تعداد كل پيامها : 18187

پيام

فرستنده
یک سوال:
منظور از "زیر و بم های زمین" در "گاه زخمی که به پا داشته ام، زیر و بم های زمین را به من آموخته است" چیست؟
اصلا مفهوم کل این بیت چیست؟
ممنون
رضا
09:44:43
پنجشنبه 13 بهمن 1390
اره تنهای عزیزم راس میگی منم این آهنگو اونجا شنیدم
ندا
15:21:0
چهارشنبه 12 بهمن 1390
سلام دوستان. یه نکته جالب: موسیقی سایت ، موسیقی متن سریال پس از بارانه (آهنگسازش سعيد انصاريه). اگر دقت کرده باشین در بعضی قسمتهای سریال که غمناک هست قسمتی این آهنگ پخش می شه.
تنها
10:37:18
چهارشنبه 12 بهمن 1390
cccc
10:26:9
دوشنبه 10 بهمن 1390
dddddddddddddddddddddddv
xxxx
10:22:38
دوشنبه 10 بهمن 1390
عجب صبري خدا دارد...(معینی کرمانشاهی)

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم

همان يك لحظة اول .. كه اول ظلم را مي‌ديدم از مخلوق بي‌وجدان ،

جهان را با همه زيبايي و زشتي، به روي يكدگر ، ويرانه مي‌كردم

عجب صبري خدا دارد !

...




اگر من جاي او بودم ، كه در همسايه صدها گرسنه ،

چند بزمي گرم عيش و نوش مي‌ديدم ،

نخستين نعرة مستانه را خاموش آن دم بر لب پيمانه مي‌كردم

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم ، كه مي‌ديدم يكي عريان و لرزان

ديگري پوشيده از صد جامة رنگين، زمين و آسمان را

واژگون مستانه مي‌كردم.

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم ، نه طاعت مي‌پذيرفتم

نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز كرده

پاره پاره در كف زاهد نمايان سجدة صد نامه مي‌كردم.

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم، براي خاطر تنها يكي

مجنون صحراگرد بي‌سامان هزاران ليلي نازآفرين را كو به كو

آواره و ديوانه مي‌كردم.

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم، به عرش كبريايي با همه صبر خدايي

تا كه مي‌ديدم عزيز نابجايي ناز بر يك ناروا گرديده ، خواري مي‌فروشد

گردش اين چرخ را وارونه بي‌صبرانه مي‌كردم.

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم ، كه مي‌ديدم مشوش عارف و عامي

ز برق فتنة اين علم عالم‌سوز مردم‌كش ، به جز انديشة عشق و وفا ،

معدوم هر فكري در اين دنياي پرافسانه مي‌كردم.

عجب صبري خدا دارد !

چرا من جاي او باشم ؟!

همين بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي زشتكاريهاي اين مخلوق را دارد

وگرنه من به جاي او چو بودم ، يك نفس كي عادلانه سازشي با جاهل و فرزانه مي‌كردم

عجب صبري خدا دارد !
عجب صبري خدا دارد !

سايه
12:32:25
جمعه 7 بهمن 1390
به نظرم سیاست اصلا خوب نیست و فکر آدم رو به هم میریزه و من هم اصلا ازش خوشم نمیاد
ندا
23:51:21
سه شنبه 4 بهمن 1390
ما نشستیم تا بشنویم.
زندگی رو برامون ساختن و ما تماشا کردیم
به جای بوی نون بوی تنهایی میاد بوی غصه.
ما خوشبخت بودن رو جدی نگرفتیم که حالا برای احساس در حال خفه شدن خود حتی به جنگل هم نمیشه پناه برد.
اینجاست که میگم خدایا پناه اوردم لا اقل تو هوامو داشته باش
ندا
23:21:13
دوشنبه 3 بهمن 1390
به تماشا سوگند وبه آغاز کلام
سلام به سهراب
سلام به دوستان سهرابی..

دلم میگیره
دلم میگیره از این رد شدن ها...

زندگی من با این رد شدن ها گره خورده...
تند و تند رد شدن...
انگار خیلی عجله دارم.اصلا این جوری بهم یاد دادن...
چقد دلم می سوزه واسه خودم...
یه لحظه فکر کردی به گل
یه لحظه غرق شدی تو یه رود
چند تا درخت و از نزدیک بو کردی...
هان ؟
رام با تو ام چقدر احساس کردی این همه خوشبختی رو که کنارت بوده...

هیچ...
ولی میدونم قیمت سکه چنده؟
میدونم چجوری میشه از یه حق رد شد...
یا چه جوری یه درخت و اتیش زد یا خیلی اسونتر آبو گل کرد...
اینارو خیلی خوب میدونم...

احساسم هوا میخواد...داره خفه میشه...
سهراب
کمکم کن...
ماهیچ مانگاه
رام
رام
21:54:38
دوشنبه 3 بهمن 1390
خدایا بگذار امشب بروم
ندا
23:00:6
شنبه 1 بهمن 1390