آرشيو پيامها
پيامهاي ارسالي بازديدكنندگان 9601 از تا 9800
تعداد كل پيامها : 18577

پيام

فرستنده
خيلي متاسفم براي ادب شناسان اين مملكت و براي اين مملكتيان. هر كسي كه 4 بيت شعر نو و يا كلاسيك خونده باشه ميتونه فرق استعاره و يا استخاره در به كار بردن الفاظ رو بفهمه.
متاسفانه دوستداران سهراب فكر ميكنند كه از عمق شعر سهراب چيزهايي رو درك ميكنند كه بقيه نميتونند درك كنند.در حالي كه هيچ وقت هم به كسي نگفته اند كه واقعا عمقي در شعرهاي سهراب پيدا نكردند.نفرين بر اين عرفان بودايي و اين گوشه نشيني كه با فرهنگ و آداب و سنن و دين ما تناقض داره.
حيفم مياد كه چرا اينهمه تبليغ رو دولت براي اخوان نميكنه
[10213]
شعر شناس
07:28:18
12/15/2006
آقا يا خانم نسبتا محترم كه به اصطلاح اسم تون رو هم گذاشتيد شعر شناس كه واقعا اگر شعر شناس بوديد اينطور گستاخانه در مورد شعر سهراب نظر مي ديد بايد بهتون بگم كه اصلا كي به تو اجازه داده اظهار فضل كني شما سالي يك بار ماهي يك بار روزي يك بار اون هم روز جهاني مبارزه با آفات حرف بزنيد
[10214]
و چه تنها

17:44:48
12/15/2006
نبسته ام به کس دل، نبســـــته کس به من دل
چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهـــا، رهـــا من
ز مــــن هر آنکــه او دور، چـو دل به سينه نزديک
به مـــن هر آنکـه نزديک، ازو جــــــدا، جــــدا من
نه چشــــم دل به ســـــويي، نه باده در سبويي
که تــــر کـــــنم گـلـــــــويي، به ياد آشنــــــا من
ســــــتاره هــــا نهـــــــفتم در آسمـــــان ابــــري
دلــــــم گرفته اي دوست، هـــــواي گريــه با من
نبسته ام به کس دل، نبســـــته کس به من دل
چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهــــا، رهـــ
[10215]
و چه تنها

17:52:11
12/15/2006
هزار بار بهش گفتم وقتی سلام می کنی بی خداحافظی نرو.اما کو گوش شنوا...!
[10216]
زحل
08:28:17
12/16/2006
من اينجا بس دلم تنگ است و
هر سازي كه مي بينم بد آهنگ است
بيا ره توشه برداريم
قدم در راه بي برگشت بگذاريم
ببينيم آسمان هر كجا آيا
همين رنگ است....
[10217]
خورشيد
08:48:49
12/16/2006
هست شب
آري شب...
[10218]
خورشيد
08:50:57
12/16/2006
وقتي دستت به چيزي يا كسي كه دوستش داري
نمي رسه ....
مجبوري يه چيز ديگه يا يه آدم ديگه رو دوست داشته باشي ....


و هيچ چي از اين سخت تر نيست ...
[10219]
ليدا

13:27:24
12/16/2006
مي خواهم از همين جاي هيچكس نيست...
كمي از كناره ي دنيا راه بروم!...
[10220]
طعم خاكستري
13:35:38
12/16/2006
سلام سهراب...
تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي ... همت كن
و بگو ماهي ها ...حوضشان بي آب است.
پيغامتونو رسوندم...خودم هم اضافه كردم كه پروانه ها و شقايق ها و انسان ...توي تاريكي گم شدند
و من...دلم نور ميخواهد...نور ...و خواب سبز خدا...
[10221]
ققنوس

18:49:39
12/16/2006
دوستان سهرابي من...
پاييز(هنوز در پاييزيم!)...پرتو(خيلي وقته پرتوهايت را نديدم)...از خاموشي عزيز...بامداد...شهرناز...و
آقاي مجاوري خيلي عزيز(كاش بيايم و بيايي و صدايت را بشنوم...و آنوقت لبخندي...)
روزهايتان پرتقالي باد!!!!...باشد كه چنين باشد...

...پاييز نارنجي جاودانه ست...من ميگم...
پاييز كوچك من...جاودانه ست...همچو ققنوس...همچو سهراب...
[10222]
ققنوس

18:54:26
12/16/2006

اي ميان سخن هاي سبز نجومي !
برگ انجير ظلمت
عفت سبز را مي رساند
سينه آب در حسرت عكس يك باغ
مي سوزد.
سيب روزانه
در دهان طعم يك وهم دارد.
اي هراس قديم !
در خطاب تو انگشت هاي من از هوش رفتند.
امشب
دست هايم از شاخه اساطيري
ميوه مي چينند.
امشب
هر درختي به اندازه ترس من برگ دارد.
جرات حرف در هرم ديدار حل شد.
اي سر آغاز هاي ملون!

چشم هاي مرا در وزش هاي جادو حمايت كنيد.
من هنوز
موهبت هاي مجهول شب را
خواب مي بينم.
من هنوز
تشنه آب هاي مشبك
هستم.
دگمه هاي لباسم
رنگ اوراد اعصار جادوست.
در علف زار پيش از شيوع تكلم
آخرين جشن جسماني ما بپا بود.
من در اين جشن موسيقي اختران را
از درون سفالينه ها مي شنيدم
و نگاهم پر از كوچ جادوگران بود.
اي قديمي ترين عكس نرگس در آيينه حزن !
جذبه تو مرا همچنان برد.
- تا هواي تكامل ؟
- شايد.

در تب حرف ، آب بصيرت بنوشيم.

زير ارث پراكنده شب
شرم پاك روايت روان است:
در زمان هاي پيش از طلوع هجاها
محشري از همه زندگان بود.
از ميان تمام حريفان
فك من از غرور تكلم ترك خورد.
بعد
من كه تا زانو
در خلوص سكوت نباتي فرو رفته بودم
دست و رو در تماشاي اشكال شستم.
بعد ، در فصل ديگر ،
كفش هاي من از "لفظ" شبنم
تر شد.
بعد، وقتي كه بالاي سنگي نشستم
هجرت سنگ را از جوار كف پاي خود مي شنيدم.
بعد ديدم كه از موسم دست هايم
ذات هر شاخه پرهيز مي كرد.

اي شب ارتجالي !
دستمال من از خوشه خام تدبير پر بود.
پشت ديوار يك خواب سنگين
يك پرنده از انس ظلمت مي آمد
دستمال مرا برد.
اولين ريگ الهام در زير پايم صدا كرد.
خون من ميزبان رقيق فضا شد.
نبض من در ميان عناصر شنا كرد.

