین به آرزوهاش برسه؟؟؟؟؟
چرا مردم نمی دانند که لادن اتفاقی نیست.. چرا مردم نمی دانند که در گلهای نا ممکن هوا سرد..... |
 |
 |
 |
 |
بردیا |
5 فروردين 1388 | 01:16:3 |
 |
 |
 |
|
| این که سنگ قبر سهراب عوض شده که اشکالی نداره. فقط اینکه این کار اینقدر بی سر و صدا انجام شد و این که این خبر به طور اتفاقی به گوش همگان برسه جای تاسف داره. و اگر نه فکر کنم که سنگ قبرش قشنگتر هم شده. |
 |
 |
 |
|
|
ٍِسهراب سهراب است...با عوض کردن سنگ قبر او نه سهراب عوض میشود نه هویت او. او همچون اَفتاب گرم است و همیشگی... میتابد و گرما میبخشد |
 |
 |
 |
 |
مژگان |
3 فروردين 1388 | 11:16:40 |
 |
 |
 |
|
سلام سال نو مبارک. واقعا هم که اهل آبادی در خواب... |
 |
 |
 |
 |
افشین |
3 فروردين 1388 | 00:17:32 |
 |
 |
 |
|
سلام . نمیدونم چی بگم . سهراب با هیچ چیز قابل مقایسه نیست . سنگ رو چندان مهم نیست ه عارف من و تو ، در داغ اندیشه اش سوخت ! دوستان بیایید اندیَشه مان سهراب باشد ف فلسفه مان سهراب باشد و گاه چینی نازک تنهایی او را بشکنیم ، آخر ما میهمان تنهایی اوییم . |
 |
 |
 |
|
|
| این اتفاق تلخیه.فکر میکنم اول اردیبهشت با حضور بر سر مزار سهراب باید این موضوع برسی بشه.امیدوارم همه باشیم |
 |
 |
 |
 |
فریبا |
2 فروردين 1388 | 23:22:40 |
 |
 |
 |
|
| عالی بود موفق و سربلند باشی سال نو مبارک |
 |
 |
 |
|
|
| |
 |
 |
 |
 |
یه دوست |
2 فروردين 1388 | 18:35:28 |
 |
 |
 |
|
من شوکه شدم. این خبر را هم ببینین :
http://www.chn.ir/news/?Section=2&id=13267
سال 83 قرار بوده که برای آرامگاه سهراب کاری انجام بشه که انقدر نشده که اینطوری شده. |
 |
 |
 |
|
|
سلام مهربان سال نو شما مبارک این مساله تعویض سنگ قبر و شماره موبایل زدن سو ء استفاده متولیست متولی که امام نیست سرایداره. باید به عرضتون برسونم که خانواده سهراب شاید نتونن و نخوان عکس العملی درقبال این نوع سو ء استفاده ها نشون بدن اونامیدونن که تمام ایرانیها خانواده سهرابند ÷س وظیفه هرایرانی اینه که با این نوع یا هر بی احترامی دیگه جلوگیری کنه لطفا به حکم وظیفه دادخواستی برای ثبت امضاء تنظیم بفرمایید باقدر دانی و تشگر فراوان از زحمات شما |
 |
 |
 |
 |
کیاوش |
2 فروردين 1388 | 17:16:19 |
 |
 |
 |
|
| این گستاخییست . |
 |
 |
 |
 |
سعید |
2 فروردين 1388 | 11:56:58 |
 |
 |
 |
|
| همیشه خراشی است روی صورت احساس |
 |
 |
 |
 |
آیدا |
1 فروردين 1388 | 20:24:17 |
 |
 |
 |
|
درود درسته من وقتی عکس های سهراب عزیز رو توی گوگل سرچ می کردم دوتا عکس سنگ قبر رو توی عکس ها دیدم این واسه حدود یک سال پیشه. یعنی می خوام بگم قبلا هم همینطور که دوستمون گفتند یک بار سنگ قبر عوض شده یعنی تا حالا سه بار سنگ قبر عوض شده بدرود |
 |
 |
 |
|
|
سلام بر همه دوستان سلام بر نويسنده محترم در مورد تغيير سنگر آرامگاه سهراب احساس بنده اين است كه نيت خادم امام زاده خير بوده و
|