اي شب ...
نه ، چه مي گويم،
آب شد جسم سرد مخاطب در اشراق گرم دريچه .
سمت انگشت من با صفا شد
[10224]
پرت وپلا
19:40:38
12/16/2006
سلام به‌ شما من خوشحال شدم که‌ تونستم در سایت سهراب سپهری شرکت کنم از خدا می خوام اگر روزی مردم که‌ روی قبرم شعرهای سهراب شپهری بگذارند
[10226]
فرید

20:44:41
12/16/2006
[10227]
عليرضا

10:14:58
12/17/2006
گرم ياد آوري يا نه
من از يادت نمي كاهم

ققنوس
از اينكه يادم مي كني ممنون
حتما كمال رفته به كمال برسه
شايد هم تا حالا رسيده
يا تو راهه
مجاور مسير عشق
نظر تو چيه؟؟
[10228]
پاييز
10:33:17
12/17/2006
با او بگو كه مهر تو از دل نميرود
هر چند بسته مرگ كمر در هلاك من....
عمري مرا به مهر و وفا آزموده است
داند كه من آن نيم كه كنم رو به هر دري
او نيز مايل است به عهدي وفا كند
اما اگر خدا بدهد عمر ديگري....!
[10229]
خورشيد
10:39:51
12/17/2006
اي توبه ام گذشته از تو كجا گريزم ؟
اي در دلم نشسته از تو كجا گريزم؟
اي نور هر دو ديده بيتو چگونه ببينم؟
تو نه چناني كه منم
من نه چنانم كه توئي
[10230]
مرجان

11:14:44
12/17/2006
بچه ها چرا هيچ كدومتون با من دوست نمي شيد ....؟
[10231]
ليدا

11:44:3
12/17/2006
ليداي عزيز سلام .ما اينجا همه با هم دوستيم.
[10232]
خورشيد
11:52:12
12/17/2006
دچار يعني عاشق
و فكر كن كه چه تنهاست!
اگر كه ماهي كوچك
دچار ابي درياي بيكران باشد......
[10233]
سارا

12:06:52
12/17/2006
نه وصل ممكن نيست
هميشه فاصله اي هست
دچار بايد بود.......
[10234]
سارا

12:12:57
12/17/2006
امروز حوصله ام ابري ست...
كاش كه ببارم!...
[10235]
طعم خاكستري
12:25:49
12/17/2006
خورشيد جون ... مي دونم همه با هم دوستيم ...
دلم مي خواد بيشتر دوست باشيم ....

[10236]
ليدا

15:33:14
12/17/2006
او تنهاي تنها بود به تنهايي تك درخت بيابان...........
[10237]
حامد

15:33:20
12/17/2006

شماچرا نظرات مخالف را حذف مي كنيد آيا بازديدكننده صرفا بايد نظردلخواه شمارا داشته باشد ومثل شما دربرابر اين مزخرفات به به وچه چه كندآياحق اظهارنظر فقط ازآن شماست بهتراست نام دفتربازديدكنندگان را
به دفترهواداران گريبان چاك يا.....تغييردهيد
[10239]
انحصارطلب
19:35:46
12/17/2006
سلام اقاي سپهري من شعر روشني من گل اب را خيلي دوست دارم راستي لطفا شعري در مورد مادرنيز بسراييد باتشكر
[10242]
كاني71

19:49:33
12/17/2006
Rah dooro khaneye ma yeki mandeh be akhare hamin donyast !
[10245]
Cheshmeh

20:57:21
12/17/2006
وقتي دستت به چيزي يا كسي كه دوست داري
نميرسه ....
مجبوري دلت و به يه چيزه ديگه يا يه نفر ديگه خوش كني...

مجبوري يه نفر ديگه رو دوست داشته باشي ...



و هيچ چيز از اين سخت تر نيست .....
[10246]
ليدا

08:39:7
12/18/2006
believe me plz
i wanted to wait for u all my life ...
but i cant ...
forgive me dear ...
sorry darling...

im not good as much as u mentioned ...

forgive me dear...
sorry darling...

when i cant reach some one that i want ...
i have to used to the other one ...
i have to...
i have to...

forgive me dear ...
[10247]
ليدا

08:49:8
12/18/2006
سلام كاشكي من هم شاعر بودم كاش
[10248]
نازنين

09:00:21
12/18/2006
دوست محترم به گمانم شما تازه به اين سايت سر زده ايد واز بحثهايي كه سابقا در گرفته بود بي خبريد . لطفا به آرشيو سري بزنيد تا متوجه شويد كه پيامهاي مخالف نه تنها حذف نميشود بلكه پاسخ نيز داده مي شود البته با رعايت شرط عفت در گفتار.
با سپاس
[10249]
خورشيد
09:16:31
12/18/2006
باران ببارد يا نبارد
من مي روم با دست هايت، چتري براي پروانه ها بسازم!...
[10250]
طعم خاكستري
09:26:20
12/18/2006
نپرسيم كجاييم،
بو كنيم اطلسي تازه بيمارستان را.
[10251]
پاييز
10:27:24
12/18/2006
نماز سرخ ياران را چه كرديم؟

نماز سربداران را چه كرديم؟
[10252]
ليدا

10:39:50
12/18/2006
شب سرد زمستاني است
هوا بس نارفيق وسرد
درون سينه من قصه اي نا گفته زنداني است
شب سرد زمستاني است
درون كوچه ما عابري پيداست
گمانم عابر هم مثل خودم تنهاست
گمانم نام او.........
[10254]
مات

10:50:45
12/18/2006
نظرات مخالف حذف شدند آنها هم كه حذف نشدند جواب قانع كننده ومنطقي به آنها داده نشدوهميشه پيش ازشنيدن وسنجيدن نظرمخالف همان جوابهاي سطحي و احساساتي وحرفهاي تكراري هميشه.....ماكه جوابي نديديم
[10255]
چشم بصيرت
12:45:30
12/18/2006
تا تو مرا جواب دهی
کشته مرا فرق تو
[10256]
زحل
13:50:11
12/18/2006
اي عشق همه بهانه از توست
من خاموشم اين ترانه از توست
[10261]
يه تنها

19:59:34
12/18/2006
اينجا حرمت داره...جاي مسخره بازي و الواتي نيست...سهراب مقدس بود...هر جا هم كه يادي از سهراب هست مقدسه...پس لطفا اگه احساس ميكني حرمتي هم داري ف تا ما از بين نبرديم خودت حرمتتو نگه دار...برات متاسفم...
[10264]
ثمره

00:23:41
12/19/2006
Pshte in Panjereh joz hiche bozorg, chizi nist !

zende yad H. Panahi
[10265]
Cheshmeh

06:41:38
12/19/2006
لطفا مرتبه آخرت باشه كه سايت را كثيف ميكني....
متوجه شدي..!
[10266]
خورشيد
08:47:45
12/19/2006
از بچه هاي قديمي كسي خانم سارا فروهيده رو مي شناسه؟؟؟
[10267]
ليدا

09:13:23
12/19/2006
درد انسان متعالي، تنهايي و عشق است.
(دكتر علي شريعتي)
[10268]
طعم خاكستري
11:19:23
12/19/2006
نماز سرخ ياران را چه كرديم؟
نماز سربداران را چه كرديم؟
[10269]
ليدا

12:17:55
12/19/2006
نظرات قبلي راخواندم باحرکات نادرست کاررابه کجا کشاندید.تهدیدکردن نشانه ضعف وآغازدشمنیهاست،همیشه بخشش ازبزرگان است.شما دوستان سهراب سپهری نیستید.
دشمن دانا بلندت می کند.برزمینت می زند نادان دوست
[10270]
نسرين
13:21:15
12/19/2006
عزيزان تصورات اشتباه شما نفرت ديگران رابرانگيخته نه شاعر لفظ مقدس مربوط به پيامبران صاحب وحي كتب آسماني وبعضي ازقديسان تاريخ است وحي توقرن بيستم......از يك شاعرهم ممكن است اشتباه وخطا سربزند
[10271]
نسرين
13:31:48
12/19/2006
يه پاييز ديگه داره تموم ميشه ...
مواظب باش ...
مواظب لطافت روح مهربونت . دردهاي نگفته ي سازت .
درهاي بسته ي خلوتت . زمزمه هاي تنهاييت و
غصه هاي ارغوانيت باش ...
تا پاييز كاري رو كه با زمين كرد . با دلت نكنه ...
يلدا مبارك
[10272]
ليدا

14:00:40
12/19/2006
شب يلداي همه مبارك بچه ها ....
[10273]
ليدا
14:24:18
12/19/2006
هر گاه که خدا تورا به لب پرتگاهی برد به او اعتماد کن زیرا :
یا تورا از پشت میگیرد و یا به تو پرواز کردن را خواهد آموخت . . .
[10274]
پاييز
16:23:48
12/19/2006
همين ديروز كفشهايم خودشان راه افتاده بودند سمت اول كوچه ، سراغ آمدنت را بگيرند ؛
من هم پاپرهنه در خيابان به دنبالشان مي دويدم ، از آنها خواستم كه اينقدر سر به هوا نباشند ،
گفتمشان كه تو نمي آيي ! بايد كمي صبوري كنند .........
[10275]
a3mooni
19:36:19
12/19/2006
خورشيد جون چرا جواب
ایمیلمو نمیدی؟
[10277]
ليدا
08:09:30
12/20/2006
لیدا تو چقدر عاشقی
[10278]
هرگز نمی گم
09:29:52
12/20/2006
زهوشیاران عالم هر که را دیدم غمی دارد دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد
[10279]
هرگز نمی گم
09:32:51
12/20/2006
آقا يا خانم " هيچ وقت نميگم" ....
چي شد كه به اين نتيجه رسيدي كه من عاشقم؟
[10280]
ليدا

09:34:3
12/20/2006
متاسفم ... " هرگز نميگم" ( اسمتونو اشتباه گفتم)
[10281]
ليدا
09:35:41
12/20/2006
ته یک بیشه نزدیک به مرگ باز هم من بودم من که نامم مات
بیشه از نور تهی حوضهایش بی آب ماهیانش مرده مردمش منگ زبنگ از جهالت سر شار
من به فکر فردا دل من پر خور شید
عشق در سینه من می جوشید
[10282]
مات
09:38:20
12/20/2006
اخه خیلی رمانتیک می زنید
[10283]
هرگز نمی گم
09:41:4
12/20/2006
شب سرد زمستانی است هوا بس نارفیق وسرد
درون سینه من قصه ای نا گفته زندانی است
شب سرد زمستانی است
میان کوچه ما عابری پیداست
گمانم عابر هم مثل خودم تنهاست
گمانم نام او لیداست
[10284]
مات
09:45:2
12/20/2006
ديگران را هم غم هست به دل،
غم من ، ليك، غمي غمناك است. . .
[10285]
پاييز
10:18:5
12/20/2006
نماز سرخ ياران را چه كرديم؟


نماز سربداران را چه كرديم؟

[10286]
ليدا

10:30:16
12/20/2006
تنها دلخوشي ام، همين هواي سرودن است.
[10287]
طعم خاكستري
10:39:44
12/20/2006
من چه سبزم امروز ... و چه اندازه تنم هشيار است ...
نكند اندوهي سر رسد از پس كوه !!؟
...
دورها آوايي است كه مرا مي خواند ...
...
[10288]
آبي

11:23:25
12/20/2006
منتظر باشيد كه يكي از همين روزهاي گفتني هايي را درباره سهراب سپهري خواهيد شنيد كه مغرتان سوت بكشد و دود بشود برود هوا؟
[10289]
Unknown
14:15:59
12/20/2006
كار ما نيست شناسايي راز گل سرخ.......
عاشقان سهراب
يلدا مبارك
[10290]
سارا

15:39:44
12/20/2006
نبسته ام به کس دل، نبســـــته کس به من دل
چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهـــا، رهـــا من
ز مــــن هر آنکــه او دور، چـو دل به سينه نزديک
به مـــن هر آنکـه نزديک، ازو جــــــدا، جــــدا من
نه چشــــم دل به ســـــويي، نه باده در سبويي
که تــــر کـــــنم گـلـــــــويي، به ياد آشنــــــا من
ســــــتاره هــــا نهـــــــفتم در آسمـــــان ابــــري
دلــــــم گرفته اي دوست، هـــــواي گريــه با من
[10291]
و چه تنها

18:38:16
12/20/2006
تقدير تشكر از كليه دست اندر كاراني كه اين سايت راراهاندازي وحمايت ميكنند.خواهش من اين است كه زندگينامه سهراب بصورت كامل وپي.دي.اف باشد كه كاربران بتوانند ان را براي مقالات دانشجويان ارايه نمايند.
با تشكر
سلام دوستان سهرابي عزيز
من مريم حيدرزاده هستم اميدوارم كه منو توسايت خوبتون بپذيريد من به كمك يكي از دوستان خوبم تونستم با سايتتون آشنا بشم من از بچگي سهراب رو دوست داشم و هرچقدر هم كه شعر ميگم به ياد سهراب عزيزمه اميدوارم ك بتونم دائم توي اين سايت بيام البته اگه اي بنده حقير رو توي جمع صميمي و گرمتون راه بديد ولي يادتون باشه كه من نديدم دوصنوبر با هم دشمن قربون همتون تا بعد خداحافظ
[10294]
مريم
21:25:40
12/20/2006
من همونم که همیشه
غم و غصم بیشماره
اونیکه تنهاترینه
حتی سایه ام نداره

این منم که خوبیامو
کسی هرگز نشناخته
اونکه در راه رفاقت
همه هستیشو باخته

هر رفیقه راهی با من
دو سه روزی همسفر بود
انتهای هر رفاقت
واسه من چه زود گذر بود
هر کی با زمزمه عشق
دو سه روزی عاشقم شد
عشق اون باعث زجره
همه دقایقم شد

اونکه عاشق بود و عمری
از جدا شدن میترسید
همه هراس و ترسش
به دروغش نمی ارزید
چه اثر از این صداقت
چه ثمر از این نجابت
وقتی قد سر سوزن
به وفا نکردیم عادت
[10297]
يلدا

00:35:49
12/21/2006
ya dar dele Bishe Rishe bayad kardan
ya mordano tarke Bishe bayad kardan
Farhad be omghe Bisotoon madfoon ast
barkhiz ke fekre tishe bayad kardan
[10298]
Cheshmeh

08:06:6
12/21/2006
املائ قلبي باليقين ....
واغفرلي والمسلمين ...
في كل وقت و حين ....

[10299]
ليدا

08:07:35
12/21/2006
Bichareh tar az Alamo Adam hastim
matam zadeh-im mesle Moharam hastim
na Gandomio na yare gandomgooni
ma ham Deleman khosh ast Adam hastim
[10300]
Cheshmeh

08:08:18
12/21/2006
نماز سرخ ياران را چه كرديم؟

نماز سربداران را چه كرديم؟

[10301]
ليدا
08:08:57
12/21/2006
نرسيده به درخت ...

كوچه باغي ست كه از خواب خدا سبز تر است ...

و در آن عشق به اندازه ي پرهاي صداقت ابي ست ...

[10302]
ليدا
08:12:30
12/21/2006
به انتظار فصل تو ... تمام فصل ها گذشت ...
چه ياس بي نهايتي نديم من بود ...

فصل بد خاكستري ... تسليم و بي صدا گذشت ...
چه قلب بي سخاوتي حريم من بود ...


[10303]
ليدا
08:27:0
12/21/2006
اينجا براي از تو نوشتن هوا كم است...
[10304]
طعم خاكستري
09:09:46
12/21/2006
مي شه بگيد خاكستري چه طعمي داره؟
[10305]
ليدا
10:32:15
12/21/2006
سرمايه هاي هر دلي، حرف هايي ست كه براي نگفتن دارد...
[10306]
طعم خاكستري
10:53:2
12/21/2006
سلام سهراب...

همان گونه كه باد
صخره را به لرزه نمي اندازد
خردمندان نيز با
تحقير يا تحسين نمي لرزند.

جاودانه هستي...جاودانه!
[10307]
ققنوس

10:53:15
12/21/2006
وقتي دستت به چيزي يا كسي كه دوست داري ..
نمي رسه ...

مجبوري دلت و به يه چيز ديگه يا يه نفر ديگه خوش كني ..

و هيچ چيز از اين بد تر نيست ...

[10308]
ليدا
11:44:22
12/21/2006
املائ قلبي باليقين ...

ثبتني علي هذا الدين ...

واغفرلي و المسلمين ...

[10309]
ليدا
12:02:9
12/21/2006

يعني چي!!!!!!!!!!!!
مرا به وسعت تشكيل برگ ها ببريد.
مرا به كودكي شور آب ها برسانيد.
و كفش هاي مرا تا تكامل تن انگور
پر از تحرك زيبايي خضوع كنيد.
دقيقه هاي مرا تا كبوتران مكرر
در آسمان سپيد غريزه اوج دهيد.
و اتفاق وجود مرا كنار درخت
بدل كنيد به يك ارتباط گمشده پاك.
و در تنفس تنهايي
دريچه هاي شعور مرا بهم بزنيد.
روان كنيدم دنبال بادبادك آن روز
مرا به خلوت ابعاد زندگي ببريد.
حضور "هيچ" ملايم را
به من نشان بدهيد
[10310]
Unknown
14:28:16
12/21/2006
خورشيد تو خوابه ... چشماشو بسته ..
شب پشت شيشه بيدار نشسته ...
ماهي تنگ بلور دريا رو خواب ميبينه ...
گل خشكيده ي دشت ابر ها رو خواب ميبينه ...

[10311]
ليدا

15:55:47
12/21/2006
مرسي خيلي آليه از اين كه از اينجا بازديد كردم خوشحالم ممنون
[10314]
پدرام

22:48:43
12/21/2006
ساقی گلرخ ما را سرو سری دگر است در پس پرده ندانی که چه حالی دگر است جام می گر طلبی صبر کن ای باده شکن عهد مشکن که در این کار حسابی دگر است ساقی ما به نظر میرسد هم آخر کار یار شیرین لب ما را تب و تابی دگر است ناز معشوق کشیدن بهمه عمر رواست انتظار صنم و صبر کتابی دگر است
[10315]
پدرام

22:52:22
12/21/2006
من از اون آسمون آبي ميخوام
من از اون شبهاي مهتابي ميخوام
گل ايون بهار دل من يه بيابون لاله زار دل من
[10316]
پدرام

22:55:31
12/21/2006
همان گونه كه باد
صخره را به لرزه نمي اندازد
خردمندان نيز با
تحقير يا تحسين نمي لرزند.

...جاودانه!

راستي يلداتون مبارك باد!
[10317]
ققنوس
09:18:13
12/22/2006
دوستان سلام
در آفتاب سرد غربت ، طنین زیبای سهراب گونه ای گرمای تازه ای به کالبدم بخشید ...
...و من الهام شدم و نکیسا...
[10318]
نکیسا

18:25:34
12/22/2006
خدايا چرا بازي سرنوشت چنين روزگاري به پايم نوشت؟؟من خاكي از خاك مينو سرشت رسيدم به دوزخ به جاي بهشت خدايا از اين غم رهايم كن.......
[10321]
محسن

23:54:15
12/22/2006
من نمي توانم مثل بقيه ي دوستان شاعرانه چيز بنويسم. با اين حال مي خواهم بگويم كه وقتي اشعار سهراب را مي خوانم خيلي دلم مي گيرد چون كه من نيز آدم بسيار تنهايي هستم. سهراب را بسيار دوست ميدارم.
سهراب انسان تنهايي نبود. گوشه را دوست داشت براي يافتن و كشف كردن و ديدن چيزهايي كه براي خيلي از نگاهها فراموش شده اند.
سهراب با زمان زندگي ميكرد و به نظر من با نگاهي كه سهراب به طبيعت و اطرافش داشت، او هيچوقت تنها نبوده.
[10323]
سحر

09:46:55
12/23/2006
حسب ربي جل الله....
[10324]
خورشيد
09:47:13
12/23/2006
گفت: پاييز تمام شد. ديگه چي داري
گفتم: به آفتاب سلامي دوباره خواهم داد.
گفت: زمستان شده آفتاب كجا بود؟
گفتم: تا تو را دارم آفتاب با من است. و در همه فصلها من در پاييزم . چون تو را دارم ولي منو نداري...
و من هنوز در پاييزم
[10325]
پاييز
09:48:31
12/23/2006
اي واي بر اسيري كز ياد رفته باشد
در دام مانده باشد صياد رفته باشد.....
[10326]
خورشيد
11:39:19
12/23/2006
ما كاري به حكم نداريم حكم رو كاغذ مال محكمه است. اصليت حكم مال خداست.
سلامتي سه تن ناموس ورفيق و وطن
سلامتي سه كس زندوني و سرباز و بي كس
سلامتي باغبوني كه زمستونش رو بيشتر از بهار دوس داره
سلامتي آزادي
سلامتي زندونياي بي ملاقاتي....
[10327]
خورشيد
11:52:58
12/23/2006
چنان به نام با هم زیستن تیغ برابریشم عشق می گذاریم که ساده و راحت از یاد می بریم برای هم زیستن را
[10328]
كامران

15:09:49
12/23/2006
در گذشت ناصر عبداللهی را به تمام دوستدارانش تسلیت عرض میکنم
[10329]
كامران

15:22:12
12/23/2006
تا چند سال قبل شعراي سهراب رو نميفهميدم . حالا با شعراش زندگي برام كمي قابل تحملتر شده . كاش سهراب زنده بود وبازهم شعر مي سرود . خيلي خوشحالم كه وارد اينسايت شدم .
[10330]
فاطمه

16:01:20
12/23/2006
سايت شما به نظر من محشره
آن يار كه عهد دوستداري بشكست
مي رفت و منش گرفته دامان در دست
مي گفت دگر باره به خوايم بيني
پنداشت كه بعد از او مرا خوابي هست
تقديم به اون كسي كه دوسش دارم و دوسم داره ولي حيف كه خيلي دير با هم آشنا شديم
[10334]
تينا

19:38:57
12/23/2006
دوستت دارم و دانم كه تويي دشمن جانم
از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم

خيلي دوست دارم مي دونم كه دوسم داري خيلي دلم برات تنگ شده چرا نمياي
[10335]
مريم

19:41:12
12/23/2006
سايتتون بهترين سايته
خوبه كه موقعيت حرف زدن رو به ما جوونا مي دين وگرنه نميدونستيم كه حرفاي دلمونو پيش كي بزنيم كه مرهم باشه . تقديم به شما دست اندر كاراي اين سايت كه وجودتون براي ما ارزشه . دوستتون داريم
[10336]
الهام

19:44:58
12/23/2006
هزار دشمنم ار كنند قصد هلاك
گرم تو دوستي از دشمنان ندارم باك
چقدر قشنگه خداااااااا


سلام سهراب...آسموني
صداتو دوست دارم...
ممنونم ازت...خيليييييييي
سهراب قولمو فراموش نكردم!!!...جاودانه!
[10337]
ققنوس

22:27:41
12/23/2006
هرگز كسي اين گونه فجيع به كشتن خود برنخواست كه من به زندگي نشسته ام.
[10338]
خورشيد
09:27:16
12/24/2006
سلام ليدا جان ! كجايي؟
خيلي وقته ايميل تو جواب دادم.
خوبي دوستم؟
[10339]
خورشيد
09:28:53
12/24/2006
خانه اي دارم ولي بي پنجره ...
[10340]
پاييز
10:35:34
12/24/2006
سلام ... معذرت مي خوام .. نبودم .. خيلي كار داشتم
شما خوبيد؟
[10341]
ليدا
10:49:6
12/24/2006
بچه ها يه سوال دارم ...
به نظر شما اين درسته كه آدم فقط چون جوونه و احساسي ... هر چي دلش مي گه گوش كنه؟

آخه چرا بعضي ها يه اشتباه و چند بار تكرار مي كنن؟

لطفا هر كسي مي تونه جواب من و بده ...

به خصوص شما خورشيد عزيز

[10342]
ليدا
10:53:7
12/24/2006
ليداي عزيز:
ميگويند عقل دستگير آدمي ست تا زمانيكه عشق نباشد. اما عشق به يكباره تمامي معادلات انسان را به هم ميريزد.استاد دانشمند در محضر عشق با طفل دبستاني بر يك نيمكت مي نشيند.
اگر احساسي كه مقصود تو دوست عزيز است چيزي ازين دست باشد به گمانم خواسته يا نا خواسته خود را به دست ان مي سپاري و اگرنه جواني ممكن است مترادف كم تجربگي باشد اما به گمانم بي عقلي نه.
[10343]
خورشيد
11:34:52
12/24/2006
گر كسي وصف او زمن پرسد
بي دل از بي نشان چه گويد باز
عاشقان كشتگان معشوقند
بر نيايد ز كشتگان آواز
[10344]
خورشيد
11:37:46
12/24/2006
مرسي از جوابت
اما من در مورد خودم صحبت نكردم .. فقط براي يكي از دوستانم نگرانم ...

من خيلي وقته به اين نتيجه رسيدم كه احساسم و بازيچه ي دست كسي نكنم ...

پس از بابت من خيالت راحت باشه ... خورشيد جون

[10345]
ليدا
11:58:11
12/24/2006
باور كن مي ميري مي سوزي در گناه ...

سرگردان . بي سامان . بي ياور . بي پناه ...

[10346]
ليدا
13:45:49
12/24/2006
ماه ذي الحجه و موسم حج ...
دلم بد جوري گرفته ....
خوش به حال همه ي آدم هايي كه صداي موذن مسجد النبي به گوششون مي رسه ...
خوش به حال همه ي ادم هايي كه الان . همين الان تو مسجد الحرامن ...

واي خداي بزرگ ...

واي كه درست وقتي آدم مي فهمه كجاي كاره كه ديگه دير شده ...

خداي بزرگ ...
همه اونجا دنبال دختر پيامبر مي گردن ...
و علي
مثل هميشه غريبه ...
تو شهر پيامبر. جايي كه ذره ذره ي خاكش مست عطر فاطمه و علي ...

هيچ كس صداي .. اشهد ان عليآ ولي الله نميشنوه ...

[10347]
ليدا
16:43:51
12/24/2006
نماز سرخ ياران را چه كرديم؟

نماز سربداران را چه كرديم؟




[10348]
ليدا
16:46:26
12/24/2006
لیدا خانم می شه لطفا از این نوشته های ادبی تون در

مورد مکه و اینا ننویسی اینجا یه سایت در مورده شعر و

شاعری فکر نکنم خیلی مناسبت داشته باشه
[10349]
و چه تنها

18:23:27
12/24/2006
تهي بود و نسيمي.
سياهي بود و ستاره اي
هستي بود و زمزمه اي.
لب بود و نيايشي.
"من" بود و "تو"يي:
نماز و محرابي.

[10350]
و چه تنها

19:07:58
12/24/2006
سلام ليدا خانم اصولا آدما يه عنصر تو وجودشون به نام نفس هست كه اگه قوي باشه هر چيزي رو ميتونه كنترل كنه بياييم خودمون رو به دست احساساتي بسپاريم كه منطقي باشه در جاش باشه و به موقع آدم نميتونه بگه خوب چون جوونم ميتونم هر احساسي داشته باشم اگه كسي اشتباه مي كنه و اونم چند بار اينو بدون كه علاقه اي به واقعيات نداره و دائما با اين حركات ميخواد از منطق فرار كنه و بگه من چيزي نميدونم.ضمنا بابت جملات زيباتون از شما متشكرم
[10351]
محسن

00:46:26
12/25/2006
اقا يا خانم " و چه تنها" .... هيچ وقت دلم نخواسته كسي رو ازار بدم ... بنابراين اگر كه نوشته هاي من شما رو ازار ميده ... مي تونيد نخونيدشون ...
فقط چون ديروز خيلي دلم گرفته بود اونا رو نوشتم ...
چون هيچ چيزي به اندازه ي ياد خدا ادما رو اروم
نمي كنه ...


ولي اگه بقيه ي بچه ها هم با نوشته هاي من مخالفن .. باشه ديگه نمي نويسم ...

پس لطفا هر كس مخالفه بگه ...

از همه تون ممنون

[10352]
ليدا
08:32:52
12/25/2006


گياه تلخ افسوني...!
گياه تلخ افسوني...!


[10353]
ليدا
08:38:57
12/25/2006
تو در نماز عشق چه خواندي كه
سالهاست بالاي دار رفتي
واين شحنه هاي پير هنوز
از بردن نام مرده ات پرهيز ميكنند.
[10354]
خورشيد
08:58:57
12/25/2006
نه گندم نه سيب
آدم فريب نام تو را خورد
و از ميان بي شمار نام شهيدانت
هابيل را كه نام نخستين بود
اين روزها به خاطر نمي آوري....
شعرم حرام باد
اگر تا بوده ام
جز با طنين نام تو شعري سروده ام.
[10355]
خورشيد
09:03:26
12/25/2006
پاییز
در بادروبه ها
خکستر بهار
سیل در سرای سینه و در استخوان باغ
بر شاخه های پرت تک افتاده استوار
رنگ سیاه زنده ترین رنگ ها کلاغ

سياوش كسرايي
[10356]
پاييز
09:17:20
12/25/2006

بايد باور كرد .. . و گوش داد به صداي گريه ي ماهي ..
كه او غريبانه اشك مي ريزد زير هزاران خط آبي ...

انعكاس اشك هايش بغض صد ساله ي آسمان را
مي شكند ...
ان وقت باران مي بارد ...

بايد باور كرد باران را ...

[10357]
ليدا
09:17:38
12/25/2006
ليداي خوب
سخني كه از دل برآيد، لاجرم بر دل نشيند..
شايد آن دوست كه نوشته هاي تو بر مذاقش چندان خوش نبود، دلش را گم كرده است ...
تو همچنان بنويش كه دل ما تشنه حرف دل است.
[10358]
پاييز
09:19:8
12/25/2006

وقتي دستت به چيزي يا كسي كه دوستش داري ..
نمي رسه ...
مجبوري دلت و به يه چيزه ديگه يا يه ادم ديگه خوش كني

و هيچي از اين سخت تر نيست ...
هيچي از اين بد تر نيست ...

[10359]
ليدا
10:26:27
12/25/2006
نام تو چيست؟
لبخند كودكيست كه با حالتي عجيب
لب باز ميكند كه بگويد سيب....
[10360]
خورشيد
10:27:58
12/25/2006
لبخند در تلفظ نامت ضرورتيست.
[10361]
خورشيد
10:29:32
12/25/2006
sorry dear ... forgive me ..
u wer the best ... & u r the best ...

i wanted to wait all my life ...
i liked to wait all my life...
but i couldnt

u said im loyal ...
forgive me darling ...
im not that much good that u always mentioned

if im writing here for u ...
because i know u never see this ...

[10362]
ليدا
10:31:12
12/25/2006
پيش از تو آب معني دريا شدن نداشت.
[10363]
خورشيد
11:08:40
12/25/2006
چه رسمي داري اي دور زمونه
كه هر روزت يه جا عاشق كشونه
هزاران ساله كه مي جنگه آدم
نميدونه گرفتار جنونه زمونه آي زمونه آي زمونه
يكي با فرق زخمي توي محراب
يكي غرقه به خون لب تشنه آب
يكي پاهاشو رو مين جا گذاشته
يكي پاشيده خونش روي مهتاب
نفسهاي بهار و گاز خردل
رو طاق آسمون رگبار تاول
هميشه عاشق ازجونش گذشته
كه عشق آسون نبود از روز اول
[10364]
خورشيد
12:09:38
12/25/2006


حق لايتناهيست ....

[10365]
ليدا
12:21:19
12/25/2006

تو نقاش بال پروانه هايي ...

سكوت سبزه ها ... از جنس گل هايي ...



[10366]
ليدا
14:42:5
12/25/2006
ببوسم خاک پاک جمکران را تجلي خانه پيغمبران را
[10367]
كامران

14:56:53
12/25/2006
این بار اگر عقربه های قطب نما

چفت هم شدند

یا جفت هم

پارو می کشم سمت آفتاب

نه... خیال نکن مثل همیشه دستی می خواهم کنار دستم

نه. ابن بار چند پاره ابر برمی دارم

برای روز مبادا

باچند ستاره ی خشک شده میان دیوان های کهن

در جیب

رگبارترین بارانی ام را می کنم به تن

می زنم دل را به دریا

چه می دانم به موج یامرجان

یا سوار چند اسب دریایی وحشی

می تازم به نور

بگذار بال هایم آب شوند

بگذار باله ها برویند از تنم

گیرم ماهی روزهای بارانی شوم

یا صید روز های گرسنگی ماهیگیر

به آفتاب که رسیدم

چه فرق می کند

صید تور باشم

یا صیاد نور؟
[10368]
كامران

15:14:40
12/25/2006

خسته ام بانو






خاطراتمان را باد برده است.






چونان قاصدک اسیر باد






و






دریغ که نه تو آمدی ؛نه قاصدک
[10369]
كامران

15:34:46
12/25/2006
خورشيد تو خوابه ... چشماشو بسته ...
شب پشت شيشه بيدار نشسته ...

ماهي تنگ بور دريا رو خواب ميبينه...
گل خشكيده ي دشت ابرا رو خواب ميبينه ...

جغد شب با شيونش داره آواز مي خونه ...
ميگه خوبي ميميره اما زشتي ميمونه ...



ولي جغد شب دروغ ميگه ...
خوبي ميمونه اما زشتي ميميره ...


[10370]
ليدا
15:56:40
12/25/2006


از كجا آمده بود؟
به كجا ميرفت؟

تنها دو جا پا ديده مي شد ...
شايد خطايي پا به زمين نهاده بود ....

[10371]
ليدا
16:23:54
12/25/2006
عید که می رسد دلم برای:

ماهیهای در تنگ/

سبزه های بی سبزه زار/

سکه های بی عیار/

کودکان سادهء بی خیال

می سوزد.

عید که می رسد دلم برای:

قصه های پدرم/

لالاءی های مادرم/

خنده های دوستانم

تنگ می شود.

عید که می رسد دلم برای:

عمر رفته ام/

ارزوهای مانده ام/

و

خوش خیالیم/

می سوزد
[10372]
كامران

17:00:10
12/25/2006
ای که از تو یادگار دارم این سکوت مثل فریاد
[10373]
آزاد
21:34:42
12/25/2006
مي خوام كه فرياد بزنم ستاره ها بسه ديگه بياين پايين از اون بالا آخه چقدر خودتون وبالا مي بينيد مي خوام واسه دنيا بگم كه نورتون خيالي براي فرداها بگم كهكه قلباتون پوشالي
[10374]
مرضيه
21:41:42
12/25/2006

كوچه باغش پر موسيقي باد ....

[10375]
ليدا
08:16:31
12/26/2006

براي او كه پنهان است از بس پيداست:

" هواي حرف تو آدم را عبور مي دهد
از كوچه باغ هاي حكايات ...
و در عروق چنين لحن . چه خون تازه ي محزوني .."

[10376]
ليدا
08:46:58
12/26/2006

آقاي كامران ...
بهت تبريك مي گم ... واقعا قشنگ مي نويسي ..

[10377]
ليدا
09:28:12
12/26/2006
درد تاریکیست درد خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن
سر نهادن بر سیه دل سینه ها
سینه آلودن به چرک کینه ها
در نوازش، نیش ماران یافتن
زهر در لبخند یاران یافتن
زر نهادن در کف طرارها
...
(فروغ فرخزاد)
[10378]
پاييز
09:32:7
12/26/2006

مگه نگفتي اتش بس آخر جنگ بابا...؟

[10379]
ليدا
09:36:39
12/26/2006
از اين كه با اين سايت زيبا خيلي از اوقاتم پر مي شه و خيلي خيلي مطالب قشنگي توي اون وجود داره واقعا خوشحالم.
درود بر سهراب و دوست عزيزي كه زحمت اين سايت را داره مي كشه.
[10380]
اميد
12:52:43
12/26/2006
به قول سهراب كاش دانه هاي دلشان پيدا بود.
تو را خدا مطالب قشنگ بنويسيد چون به آدم انرژي ميده.
[10381]
اميد

12:56:35
12/26/2006


نماز سرخ ياران را چه كرديم؟

نماز سربداران را چه كرديم؟


[10382]
ليدا
13:53:14
12/26/2006
تو در راهي من رسيده ام...اندوهي در چشمانت نشست رهرو نازك دل... دلم خيلي گرفته مدتها بود به سهراب سر نزده بودم مدتها بود دلم نگرفته بود...كسي نيست بيا زندگي را بدزديم آنگاه ميان دو ديدار قسمت كنيم...چقدر زيبا سروده سهراب اما افسوس...كسي حرف منو انگار نمي فهمه...
[10383]
نسيم(هيرات)
14:40:11
12/26/2006
آوایی نیست.

سکوت است در نگاهایمان.

و تمام لحظات در سردی واژه هایمان کش می آید.

و آسمان تنها غار غار کلاغان را تکرارمی کند.

در زمانه ای که

من

تو

ما

سایه های یکدیگریم.
[10384]
كامران

14:51:50
12/26/2006
تقديم به او كه دوستش ميدارم ولي افسوس نميداند...
او كه از من دور است او كه مرا بيگانه ميداند...فداي يه تار موهات كه منو دوسم نداري...
[10385]
نسيم(هيرات)
14:53:59
12/26/2006
چه بگويم از اين عشق از اين چشم سياه . . . كه مرا برد و زمن قافل شد .
من ساده من مبهوت همه فکرم به دلش بود . . . همه حزن و همه اندوه که دلش جای دگر بود .
[10386]
باد و بارون

15:44:50
12/26/2006

تو از ايل و تبار نقطه ي نوري ...
براي بزم شبنم گل شيپوري ....

[10387]
ليدا
16:06:16
12/26/2006
... اصلا اين احتمال را هم نمي دهيم كه گاه، ممكن است يك اشتباه درست تا كجا از يك درست بي اشتباه، كاملتر باشد!...
[10388]
طعم خاكستري
16:18:38
12/26/2006
دم همه اونهائي كه با پيغامهاي گرمشون به آدم آرامش ميدن گرم. دوستتون دارم
[10389]
اميد
17:35:30
12/26/2006
ليداخانم!!!
-1شماچرا يك مطلب راهرروز وچندين مرتبه ارسال مي كنيد
-2بهتراست براي دوست يابي وپركردن اوقات فراغت ازايميل شخصي خودتان استفاده كنيد
-3سعي كنيد بيشترازحرف زدن عمل كنيد
[10390]
ليداخانم
18:48:23
12/26/2006
لطفا پيام تسليت بابك بيات را برداريد خيلي كهنه شده.........راستي خبرداريدكه بابك بيات براي بعضي فيلمها وخوانندگان مبتذل هم آهنگ ساخته......
[10391]
بابك بيات
19:06:56
12/26/2006

چرا فكر مي كنيد من اينجا دنبال كسي مي گردم؟

انگار وجود من اينجا خيلي ها رو اذيت مي كنه ...

باشه ديگه هيچ پيامي نمي زارم ...

راحت باشيد ...
همتون راحت باشيد ..

در ضمن من بي كار نيستم... از محل كارم هميشه
connect هستم ...
براي همين هميشه پيام مي زارم ...

ولي مشكلي نيست ... يك بار ديگه هم گفتم كه دلم نمي خواد كسي رو اذيت كنم ...


ديگه نمي يام ...
خدا حافظ

خانم خورشيد ... دوست 3 روزه ي من ... خداحافظ
آقاي كامران كه خيلي قشنگ مي نويسي .. خداحافظ

[10392]
ليدا
19:12:41
12/26/2006
man az obure joméha , az booye tanhai poram..
[10393]
Cheshmeh

07:24:25
12/27/2006
خانم لیدا
خوشحال می شیم اگر به نوشتن هر آنچه احساستان می گوید ادامه دهید.
ما همه برای همین کار اینجا اومدیم.چون این سایت به ما اجازه باریدن می ده.
حالا اگر کسی انتقادی کرد نباید که بذاریم بریم و وجود این صفحه رو بی روح کنیم.
اگر شما ننویسید،اگر من ننویسم،اگر اون کسی که انتقاد کرد ننویسه پس کی بنویسه؟
[10394]
...
08:51:32
12/27/2006

چرا دل آدما انقدر بي ارزش شده؟

جرا هيچ كس قدر دلش و نمي دونه؟

همه دل همديگر و مي شكنن ..

حتي بچه هاي اين سايت كه دوست سهرابن ...

فكر نكنم سهراب دل كسي رو شكسته باشه ..

ولي دوستاش تو اين سايت دل من و شكستن ..

[10395]
معتكف
08:57:30
12/27/2006
سلام دوستان عزيز برام دعا كنيد
[10396]
ارزو

08:58:11
12/27/2006
من مشكلي با انتقاد ندارم ..

ولي انتقاد با توهين خيلي فرق داره ...

[10397]
ليدا
08:59:10
12/27/2006
کسي را که دوسش داري ازش بگذر،

اگه مال تو باشه بر مي گرده،

اگر هم بر نگشت حتماً از اول مال تو نبوده،

پس بهتر که رفت.

[10398]
زحل
09:06:23
12/27/2006
روزانه به ما تعدادی سنگ داده می شود ...


مهم این است که با آنها دیوار بسازیم ؟


یا پل ؟!



[10399]
...
09:08:47
12/27/2006
میخواستم بپرسم کی از خودش ناراضیه
[10400]
ارزو

09:10:14
12/27/2006
سهراب تنها کسی است که مرا از کار و زندگی می اندازد دیشب هر کاری کردم نتوانستم از خواندن نامه هایش دست بکشم و درسم را بخوانم...
ابرهاي آسمان هر سرزميني شبيه مردمان آن سرزمين مي بارد...
وقتي كه ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم
وقتي كه ديگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم...
[10402]
طعم خاكستري
09:17:14
12/27/2006
ليدا خانم تو رو خدا ادامه بديد و بازم بنويسيد و توجهي به اين حرفها نكنيند.
[10403]
اميد
09:44:37
12/27/2006
ليداي نازنين
به نوشتن ادامه بده.نگذار كسي دلسردت كنه . توي دنياي به اين سردي فقط همين رو كم داريم كه دلامونم سرد بشه .اونوقته كه بايد فاتحه همه چي رو خوند.
دوست تو
[10404]
خورشيد
10:21:29
12/27/2006
جناب محترمي كه البته مي دانم كه هستيد ! آيا فكر مي كنيد پيام تسليت براي استادي چون بابك بيات كهنه ميشود؟
و البته فيلمهاي مبتذل
شما جاي خداوند نشسته ايد يا....
[10405]
خورشيد
10:25:15
12/27/2006

بچه ها ...

كي مي دونه چطور مي شه شرمنده ي خدا نشد؟

مي دونم كه هر كاري بكنم باز م كمه ...

ولي به نظر شما چطور مي شه از اين شرمندگي كم كرد؟

[10406]
ليدا
11:20:38
12/27/2006
در عشق دو ركعت است
كه وضوي آن درست نيايد الا به خون.
[10407]
خورشيد
12:03:44
12/27/2006

خيس شد شهر دلم
همه از گريه ي مستانه ي تو
همه از ابر سپيد
هاله اي بر رخ تو
و تورا در طلب راز چنان مي ديدم

تك و تنها

بي من

....
...


[10408]
ليدا
12:23:48
12/27/2006

راست ميگن دل هر كسي فقط جاي يه نفره ؟

بيشتره ادما سريع جواب مي دن " بله راسته. دل هر كسي فقط به اندازه ي يه نفر جا داره"


ولي يه كم به خودمون و به اطراف نگاه كنيم...
تو واقعيت چي مي بينيم؟

دل هر كسي جاي يه نفره؟


با همه مون هستم ...
شيرين از اين زمين بيزاره چون تن فرهاد سنگ مزار نداره ...


عشق شيرين و فرهاد و با اين عشق هاي پوچ
خاكستري نكنيم ...


[10409]
ليدا
12:39:27
12/27/2006
معمولا پيام تسليت را براي كسي كه تازه درگذشته مي دهند... ايا شما مسئول اين سايت هستيد! .. آياشما مسئول پاسخگويي واظهارنظر درمورد تمام مطالب نوشته شده دراين سايت هستيد
كاش اين همه تعصب راراجع به هنرمندان متعهد داشتيد
[10412]
خورشيدخانم
13:04:16
12/27/2006
من جاي خدانشسته ام يا ....چي....
ما كي همچين ادعاي پوچي داشتيم
اگرهم بقول شما داشتيم شما اين اشتباه ماروتكرارنكن


[10413]
خورشيدخانم
13:14:23
12/27/2006
وقتي كه ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم...
و چه سخت است تنها متولد شدن،
مثل تنها زندگي كردن
مثل تنها مردن...
[10414]
طعم خاكستري
13:33:42
12/27/2006


فيروزه ي دل فرهاد و با عشق هاي بچگانه كثيف نكنيم ...

اين يه قسمت از قانون زمينه ... كه نبايد بهش بر بخوره ...


ياد من باشد كاري نكنم كه به قانون زمين بر بخورد ...


[10415]
ليدا
14:20:0
12/27/2006


مرداب كم كم زيبا شد ...

گياهي در آن روييد ...

گياهي تاريك و زيبا ...


[10416]
ليدا
14:35:39
12/27/2006
زمانه،زمانه عاشق کشان است نازنین.



وقحطی عشق،



فرهاد ،



تیشه و



کوه



در برهوت ادمی



وعشق قربانی بسترهایمان تا طلوع صبح



ان هنگام که خستگی تنمان،



رنگ ولعاب از رویمان می زداید.



وچه حقیرانه است عاشقی مان



در صبحی دیگر



برای بستر خالی شبی دیگر

.

.

.

زمانه،زمانه عاشق کشان است نازنین
[10417]
كامران

15:45:25
12/27/2006
دوستای خوبم لیدا خانم وبقیه دوستان اسمانی از اینکه تو این مدت منو تحمل کردین ممنونم امیدوارم که همیشه موفق باشید دوستتان دارم و خدانگهدار
[10418]
كامران

17:03:16
12/27/2006
در خواب ورویا ، میان جنگل ومه گم شد ه ام



در ساحل خبری نیست ،



ودر دریا انبوه اجساد مرا نظاره گرند.



کودکی می نالد.



وآسمان تیره است



چونان قلب دژخیمان.



شاخه های بید سوخته اند

و

اندیشه آدمیان نیز،



و من مانده ام و



روحی گم شده میان جنگل ومه
[10419]
كامران

17:03:37
12/27/2006


كجا مي خواي بري كامران؟

خدانگهدار براي چيه؟

شما خيلي قشنگ مي نويسي ..

چرا مي خواي تنهامون بزاري؟

[10420]
ليدا
18:13:8
12/27/2006
منتطريم
[10421]
ali

19:00:10
12/27/2006
زندگی آب رزی است به خیال مسکرش می نوشیم
[10423]
مات

20:29:0
12/27/2006
Zendegi bazist, man bazigare bazicheh-haye Ghalbe khisham !
[10424]
Cheshmeh

04:12:2
12/28/2006

سلام بچه ها ...

ديشب بهم خبر دادن كه يه دونه عمه ام فوت كرده ..

بد جوري دلم گرفته ....

لطف كنيد براي شادي روحش يه صلوات بفرستيد...


[10426]
ليدا
07:54:44
12/28/2006
وقتي آسمون آبيه آبي باشه هر آرزويي بكنب برآورده مي شه :)
[10427]
فرزانه
12:10:30
12/28/2006
خانه دوست کجاست ؟
[10428]
فرزانه
12:16:8
12/28/2006

مي بيني؟

سياه سياه شدم ...

بهم بگو براي پاك كردن اين سياهي ... چقدر بايد اشك بريزم؟


[10429]
ليدا

12:49:38
12/28/2006
سلام به آقايون وخانمها
ليدا شايد هم اشك توان پاك نمودن اين سياهيهاي ما را نداشته باشد.منم خيلي سياهم
[10430]
علي

15:18:54
12/28/2006
اي كاش ميدونستيد!كه چقدر دلم تنگه واسه دوران دانشجويي. الان ديگه هيچ دوستي ندارم .اره ! كمكم كنيد
[10431]
علي
15:33:20
12/28/2006
در مورد سبك سهراب تو رو خدا يه چيزي بنويسيد
[10432]
مبينا
19:27:51
12/28/2006
دي ماه است.
يك روز سرد زمستاني.
برف آمد و شهر را سفيد پوش كرد.
برف آمد و دل سياه مرا سفيد كرد.
خدايا اي خداي مهربان!
خواهش ميكنم نگذار برف ها آب شوند.
نگذار برف هاي دل من آب شوند.
مي ترسم
مي ترسم از اينكه سياهي ها دوباره آشكار شوند
ومرا از تو دور كنند.

سهراب جان ازت خواهش ميكنم برام دعا كن.
[10433]
فرانك

23:59:24
12/28/2006
غم تو دل من به قد عالمه
غم هاي عالم براي من كمه
[10434]
بهاره

00:46:45
12/29/2006
خوب بود اگر ارشيو بندي ميكرديد بهتر ميشد
[10435]
رضا

07:03:8
12/29/2006
يار را با همه وسوسه هايش تنها گذارم

يار را با هر چيز نمي توان تنها گذاشت

[10436]
رضا

07:06:59
12/29/2006
دلم شكسته تر از شيشه هاي شهر شماست
شكسته باد كسي كه چنينمان مي خواست
[10437]
يه تنها

19:12:56
12/29/2006
ليدا جان!
تسليت مرا پذيرا باش و
خداحافظ.
[10438]
خورشيد
19:45:19
12/29/2006

مرسي خورشيد عزيز از همدرديت ...

ولي ميشه بگيد چرا همه تون داريد خداحافظي مي كنيد؟

اتفاقي افتاده؟

[10439]
ليدا
08:14:12
12/30/2006
وقتي مثل اين روزها هوا سرد ولي آفتابي است من اين شعر جنبش وازه زيست را مز خوانم:
پشت كاجستان برف
برف یک دسته کلاغ
...
قطره ها در جريان،
برف بر دوش سكوت
و زمان روي ستون فقرات گل ياس
هردوی این بخش شعر سهراب نشئت گرفته از دو دیدگاه است اولی برای صبح است و دومی برای سکوت شب و هر دو قشنگ و تامل برانگیز است
[10440]
محمد

08:46:16
12/30/2006

برگي از شاخه ي بالاي سرم چيدم و گفتم:

"چشم را باز كنيد آيتي بهتر از اين مي خواهيد؟"



[10441]
ليدا
09:31:15
12/30/2006